آیا تاکنون از نزدیک روباه دیدهاید؟ میدانید مشخصات این حیوان پرفریب چیست؟ او باهوش است، از همه جا مطلع است و از وضعیت محیط اطرافش آگاهی کامل دارد، به همین دلیل راحتتر سراغ شکار میرود. او فکر میکند خیلی زرنگ است و راههای زیادی را برای شکار حیوانی مانند جوجهتیغی امتحان میکند، ولی در نهایت این جوجهتیغی است که در نبرد پیروز میشود و از دست شکارچی باهوش فرار میکند. میدانید چرا؟ چون جوجهتیغی فقط یک راه بلد است وآن دفاعکردن است، پس در برخورد با هر دشمنی کافی است بیمعطلی تیغش را در بدن شکارچی یا شکار خود فرو کند. این یک مثال ساده است تا یکی از رویکردهای شخصیتی افراد را بررسی کنیم. آنهایی که مثل روباه هستند و آنها که جوجهتیغی هستند.
روباه مکار و بیکار!
اینجا کلاس جانورشناسی نیست، ولی همیشه دنیای حیوانات توانسته است مفاهیم جدی و مهمی را در قالب تمثیل برای انسانها تفهیم و قابل هضم کند. بعضیها مثل روباه همهچیزدان هستند و به قول معروف سر در سوراخ هر علم و دانشی میکنند، از هر کدام به اندازه نیاز مقطعی سهمی برمیدارند و بعد بیخیال میشوند یا آدمهایی که مدام از این شاخه به آن شاخه میپرند. در مورد یک کار پرسود تحقیق میکنند و، چون فکر میکنند حالا دانا به آن کار هستند، دست به عمل میزنند و نیمههای راه به مانع برمیخورند و بعد هم به شکست میخورند. آدمهایی که یک کاری زود دلشان را میزند و میروند سراغ تجربه بعدی و این شاخه پریدنها آنها را متحمل هزینه مالی و زمان میکند.
یا روباه آنهایی هستند که دنبال علاقههای خود میروند و همزمان چند رشته را به امید موفقیت ادامه میدهند. هم هنر میخوانند و هم ورزش، هم اهل تجارت هستند و هم دانش آکادمیک. در واقع از نظر خودشان هیچوقت دست از تلاش و تجربه مسیرهای مختلف برنمیدارند. جالب است که اینگونه افراد اغلب در هیچ کدام از مسیرها موفقیت چندانی ندارند، چون روی یک موضوع و استعداد خاصی تمرکز نکردهاند یا افرادی که برای آینده چند برنامه همزمان دنبال میکنند که اگر یکی نشد، حداقل آن یکی جواب بدهد و به خواستهشان برسند و معمولاً به هیچ کدام نمیرسند.
جوجهتیغی شکستناپذیر
ولی عدهای دوست دارند شبیه جوجهتیغی عمل کنند. او برای دفاع فقط یک راه بلد است و آن هم پرتاب تیغ است، اما همان یک کار را خوب انجام میدهد. همین یک گزینه داشتن و تمرکز روی دفاع یا حمله با تیغها باعث تمرکز بالا و موفقیت او میشود. لازم نیست مثل روباه خودش را به درودیوار بزند تا به شکار برسد، همین که میداند باید تیغ پرتاب کند، از او یک برنده میسازد.
شخصیت بعضیها مثل جوجهتیغی است؛ آرام و بیحاشیه. اغلب کسی آنها را جدی نمیگیرد و آنها بدون هیاهو و در سکوت به راهشان ادامه میدهند، مانند افرادی که در زندگی هدف مشخصی دارند و تمام تمرکز خود را روی همان هدف میگذارند و اغلب هم موفق میشوند. ذهنشان را محدود به یک هدف میکنند و طبیعی است که انرژی و زمان بیشتری برای موفقیت دارند.
فکر کنید شما در یک روز ۱۰ برنامه مینویسید و اصرار به اجرای هر ۱۰ برنامه دارید، ولی یک نفر دیگر برای روزش فقط یک برنامه مهم در نظر میگیرد و طبیعی است که همان یک کار را با تمرکز و وقت کافی و کامل انجام میدهد، ولی وقتی قرار باشد چند کار را همزمان یا پیاپی در روز انجام دهید، انرژی و توان شما برای انجام درست همه کارها به حداقل میرسد و همه را شتابزده اجرا میکنید. جوجهتیغیها از هیاهو به دورند و با آرامش بیشتری به هدف فکر میکنند و درست رسیدن برایشان مهمتر از زود رسیدن است.
حالا شما بگویید شخصیتتان شبیه جوجهتیغی آرام و دورهگرد است و برای یک هدف متعالی برنامهریزی میکنید یا مثل روباه پرسروصدا هستید و همزمان چند راه موازی را باهم طی میکنید؟ از آن آدمهایی که همزمان در چند بازار مختلف بدون شناخت کافی سرمایهگذاری یا کار میکنند و همیشه هم مینالند که چرا همه چیز خوب و طبق برنامهشان پیش
نرفته است.