رسالت رسانه آگاهیبخشی و رشد مدنی است که میتواند به پیشرفت جوامع جهت مثبت داده و به آن سرعت بیشتر بدهد. در ایفای این رسالت، ادعا میشود که حتی بیطرفی رعایت و از هرگونه جانبداری اجتناب میشود تا صرفاً حقیقت بیان و ترویج شود.
در این صورت رسانه میتواند یکی از ارکان دموکراسی و مقوم سازگاری و آرامش جوامع نیز به حساب آید و به تعادل و همگرایی کمک کند. اما رویکرد عملکرد امپراتوری رسانهای غرب و ادامههای وطنی آن بسیار بدسابقه و بدنام بوده و بهعنوان ابزاری درخدمت سیاست کثیف، جنایتکارانه و سلطهجویانه غرب قرار داشته و برای انجام جنایت و تشدید آن ایفای نقش میکند.
آنچه در اغتشاشات اخیر اتفاق افتاد، نمونه بسیار روشن و آشکار این نقش کثیف رسانههای وابسته به نظام استکبار جهانی است که نهتنها ادراک و شناخت مخاطبان را به بیراهه و انحراف کشانده و موجب شکاف و گسست داخلی و تشدید منازعات خانوادگی، قومی و مذهبی شده، بلکه بهطور مستقیم به انجام جنایت وارد شده و آن را تحریک و تشدید مینمایند. رسانههایی مثل ایراناینترنشنال، رادیوفردا و بیبیسی فارسی نهتنها با تحریف واقعیتها و جنگ روایت خشم و نفرت کاذب علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و کارگزاران آن ایجاد میکنند، بلکه با ارائه آموزش جنگ شهری و آشوبگری، تاکتیکها و تکنیکهای زد و خورد و وارد کردن تلفات و خسارت به نیروهای مدافع و تأسیسات عمومی کشور را نیز به آشوبگران منتقل مینمایند. همچنین در این رسانهها خشم جامعه هدف، با سیاهنمایی و دروغ ضریب گرفته و آشوبگران مستعد رفتارهای خشن و ویرانگر میشوند.
پیامد این قبیل اقدامات از سوی رسانههای وابسته به غرب و دنبالههای آنان به شکلگیری فرایندی خشونتبار، ویرانگر و تروریستی انجامیده که در توهم پیشبرد اهداف خود، از هیچ جنایتی فروگذار نیستند.
اقداماتی، چون مضروب ساختن و به شهادترساندن نیروهای مدافع امنیت و تخریب و به آتشکشیدن اماکن و تجهیزات و تأسیسات عمومی و واردکردن خسارتهای سنگین مادی و معنوی به کشور که نهتنها موجب بهشهادت رسیدن و زخمی شدن مدافعان امنیت و حتی مردم عادی بیطرف میشود، بلکه احساس تهدید و ناامنی را به جان شهروندان عادی و بیگناه نیز میاندازد.
این پدیده خطرناک و خسارتبار را رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی نیز به صراحت جنایت نامیدند و اینگونه توضیح میدهند که غربیها در رسانههایشان آموزش تخریب و درست کردن کوکتلمولوتف میدهند. بحث این نیست که اینها جنایت میکنند، این کار، خب بله جنایت است. اما این نشاندهنده میزان انحطاط اخلاقی یک دولت، یک مجموعه حکومتی است که رسانه اش اینجوری عمل میکند.
علاوه بر این رسانههای غربی در اختیار سیاست پیشبرد جنگ ترکیبی غرب نیز هستند که در آن ابزار اصلی جنگ شناختی و روانی محسوب شده و با اخلال در نظام معنایی و معرفتی افراد، استعداد خشونت و شورشگری را در آن پدید میآورند. در این فرایند، خشونت و ترور نوعی ضرورت برای رسیدن به هدف تلقی شده و دست زدن به آن با تفریح و هیجان همراه میشود.
رقم خوردن صحنههایی، چون آتش زدن پلیس، حمله به مدافعان امنیت با سلاح گرم و سرد، مضروبسازی همراه با خشونتگری و عریانسازی فرد مضروب و ادامه ضربات در عین ناتوانی فرد مضروب به هرگونه مقابله و فرار که نشاندهنده بروز خلق و خوی داعشی و منافقین دهه شصت میباشد، پرتاب کوکتلمولوتف به اماکن مقدس یا اماکن مسکونی که با هدف ایجاد رعب و وحشت انجام میشود، جملگی جنایاتی هستند که ریشه در آموزشهای رسانههای غربی داشته و انحطاط اخلاقی طراحان این نوع آموزشها را برملا میسازند.
رویه دیگر این جنایت، شناسایی و شکار خبرنگارانی است که از استعداد نقد و اعتراض برخوردار بوده، ولی حساسیتی به همکاری با عناصر بیگانه نداشته و بعضاً مشتاق مهاجرت به خارج از کشور و دریافت پناهندگی نیز هستند.
متأسفانه دولتهای غربی با تطمیع این دسته خبرنگاران و کشاندن آنها به دورهها و کارگاههای دانش و مهارتی، از آنان ابزاری برای تحریف، روایتسازی کاذب و حتی جاسوسی و خدمت به سرویسهای خود میسازند و در این راه از پوشش رسانهای و فعالیت رسانهای استفاده میکنند.
متأسفانه این موضوع که غرب از رسانه برای جنایت بهره میگیرد و برخی عناصر خودباخته را مستعد جنایت میسازد، آنگونه که باید مورد شناخت و هشدار قرار نگرفته چه بسا در مواردی برخی افراد، ناخواسته و بدون دریافت مواجب به جنایتکاران این عرصه کمک کرده و به جنایت آلوده شده باشند.