داشتن احساسات مثبت و منفی در یک انسان کاملاً طبیعی است. ممکن است از واژه «منفی» برای توصیف احساسات دشوارتر استفاده کنیم، اما این بدان معنی نیست که آن احساسات بد هستند یا اینکه نباید آنها را داشته باشیم. با این حال، بیشتر افراد ترجیح میدهند یک احساس مثبت را به جای یک احساس منفی داشته باشند یا ترجیح میدهند به جای غم احساس شادی کنند یا به جای ناامنی، اعتماد به نفس داشته باشند. سؤال مهم این است که احساسات ما چگونه به تعادل میرسد و چه مقدار از هر نوع احساسات مثبت یا منفی را تجربه میکنیم؟
تأثیر احساسات منفی
احساسات منفی به ما در مورد تهدیدها یا چالشهایی که ممکن است، نیاز به مقابله با آنها داشته باشیم، هشدار میدهند. به عنوان مثال، ترس میتواند ما را از یک خطر احتمالی آگاه کند. ترس به ما میگوید که ممکن است نیاز به محافظت از خود داشته باشیم. خشم به ما هشدار میدهد کسی پایش را روی انگشتان ما گذاشته یا از اعتماد ما سوءاستفاده کرده است. خشم میتواند بیانگر این ضرورت باشد که باید از خودمان حمایت و حفاظت کنیم.
احساسات منفی موجب میشود ما حواسمان را متمرکز کنیم. گاهی این احساسات باعث میشود تا بتوانیم با مشکلات مقابله کنیم، اما گاهی احساسات منفی موجب احساس ناراحتی، اضطراب، خستگی یا استرس در ما میشود. اگر احساسات منفی از تعادل خارج شوند، ممکن است مشکلات برای ما بیش از حد بزرگ به نظر برسند. هر چه بیشتر روی احساسات منفی تمرکز کنیم، احساس منفی بیشتری در وجود خود تولید میکنیم. تمرکز روی منفیها احساسات منفی را استمرار میبخشند.
تأثیر احساسات مثبت
احساسات مثبت باعث ایجاد تعادل در احساسات منفی میشوند، اما احساسات مثبت مزایای اثربخش دیگری نیز دارند. احساسات مثبت به جای محدودکردن تمرکزمان، بر مغز ما تأثیر مثبت میگذارد و آگاهی، توجه و حافظه ما را افزایش میدهد. احساسات مثبت به ما کمک میکند اطلاعات بیشتری به دست آوریم، چندین ایده را همزمان در ذهن داشته باشیم و درک کنیم که ایدههای مختلف چگونه میتوانند با هم ترکیب شوند. وقتی احساسات مثبت فرصتهای جدیدی را برای ما فراهم میکنند، بیشتر میتوانیم یاد بگیریم و مهارتهایمان را تقویت کنیم. این منجر به انجام بهتر کارها میشود. افرادی که در زندگی روزمره خود احساسات مثبت زیادی دارند، شادتر و سالمترند و بهتر یاد میگیرند با دیگران چگونه کنار بیایند.
اهمیت و نقش احساسات مثبت
کارشناسان از مطالعات اخیر مغز چیزهای زیادی گفتهاند. از جمله اینکه دو یافته وجود دارد که میتواند به ما کمک کند از احساسات مثبت به نفع خود استفاده کنیم:
۱- تلاش کنید احساسات مثبت بر منفیها غلبه کنند: زمانی که ما احساسات مثبت بیشتری نسبت به احساسات منفی داریم، کنترل موقعیتهای دشوار آسانتر است. احساسات مثبت تابآوری و انعطافپذیری ما (منابع عاطفی مورد نیاز برای مقابله) را افزایش میدهند. این نوع احساسات آگاهی ما را گسترش و به ما امکان میدهند، گزینههای بیشتری برای حل مشکل بیابیم.
مطالعات نشان میدهد، افراد زمانی بهترین کار را انجام میدهند که حداقل سه برابر بیشتر از احساسات منفی احساسات مثبت داشته باشند. این اتفاق به دلیل چیزی به نام سوگیری منفی است؛ سوگیری منفی یک تمایل طبیعی انسان با توجه بیشتر به احساسات منفی نسبت به احساسات مثبت است. وقتی به آن فکر میکنید منطقی به نظر میرسد. احساسات منفی توجه ما را به مشکلات جلب میکند؛ مشکلاتی که ممکن است لازم باشد به سرعت با آنها مقابله کنیم. این نوع سازگاری ما با احساسات منفی میتواند یک مکانیسم برای بقا باشد.
گرچه منفیگرایی از این نظر مثبت است، اما یک جنبه منفی دارد که باعث میشود فکر کنیم یک روز بد داشتهایم نه خوب، حتی اگر در آن روز مقادیر مساوی احساسات و عواطف مثبت را تجربه کرده باشیم. حداقل سه برابر بیشتر احساسات مثبت لازم است تا ترازو را پایین بیاورید و یک روز عالی به نظر برسد.
۲- مثبتاندیشی را تمرین کنید: ایجاد عاداتی که ما را تشویق میکند تا احساسات مثبت بیشتری داشته باشیم، میتواند به ما کمک کند، شادتر باشیم، بهتر عمل کنیم و احساسات منفی خود را کاهش دهیم. ایجاد احساسات مثبت به ویژه اگر با احساسات منفی سخت مانند ترس، غم، عصبانیت، ناامیدی یا استرس روبهرو هستیم، بسیار مهم است.
مراحل ایجاد عادت مثبت
ایجاد یک عادت مثبت روزانه دارای دو مرحله است:
اول: به احساسات مثبت خود توجه کنید. روی احساسات خود تمرکز کنید. مثلاً دقت کنید چه زمانی با احساسی مثبت مواجه میشوید یا در پایان روز وقایع و احساسات خود در موقعیتهای مختلف را مرور کنید. برای مثال، ممکن است وقتی به سؤالی درست پاسخ میدهید، احساس غرور کرده باشید یا وقتی که مادرتان در بازی شما حاضر میشود، احساس خوبی داشته باشید. وقتی برای اولین بار این کار را شروع میکنید، احتمالاً باید هر بار به خود یادآوری کنید که روی احساساتتان تمرکز کنید، اما - مانند هر عادت دیگری - هر چه بیشتر این کار را انجام دهید، آسانتر میشود.
دوم: یک احساس را انتخاب و تلاش کنید آن را تقویت کنید. فرض کنید اعتماد به نفس را انتخاب کردهاید. چه چیزی به شما کمک میکند اعتماد به نفس داشته باشید؟ چگونه میتوانید این احساس را بیشتر کنید؟ ممکن است قبل از شروع یک کار جدید به خود بگویید «من میتوانم!» یا ممکن است صافتر بایستید و با اعتماد به نفس راه بروید و احساس قدرت کنید.
احساسات مثبت حال شما را خوب میکنند. به این ابزار قدرتمند توجه بیشتری داشته باشید و تلاش کنید در زندگی روزمره خود برای آن وقت بگذارید. در طول روز خود فضایی برای شادی، سرگرمی، دوستی، آرامش، قدردانی و مهربانی ایجاد کنید. این کار را به یک عادت تبدیل کنید و تردیدی نداشته باشید که شادتر خواهید بود.