مصلحتاندیشی در تصمیمگیری طی سالهای اخیر ضربههای هنگفتی به بدنه ورزش کشور زده است، بهطوریکه ورزش کمکم در حال خارج شدن از سبد خانوار است و بدتر اینکه ورزشکاران و قهرمانان تمایلی برای تشویق جوانان به حضور در ورزش ندارند!
حال آنکه بیشک الگوبرداری از قهرمانان بیتردید افتخار بزرگی است که هر ورزشکاری آرزوی آن را دارد، اما نه وقتی خود از عهده هزینههای ورزش برنمیآید. اتخاذ تصمیماتی که به جای حل کردن مشکل با هزار و یک توجیه غیرمنطقی صورت مسئله را پاک میکند، باعث شده ورزش کشور روزهای سخت و دشواری را تجربه کند. نگاه نادرستی که نه فقط باری از دوش ورزش برنداشته و از مشکلات پرتعداد آن نکاسته که اوضاع را به مراتب بدتر هم کرده است، بهگونهای که نمیتوان آیندهای روشن برای ورزش کشور متصور بود. این در حالی است که ایران استعدادهای قابل توجهی در زمینه ورزش دارد و با توجه و سرمایهگذاری در همین یک مورد نه فقط سلامت جامعه تضمین میشود، بلکه میتواند در مجامع بینالمللی نیز خوش بدرخشد. با این وجود نگاه نادرست و تصمیمات غیرمنطقی باعث شده ورزش ایران با مشکلات قابل توجهی دست به گریبان باشد. مشکلاتی که مهمترین آن میتواند عدم استقبال جوانان از ورزش باشد، چراکه اوضاع نامناسب قهرمانان باعث میشود که نه فقط چشم خانوادهها از حضور فرزندانشان در ورزش بترسد که خود جوان نیز آیندهای در این حوزه نبیند که بتواند او را به این سمت و سو بکشاند.
کوچک گرفتن چانه ورزش، اختصاص بودجه اندک به این حوزه که تأثیر قابل توجهی در سلامت جسم و روان جامعه دارد، باعث شده مدیران به جای حل مشکلات به اتخاذ تصمیماتی روی آورند که نمیتواند آینده روشنی برای ورزش کشور به دنبال داشته باشد.
در کنار اعزامهای کیفی که تنها راهکار آقایان برای مقابله با مشکلات مالی است، هزینههای سنگین ورزش قهرمانی باعث شده بسیاری از قهرمانان با وجود تحمل تمام سختیها جهت کسب افتخار برای کشورشان صراحتاً بگویند که هیچ جوانی را برای حضور در ورزش تشویق نمیکند وقتی خود نمیتوانند زیر بار هزینههای ورزش قهرمانی کمر راست کنند و در این مسیر پرمشقت هیچ کسی هم نیست که دست آنها را بگیرد.
بیشک نمیتوان منکر مسائل و مشکلات مالی شد. با این وجود با تغییر اولویتها و مدیریت بحران میتوان اوضاع را اندکی هم که شده آرام کرد تا شاهد هدررفت استعدادهای ورزش کشور نباشیم. استعدادهایی که هر کدام میتوانند پرچم پرافتخار ایران را بر فراز دنیا به اهتزاز درآورند.
توجه به ورزش میتواند از هزینهها و حتی بزهکاری بکاهد، علاوه بر آن ورزش کمهزینهترین راه برای عرضاندام در مجامع بینالمللی است. مسئلهای که بارها و بارها ثابت شده است. با این حال به نظر میرسد آقایان تصمیمگیرنده اهمیت چندانی به این مقوله نمیدهند که کارد اینچنین به استخوان ورزشکاران و قهرمانان رسیده که یا قید ورزش حرفهای را میزنند یا بیهیچ تعارفی تأکید میکنند هیچ جوانی را برای حضور در ورزش تشویق نمیکنند، وقتی کمکی برای تحمل هزینههای سنگین آن وجود ندارد.
طلای سلیمانی درست بعد از پایان جنگ ایران و عراق در مسابقات جهانی مارتینی نمونه واضح این مدعاست. صحنهای که هرگز از یادها پاک نمیشود. موفقیتی که باعث شد پرچم ایران بالاتر از پرچم دو ابرقدرت (امریکا و روسیه) بر فراز دنیا به اهتزاز درآید، آنهم درست در روزهایی که مناقشات سیاسی دوران سختی را برای کشور رقم زده بود، اما گویا این افتخارآفرینیها که بار دیگر واژه غرور را برای ایران زنده کرد به دست فراموشی سپرده شده که آقایان با بهانه قرار دادن مشکلات مالی اوضاع را چنان سخت کردهاند که با وجود استعدادهای فراوان نمیتوان آینده روشنی برای ورزش کشور متصور شد وقتی هیچ همتی برای حل مشکلات وجود ندارد و اوضاع روز به روز به دلیل بیکفایتی مدیریتی و انتخابهای سرتاپا ایراد این مدیران نالایق بدتر و بدتر میشود.