کد خبر: 110764
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۸۸ - ۱۴:۲۱
گزارشی از وضعیت تهیه و مصرف مواد مخدر در تهران
از لحظه‌ای که فشار بی‌امان واگن‌های شلوغ مترو را در ایستگاه ترمینال جنوب ترک می‌کنم و لحظه‌ای آسوده می‌شوم، تا زمانی که احساس می‌کنم حالم از خودم به هم می‌خورد، 10 دقیقه‌ای نمی‌گذرد؛ همان 10 دقیقه‌ای که از ترک ایستگاه مترو تا رسیدن به سر بساط یکی از دستفروشان دوره‌گرد اطراف ترمینال جنوب، طول کشیده است. پیاده‌روی در میان انبوه رانندگان تاکسی با فریاد برای خودشان مسافر پیدا می‌کند، در میان بوی انواع ساندویچ‌های ارزان‌قیمت، همهمه مردمی که می‌خواهند به جایی بروند و دود اگزوز اتوبوس‌های واحد که هنوزگاز سوز نشده‌اند، تنها می‌تواند 10 دقیقه یا دست بالا یک ربع، وقت آدم را بگیرد.
در این فاصله می‌توان، کنار خیابان منتهی به خزانه بخارایی ایستاد، به سایه‌های گذرنده‌ای که شتابان از کنارت رد می‌شوند، بی‌توجه بود و فقط به آن جوان نگریست که روی جعبه چوبی کوچکی، بساط محقر خود را پهن کرده و خوراکی می‌فروشد. چند لیوان یک بار مصرف پلاستیکی را در هم کرده و وارونه روی جعبه گذاشته و کنار دستش، گاز پیک‌نیک چرک و گل‌آلودی، آخرین شعله‌های خود را به کتری دودزده‌ای می‌دمد که بخار می‌کند. روی جعبه مقابل این جوانک، خوردنی‌های رنگارنگی چیده شده، انواع بیسکوییت‌های مارکدار و بی‌مارک، بدون تاریخ تولید و انقضا، بسته‌های لواشک دست‌ساز که در پلاستیک‌های کدر پهن و پیچیده شده‌اند و آدامس‌های خارجی. روبه‌رویش می‌مانم. مشتری چندانی ندارد. همان‌طور تکیه داده به نرده‌های رنگ و رو رفته کنار خیابان و زنجیری را دور انگشت می‌چرخاند. جلوی جعبه‌اش که می‌ایستم، براندازم می‌کند. بعد که می‌بیند به بساطش خیره شده‌ام، لحظه‌ای آدمسی را که در دهان دارد، به یک طرف می‌دهد و زیر لب غرغر می‌کند:«چایی داغ، بیسکوییت، تخم‌مرغ. . . » خم می‌شوم و آدامسی برمی‌دارم، سبز رنگ است، با ظاهری خوش قواره و کلماتی که از آن سوی آب‌ها آمده‌اند. از اسکناس 500 تومانی که داده‌ام، 200 تومانی چسب خورده‌ای را پس می‌دهد. ما قبلاً هیچ وقت همدیگر را ندیده‌ایم، قراری هم نداشته‌ایم. کارها خیلی معمولی و راحت انجام شده است چون اینجا هیچ پلیسی نیست، چشم قانون بسته است. واقعیت این است که من با برداشتن این آدامس، مواد مخدر خریده‌ام، برای همین از خودم حالم به هم می‌خورد.
افیون‌های جدید
وقت زیادی نمی‌گذرد از غروب‌هایی که پدربزرگ‌ها، تنگ غروب که می‌شد آتش‌گردان را علم می‌کردند و بعد آن بوی تلخ و زهم تا هفت محله آن طرف‌تر می‌پیچید و همه همسایه‌ها می‌فهمیدند دوباره بساط «عمل» در فلان خانه پهن شده است ولی در همین زمان‌اندک که نسل «اهل منقل» برافتاده، استفاده از مواد مخدر در بین اقشار و سنین مختلف جامعه، رشد چشمگیری یافته است. هر چند در این مورد آمار رسمی چندانی در دسترس نیست، ولی حجم نجومی کشفیات پلیس مبارزه با مواد مخدر، اخبار راجع به امحای این مواد و آمار نه چندان دقیقی که تعداد مبتلایان به سوء مصرف مواد مخدر را تا بیش از سقف دو میلیون نفر اعلام کرده است، نشان می‌دهد بحران افیون در جامعه، مدت‌هاست خط قرمز را پشت سر گذاشته و افسارگسیخته شده است.
با این همه بررسی‌ها نشان می‌دهد با وجود عرضه مواد جدید مخدر که در عرف پزشکی از آنها به عنوان «توهم‌زا» و «محرک» نام برده می‌شود، الگوهای مصرف سنتی افیون را در جامعه عوض کرده است. به همین دلیل است دیگر در محلاتی که ساکنان آن تمایل فراوانی برای استفاده از مواد مخدر دارند، دیگر آن بوم زهم به مشام نمی‌رسد، بلکه شکل‌های دیگر سوء‌مصرف مانند استنشاق، خوردن، حل کردن در نوشیدنی‌ها و تزریق باعث شده آثار و نشانه‌های ظاهری این بلا، کمتر به چشم بیاید. در این میان البته تنوع مواد عرضه شده در بازار افیون نیز بسیار بالا رفته است.
کارشناسان می‌گویند الگوی نوع مصرف مواد افیونی در ایران، 10 سال از الگوی مصرف اروپا عقب‌تر است. برای همین شیوع مواد شیمیایی و فرآورده‌های آزمایشگاهی افیونی مانند آیس، کریستال، کراک و قرص‌های روانگردان پس از همه‌گیری در اروپا، در مناطق مختلف خاورمیانه از جمله ایران نمود پیدا می‌کند. این در حالی است که آمار غیررسمی اذعان دارد به دلیل هزینه‌های گزاف سوداگران مرگ برای انتقال مواد مخدر از کشورهایی نظیر افغانستان به اروپا، قاچاقچیان ترجیح می‌دهند بار خود را در شهرهای ایران به پول نزدیک کنند و مفهوم ساده این سخن، شیوع فراوان سوءمصرف مواد مخدر سنتی مانند تریاک و حشیش در عین استقبال معتادان ایرانی از افیون‌های جدید است. به گفته این آمار، سرانه مصرف تریاک در ایران، نسبت به تمامی کشورها در بالاترین سطح قرار دارد و پس از آن استفاده از حشیش و هروئین، جوانان ایرانی را به کام نابودی می‌کشاند. این در حالی است که اجرای قوانین سختگیرانه مبارزه با مواد مخدر و استفاده از آخرین دستاوردهای فناوری در این عرصه، پلیس ایران را به فعال‌ترین نیروی دولتی ضدمواد مخدر در دنیا تبدیل کرده است.
آخرین کمین سوداگران
امروزه با وجود مبارزه بی‌امان پلیس ایران با مواد مخدر دیده می‌شود مواد مخدر جدید که به دلیل تأثیرات کم رنگش در علوم داروسازی به داروی نرم (soft drug) معروفند، به راحتی در دسترس شهروندان قرار گرفته است؛فروش انواع آدمس‌ها، خوراکی‌هایی مانند پاستل و خوشبوکننده‌های دهان خارجی در مغازه‌ها و دستفروشی‌ها، شاید در ابتدا موضوع عادی به نظر بیاید، ولی وقتی مقامات مسؤول از آلودگی جوانان، دانش‌آموزان و دانشجویان به شکل‌های جدید مواد مخدری که در قالب آدامس و خوردنی در مغازه‌ها فروخته می‌شوند، خبر می‌دهند، مو بر‌اندام آدمی راست می‌ایستد. به گفته کارشناسان، اعتیاد، تحریک و سرخوشی، گیجی، احساس خارج شدن بخار سرد از مغز، از دست دادن تعادل روحی و رفتاری از عوارض سوء‌مصرف این مواد جدید است. در همین رابطه، چندی پیش رئیس اداره مواد مخدر و داروهای تحت کنترل وزارت بهداشت اعلام کرده بود، خوراکی‌های مشکوکی که در آنها مقادیر فراوانی هروئین وجود دارد، در کمین جوانان ایرانی است.
همچنین وجود ترکیبات مسمومیت‌زای کشنده‌ای مانند کربنات سدیم، سرب و آرسنیک در این اقلام گزارش شده که به نظر می‌رسد هدف از عرضه‌شان، تنها و تنها نشانه رفتن به سوی سلامت جوانان ایرانی است. در حقیقت شاید بتوان گفت با این حساب، خریدن ترکیبات هروئین‌دار در تهران، به سادگی خرید یک بسته آدامس شده است. این در حالی است که مواد افیونی شدید (hard drug) نیز به سادگی در دسترس استفاده‌کنندگان قرار می‌گیرد. آماری که چندی پیش از طرف دبیرخانه مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی منتشر شده بود نشان از میانگین دستگیری 25 مرتبه در سال برای فروشندگان جزء مواد مخدر بود. این خبر به معنای آن است که یک فروشنده جزء حرفه‌ای مواد مخدر، در ماه دو مرتبه توسط پلیس دستگیر می‌شود و پس از طی مراحل انتظامی و قضائی دوباره به چرخه عرضه مواد مخدر بازمی‌گردد.
تجارت کثیف
به نظر می‌رسد یکی از دلایل اصلی رونق فراوان بازار مواد مخدر در ایران، هزینه‌های آن است. هر قاچاقچی اگر بیش از حد تعیین شده در قانون، مواد مخدر داشته باشد به مرگ محکوم می‌شود. این یعنی تجارت کثیف افیون در ایران، مجازات مرگ نیز پیش‌بینی و باعث شده است اشخاصی که به صورت حرفه‌ای به خرید و فروش این مواد مشغولند، احساس خطر زیادی داشته باشند. این احساس خطر به طور طبیعی قیمت حمل و نقل و نگهداری را بالا برده و سودآوری افیون‌های قدیم و جدید را در ایران تضمین می‌کند. آمار غیررسمی از اختصاص روزانه پنج هزار تومان هزینه خرید مواد مخدر برای هر معتاد خبر می‌دهد. اگر این عدد را که مربوط به چند سال پیش است در تعداد معتادان تفننی و دائمی ضرب کنیم به رقم خیره‌کننده 10 میلیارد تومان می‌رسیم. در این میان با در نظر گرفتن تورم دستمزد نیروهای انتظامی، هزینه فزاینده سازمان‌هایی مانند بهزیستی، مخارج بخش خصوصی پیشگیری و درمان معتادان و همچنین هزینه‌های کلانی که صرف مبارزه با قاچاق مواد مخدر در کشور می‌شود، گردش مالی سالانه بازار مواد مخدر و مبارزه با آن در ایران به ارقام بسیار درشت‌تری منتهی خواهد شد که به نظر می‌رسد به سادگی قابل محاسبه نباشد.
عزم ملی برای درمان
در میان آمار سرگیجه‌آور وضعیت مواد مخدر در ایران، نشانه‌های امیدبخشی از حضور مردم در راه مبارزه با این بلای مصیبت بار دیده می‌شود. تشکلهای مردم نهادی که حضور آنها در ایران کم کم وارد دهه چهارم خود می‌شود، در قالب تشکل‌هایی مانند «کانون رهایی»، «کنگره 60»، «انجمن معتادان گمنام» و همچنین کلینیک‌های ترک اعتیاد به روش‌های مختلف نوید عزم مردم برای کاهش آسیب‌های اجتماعی سوء‌مصرف مواد مخدر است. هر چند در این میان، تغییر نگاه حاکمیت و جامعه از «مجرم محوری» به «بیمار محوری» در امر مبارزه با مواد مخدر، کوشش قابل تقدیری برای افیون‌زدایی از جوانان ایران شمرده می‌شود. با این حال به نظر می‌رسد تا زمانی که صرفه تعدادی فرصت طلب در خرید و فروش این مواد اقتضا می‌کند، ریشه‌کن‌سازی افیون در جامعه به طور کامل ممکن نباشد، پس آیا بهتر نیست به فکر کم کردن هزینه‌های این آسیب اجتماعی به خود و جامعه‌مان باشیم؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار