«شبلی» به مسجدی رفت تا دو رکعت نماز گزارد و قدری استراحت کند. کودکانی در مسجد مشغول تحصیل بودند و اتفاقاً وقت غذا خوردن آنها فرارسیده بود. دو کودک نزدیک شبلی نشسته بودند، یکی از آنها ثروتمندزاده و دیگری فرزند مرد فقیری بود. دو زنبیل گذارده بودند و از آن غذا میخوردند. در زنبیل ثروتمندزاده نان و حلوا بود و در زنبیل فرزند فقیر تنها نان وجود داشت. وقتی فرزند مرد ثروتمند شروع به خوردن نان و حلوا کرد، فقیرزاده از او درخواست حلوا کرد. اما او گفت اگر به تو حلوا دهم، سگ من خواهی شد؟! کودک فقیر در جواب گفت میشوم. ثروتمندزاده به او گفت عوعوی سگ کن تا به تو حلوا دهم! آن بیچاره صدای سگ میداد و حلوا میگرفت. شبلی به آنها نگاه میکرد و میگریست. مریدان او گفتند چرا گریه میکنید؟ در جواب گفت: «نگاه کنید طمعکاری و بیقناعتی با انسان چه میکند؟ چه میشد اگر آن فقیرزاده به نان تنهای خود قناعت میکرد و به حلوای آن کودک طمع نمیورزید تا او را سگ خود نگرداند.»
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: نتیجه طمع، ذلت دنیا و بدبختی آخرت است.
در تعریف لغوی طمع گفتهاند حرص، خست، زیادهجویی و شاید در تعریف سادهای از آن بتوان گفت «میل و تمنای بیش از حد نسبت به لذات یا مال دنیا» را گویند. گاهی چشم ما دنبال مال بیشتر و گاه دنبال جایگاه بالاتری است. در حالت کلی به داشتههای خود قانع نیستیم و درصدد داشتههای مضاعفتری هستیم. طمعی که باعث میشود چه به خاطر مال و چه به خاطر جایگاه ذلیل شویم. متأسفانه دایره طمع صرف موضوعات مادی نیست، بلکه گاهی مبنای روابط ما هم براساس طمع است. در کنار آدمها به طمع میمانیم که ثروت و پول تنها یکی از آنهاست. طمع دریافت محبت و عشق، طمع عشقورزی، طمع جایگاه اجتماعی، طمع رتبه و درجه بالاتر و.
در هر حالتی طمع سیاهچالهای است که هرگز پرنخواهد شد. دامنه خسارت رذایل حیوانی به قلمروی طبیعی آنها محدود نمیشود، بلکه بسیاری از آنها دارای دنبالهها و لوازمی هستند که در زمره صفات ناپسند نفسانی، خود بهعنوان رذایل مستقل به حساب میآیند. چشمداشت به اموال دیگران و طمعورزی را میتوان نمونهای از این پیامد شوم دانست که ریشه در افزونخواهی داشته است و از حرص سرچشمه میگیرد. چشمداشت به اموال دیگران عزتنفس را نابود میکند و ذلت و بندگی و خواری را به ارمغان میآورد. مؤمن هیچگاه وسیله ذلت و خواری خود را در برابر مردم فراهم نکرده و چشم امیدش به کسی است که حیات، زندگی، روزی و عزت تمام انسانها به اراده اوست.
حاج اسماعیل دولابی میگفت: در مسافرت اگر دندان طمع را بکنید، سفر خوش میگذرد. در دنیا هم مسافریم... دندان طمع دنیا را بکن. حتی اگر دیدی هرچه سعی میکنی نماز و عباداتت هم درست نمیشود، دندان طمع آخرت را هم بکن، طمع فقط به خدا خوب است.
امام علی (ع) میفرماید: «أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ» آن کسی که طمع را شعار خود گرداند، خود را خُرد نمایاند و آن کسی که راز سختى خویش بر هر کس گشود، خویشتن را خوار کرد.
طمع داشته باشیم، اما فقط به بخشش خدا.