کاری ندارند جز اینکه علیه هم مصاحبه کنند و خودشان را بهترین مدیر جلوه دهند، در صورتی که دست همه مدیران فوتبالی برای مردم رو شده و حنایشان دیگر رنگی ندارد. هر چقدر هم در رسانهها دعوای زرگری راه بیندازند، باز هم افکار عمومی گول ادعاهایشان را نمیخورد.
مدیریت در فوتبال نه تنها تخصص نمیخواهد، بلکه به تجربه خاصی نیز نیاز ندارد. بعضاً بودند افرادی که از خارج از حوزه ورزش مسئولیت باشگاههای پرطرفدار را برعهده گرفتند و بعد از آنکه آوازه سوءمدیریتشان همه جا را پر کرد، صندلی ریاست را ترک و به حوزه دیگری نقل مکان کردند. سایرین هم که دم از باتجربه بودن میزنند دستکمی از بیتجربهها ندارند. البته این دست از مدیران کارکشته راه و روش فعالیت در رأس باشگاههای مطرح را بلدند و خوب میدانند چطور رفتار کنند و تصمیم بگیرند که بعدها بتوانند با آب و تاب از شاهکارهایشان تعریف و تمجید کنند.
یک مصاحبه تلویزیونی و به راه افتادن یک جدل دیگر در فوتبال باشگاهی؛ البته اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود. مدیری که دیگر سمتی در باشگاه پرهوادار ندارد در گفتوگوی شبانه با جدیت و ارائه آمار و ارقام از عملکردش دفاع میکند و مدعی میشود بدهی گذشتگان را نیز پرداخت کرده است. مدیر فعلی هم از غافله عقب نمیماند و هنوز آفتاب نزده جواب او را میدهد و خلاف ادعاهایش را مطرح میکند. متأسفانه زیادهخواهی و فرافکنی در ورزش ایران و بهویژه فوتبالمان موج میزند و هیچ عامل بازدارندهای هم برای مبارزه با آن وجود ندارد. اوضاع طوری شده که هر کس در هر جایگاهی که هست از مدیرعامل فعلی گرفته تا مدیران قبلی از طریق تریبونهای رسمی ادعاهای زیادی را مطرح میکنند. یکی میگوید از جیبم خرج کردم، دیگری مدعی میشود میلیاردها تومان بدهیهای گذشته را صاف کرده، یک نفر از ریختوپاشهای نجومی در باشگاه متبوعش حمایت میکند و نفر آخر هم صراحتاً به مدیر قبل از خودش اتهام دروغگویی میزند. این حال و روز حاکم بر این رشته پرهزینه و بدون بازدهی است که آقایان همهجوره حمایتش کرده و آن را تنها دلگرمی و دلخوشی مردم معرفی میکنند. معلوم نیست چه کسی راست میگوید و چه کسی دروغ. البته همه مدعی پاکی و صداقت هستند، ولی در اصل همه از یک قماش هستند و پرونده هر کدام را که بررسی کنید پر از تخلفهای ریز و درشت، دور زدن قانون و حیف و میل بیتالمال است. در نهایت هم با هیاهو و فرافکنی، عالم و آدم را مقصر جلوه میدهند و برای گرفتن پول بیشتر دولت و مجلس را به بهانههای مختلف تحت فشار قرار میدهند. متأسفانه هیچ نهاد یا مرجعی هم برای راستیآزمایی ادعاهای مطرح شده این آقایان در فوتبال وجود ندارد. در حقیقت هر کسی در هر جایگاهی میتواند ادعایی را بیان کند و دعوای بزرگی به راه بیندازد. مدتهاست که بحثهای متناقضی در خصوص هزینههای باشگاه استقلال وجود دارد، اما وزارت ورزش به عنوان متولی اصلی سرخابیها نه تأیید میکند و نه تکذیب. اینگونه بیتفاوتی از سوی بالادستیها باعث شده طرفین دعوا هر سازی میخواهند بزنند و هیچکس هم نیست که از آنها برای ادعاهایشان مدرک مستند بخواهد.
سالهاست باشگاههای لیگ برتری با همین دستفرمان جلو میروند و با اینکه حساسیتها روی پرسپولیس و استقلال زیادتر از بقیه تیمهاست، اما این دو باشگاه نیز بدون نظارت و رسیدگی مراجع نظارتی اداره میشوند و از بیتالمال هزینه میکنند. هزینهای که البته بیشتر حیف و میل میشود، درحالیکه در فوتبال حرفهای مدیریت حرف اول را میزند و اگر در این حوزه لنگ بزنیم باید فاتحه این رشته را خواند. وضعیت ما نیز دقیقاً همینطور است؛ میزان بدهی و تعدد شکایات به حدی است که اصلاً نمیتوان امیدی به آینده فوتبال کشور داشت. بگومگوهای مدیران در رسانهها نیز تنها برای بازی با احساسات هواداران و منحرف کردن افکار عمومی از واقعیتهاست و هیچ بازده دیگری ندارد. اینکه رسانههای مختلف بهویژه رسانه ملی چرا به مدیران فوتبالی تا این اندازه فضا و فرصت برای مطرح شدن میدهند نیز خود ابهامی بزرگ است.