وقتی به وقایع اخیر با فاصله از نقطه آغازین آن خیره شویم آنجاست که سخنی از شهید دیالمه مثل پتک در سرمان میکوبد. انقلاب هر چند وقت موجی میزند و زبالهها را بیرون میریزد. این سخن از شهید عبدالحمید دیالمه است. سخنی هر چند کوتاه اما تاریخ شمول و خود بسنده که هر چند سال یکبار حقانیتش آشکار میشود. انقلاب در سه ماه گذشته یکی از بزرگترین موجهای خود را زد و زبالههای بسیاری را دور ریخت. موجی که نقاب از چهره بسیاری انداخت و صورت حقیقی ریاکاران و گرگهای در پوست میش را که در کمین خون انقلاب بودند آشکار کرد. از سیاستمداران وسطباز گرفته تا مشتی سلبریتی متشکل از ورزشکار و هنر فروش در تلاطم این موج عریان شدند. این قشر به سه بخش تقسیم میشوند. برخی از این اشخاص معلومالحال که دارای مقداری ضریب هوشی هستند خیلی زود متوجه شدند که به کاهدان زدهاند و با عقبنشینی از مواضع خود سعی در جمع کردن آب ریخته دارند. بخش دوم کسانی هستند که همچنان در توهم سقوط جمهوری اسلامی به سر میبرند و هر روز مواضع تندتری اتخاذ میکنند چون میدانند آب ریخته جمع نمیشود. اما بخش سوم که از سطح هوش بسیار پایینی برخوردارند حکایت دیگری دارند. این بخش شامل کسانی میشود که فکر میکنند از قافله جا ماندهاند و حالا در تلاش هستند با یک اکت و کنش مبتذل خود را در معرض دید قرار دهند. حکایت بانوان شطرنجباز کشور از این بخش سوم است. اخیرا سارا خادم الشریعه در مسابقات آلماتی قزاقستان در یک حرکت سوپر انقلابی بدون حجاب بر سر میز حاضر شد و با یک لبخند ملیح در مقابل دوربین عکاسان قرار گرفت. خادم الشریعه احتمالا به پیشنهاد همسرش که یکی از لمپن برخورداران کشور و همانی است که روزی سعی داشت بر یقه احمدی نژاد کراوات ببندد و روز دیگر در مورد رپرها مستند میساخت، دست به چنین اقدامی زده است اما نمیداند تخم مرغهایش را در سبد بدی قرار داده است. خانم شطرنجباز پیش از این نیز سابقه انجام حرکات سوپر انقلابی را در کارنامه خود دارد. او پس از وقایع آبان نود و هشت هم خیلی دیر به نشانه اعتراض از تیم ملی خداحافظی کرد اما در یک آن با یک دنده معکوس ناگهانی ابراز پشیمانی کرد و خواستار خدمت به تیم ملی شد. متاسفانه مسئولین فدراسیون شطرنج فریب این حرکت را خوردند و دوباره او را پذیرفتند. نتیجه آن بخشش بیجا و بد موقع همین شد که میبینید. تهیه خوراک برای شبکههای لندی و سعودی. خادم الشریعه یک حرکت انقلابی دیگر نیز در کارنامه خود دارد. او و همسرش با اشتیاق فراوان در حضور محمد خاتمی حاضر شدند تا افتخار این را به دست بیاورند که آقای خاتمی خطبه عقدشان را جاری کند. نکته عجیب اینجاست که چرا همه محبان و دلسوختگان جناح اصلاح طلب به کشف حجاب و از این دست اعمال سوپر انقلابی گرایش دارند؟ چه نسبتی میان اصلاح طلبی و زیر پا نهادن نص صریح حکم قرآن برقرار است؟ این دلسوختگان درست مانند مرادشان و مشاوران او جمع نقیضین هستند و عادت به معکوس کشیدن و تغییر رنگ دارند. سوپر انقلابیون دهه شصت رفته رفته تبدیل به اصلاح طلب شدند. روزی شهید آوینی را به خاطر چاپ تصویر یک جوان بوسنیایی روی جلد مجلهاش توبیخ کردند و سپس تبدیل به آوانگارد جریان سکولار و غرب زده شدند. مریدانشان که از قضا از سواد تاریخی_سیاسی هیچ بهرهای نبردهاند و نمیدانند روزی همین طرز تفکر رادیکالترین اعمال پسا انقلاب را انجام داده است خودشان را برای این جناح شرحه شرحه میکنند. گرایش بورژوازی ایرانی و لمپن بورژوازی به جناح اصلاح طلبی بسی جای تفکر و تامل دارد. خوب که به قضایا بنگریم متوجه میشویم چرا روزی از تیم ملی شطرنج خداحافظی میکنند و روز دیگر توبه کنان باز میگردند و مجددا روی به اعمال غیرشرعی میآورند. عطش دیده شدن و لمپنیسم در ناخودآگاه جمعی این قشر سالهاست که نهادینه شده و با هر موجی که انقلاب میزند بخشی از این ناخودآگاه دچار بحران، خود را برون ریزی میکند و هویت متعفن خود را آشکار میکند. بهتر است امثال خادمالشریعه ها به سلف خودشان نگاهی بیاندازند و خوب ببینند که پیشینیانشان چگونه با گسست از نظام جمهوری اسلامی محو شدند. اما در این بین نباید از مسئولین ورزشی خصوصا فدراسیون شطرنج غافل شد. فدراسیون اعلام کرده است که خادم الشریعه با هزینه شخصی و بدون حمایت از فدراسیون به آلماتی د(که البته به شخصه بعید میدانم). رفته است . مسئولین ورزشی کشور چه شطرنج و چه سایرین باید این فرصت را غنیمت بشمارند و از این وقایع درس بگیرند تا مجال اشتباه به کسانی که رو در روی کشور و قانون کشور قرار میگیرند نداده و خون تازهای را در ورزش کشور تزریق کنند. شاید اگر جواب گستاخی دیروز را با بخشش بدون هزینه نمیدادند امروز کسانی که اگر دیده نشوند کل هستیشان به خطر میافتد جرات جسارت و دهن کجی به حجاب را نمیکردند.