یکی از موضوعاتی که در عرصه سیاستپژوهی و سیاستگذاری اجتماعی اهمیت دارد، بازآفرینی و هویتیابی دختران است. ضعف این مسئله در بلوای اخیر نیز اثرگذار بود، زیرا یکی از خصیصههای شکلگیری نامطالبههای اجتماعی، ضعف هویتی و شناختی مطالبهگران آن است.
در همین راستا، گهگاه برخی مسئولان اجتماعی و سیاستگذاران آموزشی نسبت به بحران هویت دختران، اظهار نگرانی میکنند. با وجود این، ضرورت دارد به ریشهها و علل این مسئله پرداخت تا موضوع در جامعه به درستی فهم شود. یکی از این عوامل، تأثیرات گفتمان زن غربی بر انگارههای جنسیتی دختران است. در این مطلب به تبعات انکار هویت جنسی و جنسیتی زنان، بر هویتیابی دختران نوجوان در عصر پست مدرن، بهصورت مختصر اشاره شدهاست.
در دوره حاضر، هویت جنسیتی نفی میشود و اساساً هویت نیز به مفهومی بدل شده که تنها در چارچوب گفتمان، مشروعیت مییابد؛ یعنی الگوی زن غربی متأثر از ملزومات اندیشهای این دوران، با نادیدهانگاری تفاوتهای فیزیولوژیک و جنسیتی زن و مرد، مردسازی زنان را مزیت و نماد برابری میشمارد، چون مرد را نسبت به زن برتر و سودآورتر میداند و در سیاستهای عمومی و رسانهای مردانگی را ترویج میکند. با وجود این، طی سالهای گذشته، بارها مسئولان حوزه زنان و خانواده، برابری جنسیتی را که درصدد مردسازی زنان است، مطالبهای مبتنی بر ارزشهای اسلامی تلقی میکنند. هر چند در این میان نیز برخی بلاگرهای اجتماعی با پیروی محض از الگوی جهانی، صراحتاً از عدالت جنسیتی سخن به میان میآورند. پس شایسته است دختران ایرانی را در قبال این تناقض و تفکرات ضدزن گفتمان غربی آگاه کرد.
در همین زمینه، انکار تفاوتهای جنسیتی به یکسانانگاری بستر و قوانین برای بروزات اجتماعی دختران دامن میزند. این موضوع به انحراف و اعتساف بیشتر سیاستگذاران کشور میانجامد، زیرا سبب میشود، حکمرانان از فراهمسازی بسترهای اجتماعی برای مشارکت زنان غفلت کنند.
ضمناً دختران در مرحله هویتیابی با نادیده گرفتن ارزشها و مزیتهای هویتی خود، به فعالیتهای مردانه گرایش پیدا میکنند و از استعدادهای خاص زنانه غافل میشوند. این چرخه غلط طی سالیان متمادی استمرار مییابد و نسل جدید نیز به پیروی از این گفتمان، کسب جایگاهی مردانهتر را آرزو میکند.
در حقیقت، انکار تفاوتهای جنسیتی در برخی ساختارهای کلان کشور، طی دهههای اخیر بر معضل شکاف بیننسلی و اختلال هویتی دختران افزودهاست. در این راستا، بعضی خانوادهها برای تقبیح کژکارکرد «ارجحیت فرزند پسر»، تفاوتهای جنسیتی دختران خود را فراموش کرده، او را به سمت اهداف مردانه، سوق میدهند. غافل از اینکه، فرزندشان در دوران هویتیابی با تناقض بین ارزش و نگرش روبهرو شده و برخلاف هنجارهای خانوادگی، کنش خواهد کرد.
لازم به اشاره است وقتی دختران با اختلال هویتی مواجه شوند، در پذیرش نقشهای زنانه و مسئولیتپذیری اجتماعی نیز ناکام خواهند شد. زیرا مثلاً برای مشارکت ریحانهوار در جامعه، نیاز است دختران نسبت به کارویژههای جنسیتی خود اقناع شوند تا با عزتنفس، حاضر نشوند به هر قیمتی به ریشههای هویتی خود تیشه بزنند.
انکار هویت جنسی، جامعه غربی را با انواع چالشهای انسانشناختی مواجه کردهاست. یکی از این مسائل، گسترش جنبشها و کمپینهای حامی همجنسبازان و دگرباشان جنسی است. این موضوع در جوامع غربی، به پوچگرایی و ضعف نهاد خانواده منجر شد. پس ضروری است خانواده ایرانی نیز نسبت به تفاوت جنسی دختران و پسران هوشیارانهتر عمل کند تا در موضوع هویتیابی جنسی به چالش غربی دچار نشود.
با توجه به مطالب مطرح شده، امید است سیاست عمومی و هنجار اجتماعی در کشور، تفاوتهای جنسی و جنسیتی زنان و مردان را جدی گرفته و سیاستگذاران، گزاره برابری یا عدالت جنسیتی را شعار انتخاباتی و تبلیغات سیاسی نکنند، زیرا اساساً و در واقع زن و مرد برابر نیستند و زنانگی و مردانگی، ملزومات رفتاری و ساختاری متفاوتی دارد. البته نگارنده به این نکته اذعان دارد که نابرابری به معنی مزیت جنسیتی بر جنس دیگر نیست و حتماً باید بستری فراهم شود تا همه دختران بر مبنای استعداد جنسیتی و تلاش خود، به انتهای موفقیتهای زنانه و انسانی دست یابند، انشاءالله.
*پژوهشگر جمعیتشناسی سیاسی