پنجم دیماه ۱۴۰۰، مأموران پلیس تهران از درگیری خونین در یکی از خیابانهای شهر باخبر و راهی محل شدند. با حضور مأموران در محل شواهد اولیه نشان میداد درگیری بین راننده خودروی سواری پراید با راکب موتورسیکلت اتفاق افتاده و در آن درگیری راکب موتورسیکلت به نام شهاب با ضربه چاقو راهی بیمارستان شده است. همچنین مشخص شد راننده پراید نیز بعد از ارتکاب جرم متواری شده است.
تحقیقات برای شناسایی ضارب ادامه داشت که خبر رسید شهاب بر اثر شدت خونریزیها فوت کرده است. به این ترتیب پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شد و تلاش برای یافتن عامل قتل ادامه داشت تا اینکه راننده 38 ساله به نام جاوید شناسایی و بازداشت شد. او به پلیس آگاهی منتقل شد و در همان بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرد.
با اقرارهای متهم، وی بعد از بازسازی صحنه جرم راهی زندان و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. پرونده بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی روی میز هیئت قضایی شعبه سیزدهم دادگاه قرار گرفت. ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس جاوید به جایگاه رفت و با اعتراف به قتل در شرح ماجرا گفت: «آن روز سوار بر خودروی پرایدم بودم و از محل کار به خانه برمیگشتم، در مسیر یکدفعه با موتور شهاب برخورد کردم. او روی موتورش نشسته بود. از ماشین پیاده شدم و از او عذرخواهی کردم. سپس دوباره سوار ماشین شدم و میخواستم حرکت کنم که یکدفعه شهاب درحالیکه عصبانی بود به طرفم حمله کرد. او میگفت این کار با یک عذرخواهی حل نمیشود. از رفتارش تعجب کردم، چون تصادف در حدی نبود که او بخواهد به خاطر آن درگیری راه بیندازد. به همین خاطر سعی کردم آرامش کنم، اما فایدهای نداشت. شهاب همچنان داد میزد و میگفت چرا میخواهی ماجرا را به این سادگی تمام کنی!»
متهم در ادامه گفت: «شهاب دستبردار نبود و کوتاه نمیآمد. او میخواست هر طور شده مرا کتک بزند، به همین خاطر از ترس چاقویی را که همراه داشتم بیرون آوردم تا او را بترسانم که بیخیال شود. اما او با دیدن چاقو عصبانیتر شد و به طرفم حمله کرد. درگیری بالا گرفت و در آن کشمشها بود که چاقو به گردن شهاب خورد. به همین خاطر وقتی او را خونین روی زمین دیدم از ترس فرار کردم.»
متهم در آخرین دفاعش گفت: «باور کنید چاقو را برای ترساندن شهاب بیرون آورده بودم و قصد زدن نداشتم. مقتول را هم نمیشناختم و از قبل خصومتی با او نداشتم. پشیمانم و درخواست گذشت دارم.»
در پایان هیئت قضایی با درخواست وکیل متهم درباره تبرئه موکلش، پرونده را برای بررسیهای بیشتر به پزشکی قانونی فرستاد تا اینکه کارشناسان اعلام کردند ضربه چاقو باعث بریدگی شریان اصلی گردن مقتول شده است. به این ترتیب هیئت قضایی مرد جوان را به قصاص محکوم کرد. این حکم با اعتراض وکیل متهم به دیوان عالی کشور فرستاده شد تا اینکه با بررسی اوراق پرونده، این حکم از سوی قضات شعبه 26 دیوان تأیید شد.
به این ترتیب درصورتیکه متهم نتواند رضایت اولیای دم را جلب کند در آستانه مرگ قرار خواهد گرفت.