ساعت ۱۱ روز سهشنبه دوم اسفندماه صدای شلیک گلولهای در خیابان باهنر نزدیکی میدان قدس کاسبان محل را به داخل خیابان کشاند. رهگذران و مغازهداران دیدند راننده خودرو پژو ۲۰۷ سواری پس از شلیک به سر مرد میانسالی با خودرو از روی او عبور و به سرعت فرار کرد. با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری دربند راهی محل شدند. بررسیهای مأموران پلیس در محل حادثه نشان داد مرد زخمی کامران ۵۳ ساله نام دارد که لحظاتی قبل همراه برادر ۴۰ سالهاش به نام سعید از خانهاش بیرون میآید، اما سعید در اقدامی غیرمنتظره برادرش را با گلوله زخمی و از محل فرار میکند.
حادثه دوم
در حالی که تحقیقات برای دستگیری سعید ادامه داشت به مأموران پلیس خبر رسید ضارب در حادثه دیگری همسر باردارش را نیز در خانهاش حوالی خیابان دیباجی با شلیک گلوله به قتل رسانده و گریختهاست.
بدینترتیب با اعلام قتل زن باردار، قاضی محمد جواد شفیعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات خود را در محل آغاز کردند. در حالی که تحقیقات برای دستگیری قاتل ادامه داشت، تیم پزشکی بیمارستان اعلام کرد کامران هم بر اثر شدت جراحات فوت کردهاست.
بازداشت قاتل
بدین ترتیب با ثبت دومین قتل، مأموران تحقیقات خود را برای دستگیری قاتل ادامه دادند تا اینکه شامگاه جمعه پنجم اسفند باخبر شدند قاتل فراری در یکی از هتلهای معروف شمال تهران مخفی شدهاست. سپس مأموران راهی هتل شدند و قاتل را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم صبح دیروز برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل همسر و برادرش اعتراف کرد. وی در ادامه به دستور بازپرس جنایی برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتگو با قاتل
متهم مردی مولتی میلیاردر است که علاوه بر هتلداری در یکی از شهرستانها کارخانه فولاد هم دارد. او میگوید درست است که در زندگیاش نیاز مالی نداشته و پولش از پارو بالا میرود، اما همیشه در زندگیاش شانس همراه او نبودهاست و آنگونه که مردم عادی از زندگیشان لذت میبرند، او لذت نبرده و الان هم با دو قتلی که مرتکب شدهاست، کام خانوادهاش را تلخ کردهاست. وی در گفتگو با خبرنگار ما از دو حادثه خونین گفت.
سعید سابقه داری؟
نه من هیچ سابقهای ندارم و فرد آبرومندی هستم و در زندگیام تا قبل از این دو حادثه خطایی نکردهبودم که بازداشت و مورد بازجویی قرار بگیرم، اما مدتی است در زندگی بد شانسی میآورم و به هر کاری دست میزنم با مشکل روبهرو میشوم و فکر میکنم روزگار با من خوب نیست.
مشکل مالی داشتی؟
نه. ما خانواده ثروتمندی هستیم و وضع مالی خوبی داریم. ما علاوه بر هتلداری و سرمایهگذاری متفاوت در یکی از شهرستانها کارخانه فولاد داریم. منظورم از بدشانسی، مشکلات مالی نیست، چون من با اینکه از نظر مالی مشکلی ندارم، اما مانند افراد عادی از زندگیام لذت نبردهام. حتی احساس میکردم همسر دومم که همه چیز برای او فراهم کردهبودم با من خوب نیست.
چطور با همسرت آشنا شدی؟
او دو فرزند داشت که از همسرش جدا شدهبود و چهار سال قبل در هتل ما مشغول به کار شد. وقتی با او آشنا شدم، از او خوشم آمد و با او ازدواج کردم. زن و سه فرزند خودم در شهرستان زندگی میکنند، اما من خودم در دفتر تهران مشغول به کارم و او را هم برای زندگی به تهران آوردم. خیلی او را دوست داشتم، اما رفتارهای او باعث شد به او مشکوک شوم و همین گمان بد هم آخرش زندگیام را سیاه کرد.
به خاطر همین گمان بد او را به قتل رساندی؟
بله. مدتی بود به او بدگمان شدهبودم و فکر میکردم موضوعی را از من پنهان میکند. هر روز که میگذشت بیشتر به رفتارهای او مشکوک میشدم. من زن و فرزند داشتم که با او ازدواج کردم و انتظار داشتم او بیشتر مرا درک کند، اما همسر دومم با رفتارش و بدگویی که پشت سرم انجام میداد، شک و تردید مرا نسبت به خودش بیشتر میکرد تا جایی که تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. شاید باور نکنید که به خاطر رفتارهای او دو بار با خوردن قرص قصد داشتم به زندگیام پایان دهم، اما نزدیکانم متوجه شدند و مرا از مرگ نجات دادند.
چرا برادرت را به قتل رساندی؟
من از قبل با برادرم اختلاف مالی و از او کینه به دل داشتم. وقتی صبح با همسرم درگیر شدم و او را به قتل رساندم، پیش برادرم رفتم و درباره اختلاف مالیام با او حرف زدم. از او خواستم طلبم را بدهد، اما او قبول نکرد که خیلی عصبانی شدم و وقتی از خانهاش با هم بیرون آمدیم به او شلیک کردم.
پس از حادثه به کجا فرار کردی؟
به هتلی در شمال تهران رفتم و گمان میکردم برای مدت محدودی میتوانم آنجا باشم و بعد به مکان دیگری بروم، اما باز هم بدشانسی آوردم و یکی از آشنایان مرا داخل هتل دیده و به پلیس خبر دادهبود.
در این مدت عذاب وجدان نداشتی؟
عذاب وجدان داشتم و حتی تصمیم گرفتم به زندگیام پایان دهم، اما ترسیدم.
اسلحه را از کجا تهیه کردهبودی؟
مدتی قبل از یکی از شهرهای غربی کشور به مبلغ ۱۰ میلیون تومان خریدم.
حرف آخر؟
خیلی پشیمان هستم، اما میدانم پشیمانی فایدهای ندارد وای کاش عاقلانه فکر میکردم.