مجازات محسن شکاری، از متهمان اغتشاشهای صورت گرفته گسترهای از نقد توام با خشم علیه ساختار قانونی کشور را به همراه داشت. همزمان با اجرای حکم، مخلان امنیت جهانی در فضای حقیقی و مجازی توفانی از نقدهای خود را متوجه ساختار قانونی کشور میکنند و تلاش میکنند بدنه اجتماعی را با این موج همراه کنند. موجی که به آن چه شامگاه سوم مهرماه در خیابان ستارخان تهران گذشت وقعی نگذاشت و با آن همراه شد. آن شب محسن شکاری همراه همدستش علی با کشیدن چاقو و قمه خیابان ستارخان را بسته بودند و مانع عبور خودروها و رهگذران میشدند. هر لحظه بر ترافیک خیابان اضافه می شد و آتش خشم رانندگان از آن چه در حال رقم خوردن بود زبانه میکشید. این اتفاق همان چیزی بود که مسدود کنندگان خیابان انتظارش را میکشیدند. آنها با تهدید مغازهداران را مجبور به تعطیل کردن محل کسبشان کردند و رهگذران و رانندگان را مجبور کردند علیه حاکمیت شعار دهند.
مامور بسیجی که با ضربات قمه محسن مجروح شده روایت کرده:«وقتی به ما خبر رسید خیابان ستارخان را مسدود کردهاند به آن جا رفتیم. دیدم دو مرد قویهیکل خیابان را مسدود کرده و اجازه عبور نمیدهند. آنها قمه و چاقو به دست داشتند. به یکی از آنها نزدیک شدم و گفتم چه میکنی؟ که ناگهان با قمه حمله کرد که مجروح شدم.» لحظاتی بعد از حادثه که ماموران پلیس در محل حاضر شدند، محسن از محل گریخت اما ماموران موفق شدند او را بازداشت کنند. او در جریان بازجوییهای صورت گرفته اعتراف کرده که با انگیزه ایجاد آشوب به کف خیابان رفته بود.« شب حادثه دوستم علی از من خواست در آشوبها شرکت کنیم و یکی از خیابانها ببندیم و ماموران را با چاقو بزنیم. علی دو چاقو داشت که یکی از آنها را به من داد. گفت بعد از این که مامور را با چاقو زدم او با موتور من را از محل دور میکند. با موتور علی از میدان هفتحوض به میدان ولیعصر(عج) آمدیم و که محل شلوغ نبود، برای همین به محله ستارخان رفتیم و تقاطع خیابان بهبودی را بستیم تا این که یکی از ماموران بسیج از راه رسید که او را با قمه زدم.»
بازپرس پرونده هم براساس تحقیقات صورت گرفته، محسن را به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح به قصد جان و ایجاد وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم، جرح عمدی با سلاح سرد به مأمور بسیج، مسدود کردن خیابان ستارخان تهران و اخلال در نظم و امنیت مجرم شناخت. با کامل شدن تحقیقات، جلسه دادرسی دهم آبان ماه برگزار و بعد از صدور حکم اعدام، مجازات وی سحرگاه 17 آذرماه اجرا شد.
در واکنش به بازداشت و مجازات مرتکبان اغتشاشهای صورت گرفته تلاشهای گستردهای برای تطهیر چهره مرتکبان انجام میشود. وقتی اوباش به مغازه کسبه حمله میکنند و محل کسب مردم را آتش میزنند، اقدام آنها انقلابی تلقی میشود و آتش افروزان به عنوان قهرمان معرفی میشوند اما زمانی که مرتکبان آن بازداشت میشود این رفتار غیر انسانی تلقی میشود. اگر مامور پلیس آشوبگری را بازداشت کند خائن به کشور معرفی میشود و خانهاش آتش کشیده میشود اما اگر مامور پلیسی به شهادت برسد حقش بوده و قاتل او به عنوان قهرمان معرفی میشود. اگر زنی حجاب از سر بردار آزادیخواه تلقی میشود و اگر زنی محجبه باشد بیشرف معرفی میشود.
همه این رفتارهای نابهجاری که در فضای آشوبهای صورت گرفته در حال بروز بوده مصداق این جمله سیدشهیدان اهل قلم است که «اگر فحشت بدهند آزادی بیان است، جواب بدهی بی فرهنگیست؛سؤال بکنند آزاد اندیشند، سؤال بکنی تفتیش عقاید است؛ تهمت بزنند در جستجوی حقیقتند، جواب بدهی دروغگویی؛ مسخره ات بکنند انتقاد است، اگر از عقایدت دفاع کنی خشونت طلبی؛ حزب اللهی بودن و بسیجی بودن را باهمه تراژدی هایش دوست دارم»