خوب یا بد، درست یا غلط، بزرگترین انتخابات فوتبال ایران بعد از کشوقوسهای فراوان و حاشیههای بسیار، دست آخر به یک نام ختم شد؛ تاج! گزینهای که به هر شکلی توانست نظر مجمع را به خود جلب کند و از آن رأی اعتماد بگیرد؛ انتخابی که جامعه فوتبال ایران ناچار است به آن احترام بگذارد. خوب یا بد، درست یا غلط، بزرگترین انتخابات فوتبال ایران بعد از کشوقوسهای فراوان و حاشیههای بسیار، دست آخر به یک نام ختم شد؛ تاج! گزینهای که به هر شکلی توانست نظر مجمع را به خود جلب کند و از آن رأی اعتماد بگیرد؛ انتخابی که جامعه فوتبال ایران ناچار است به آن احترام بگذارد. هر چند این به معنای چشم بستن به روی اشتباهات احتمالی آینده نیست، اما امروز دیگر هم زدن گذشته دردی از فوتبال دوا نمیکند و باید موافق یا مخالف، نگاهش به آینده باشد و اینکه به چه طریقی میتوان از بار مشکلات کاست و در مسیر موفقیت گام برداشت. فوتبال ایران دو رویداد بسیار مهم پیش رو دارد؛ جام جهانی و المپیکی که سالهاست حسرت حضور در آن به دل فوتبال ایران مانده است. درست مانند صعود از مرحله گروهی جام جهانی که با وجود صعودهای مقتدرانه به این رقابتها نیز هرگز حاصل نشده است.
به دنبال کیروش
تاج اگر چه هیچ برنامهای جز بازگرداندن کارلوس کیروش ارائه نداد، اما بعد از پیروزی در انتخابات حرف خوبی زد که باید گذشته را به دست فراموشی سپرد و متحد و همدل، برای کسب موفقیت در آینده تلاش کرد. هر چند بسیاری از اتفاقات گذشته فراموششدنی نیست، وقتی فوتبال ایران همچنان در حال پس دادن تاوان آن است، اما دست به دست هم دادن و متحد شدن، بیشک بزرگترین گام برای رسیدن به موفقیت است، البته به شرط آنکه تنها شعاری دلفریب نباشد و با نیت عملی شدن به زبان آمده باشد.
پرواضح بود به رغم پافشاریهای میرشاد، نیمکت تیم ملی فوتبال ایران با پیروزی تاج در انتخابات دستخوش تغییرات میشود. بسیاری از همان ابتدا هم مخالف اسکوچیچ بودند، اما اندک زمان باقی مانده تا جام جهانی و دشواریهای طی کردن پروسه انتخاب سرمربی و معضل عدمشناخت او از تیم ملی، مخالفان را به ادامه همکاری با اسکوچیچ مجاب کرد. با وجود این، اما تاج روی گزینههایی دست گذاشته است که در صورت تسریع در حضور آنها روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران، مشکلی بابت شناخت بازیکنان ندارند و احتمال موفقیت آنها در اندک زمان باقیمانده تا جام جهانی قطر کم نیست، اما به شرط آنکه کیروش، برانکو یا حتی قلعهنویی که مدنظر رئیس جدید فدراسیون هستند، در کمترین زمان ممکن جایگزین اسکوچیچ شوند تا تیم ملی فوتبال ایران بیش از این زمان را از دست ندهد. در واقع تاج اگر قصدی برای ایجاد تغییرات دارد، باید آن را تا قبل از دو بازی دوستانهای که برای اردوی اتریش تدارک دیده شده است، انجام دهد که امیدی به گرفتن نتیجه وجود داشته باشد. خصوصاً بعد از فراز و نشیب بسیاری که تیم ملی در کسب جواز حضور در جام جهانی طی کرد و نقش تاج را نمیتوان در آن نادیده گرفت. امروز، اما فرصت جبران هست و تاج که مدعی ایجاد تغییرات بود و سر و سامان دادن به اوضاع فوتبال، میتواند با تیم ملی فوتبال شروع کند؛ درست همان نقطهای که به یکی از بزرگترین اشتباهات او در تاریخ مدیریتش در فدراسیون فوتبال تبدیل شده است.
امید ناامید
جام جهانی، اما تنها رویداد مهم پیش روی فوتبال ایران نیست. کسب جواز حضور در رقابتهای المپیک از دیگر موارد مهمی است که باید دید فدراسیون فوتبال چه برنامهای برای موفقیت در آن برای شکستن طلسمی چندین و چند ساله دارد. انتخاب مهدویکیا برای هدایت امیدهای فوتبال ایران روزنه امیدی بود برای شکسته شدن این طلسم، اما از کیا هم مثل همه مربیان قبلی هیچ گونه حمایت اساسی و اصولی نشد، به طوری که او حتی قید حضور در بازیهای کشورهای اسلامی را هم زد؛ تصمیمی که با توجه به عدم همکاری باشگاهها، چاره دیگری نداشت، اما دستیابی به موفقیت و کسب جواز حضور در المپیک و شکست این طلسم نیازمند برنامهریزی اصولی و حمایتهای همهجانبه است و صدالبته یکی از مسئولیتهای مهم و سنگینی که باید دید تاج فکری برای آن دارد یا کمافیالسابق به شعار در این زمینه و بیتوجهی به اجرایی شدن وعده داده شده چشم بر اهمیت حمایت از امیدها برای حضور در المپیک میبندد.
برنامهریزی و مهیا کردن شرایط و امکانات جهت موفقیت امید در کسب جواز حضور در المپیک یکی دیگر از موارد مهمی است که فدراسیون تاج باید به آن بپردازد؛ مسئلهای که موفقیت در آن میتواند اندکی از اشتباهات فاحش تاج در گذشته را کمرنگ و حسننیت او را ثابت کند. هر چند او حتی در شعارهای تبلیغاتی خود نیز اشارهای به این مهم نکرد و باید دید حال که خرش از پل گذشته است فکری برای این مقوله مهم میکند یا نه؟
بازگشت به آسیا
حذف تیمهای باشگاهی ایران از لیگ قهرمانان آسیا به دلیل عدمدریافت مجوز حرفهای و حرفهای جسته و گریختهای که طی یکی دو ماه اخیر در خصوص تعلیق رقابتهای لیگ برتر مطرح شده، از دیگر موارد حائز اهمیتی است که فدراسیون فوتبال و رئیس جدید آن باید در بازگشت مجدد به ساختمان سیاهرنگ خیابان سئول فکری برای آن بیندیشد؛ موضوع مهمی که سال گذشته پرسپولیس و استقلال را یقه کرد و امسال و سالهای آینده میتواند دیگر تیمها را به سرنوشت سرخابیهای پایتخت دچار کند چراکه کمتر کسی است نداند لیگ برتر ایران به رقم یدک کشیدن عنوان حرفهای طی ۲۲ سال گذشته، کوچکترین بویی از حرفهای بودن نبرده است؛ مسئلهای که باشگاههای فوتبال ایران را نیز شامل میشود. موضوعی که طی سالهای اخیر با کدخدامنشی و دادن آمارهای نادرست به AFC حل و فصل میشد، اما اتفاقی که سال گذشته رخ داد و باعث کنار گذاشته شدن پرسپولیس و استقلال از لیگ قهرمانان آسیا شد ثابت کرد راهکارهای نخنماشده دیگر جواب نمیدهد و حالا تاج موظف است با توجه به اطلاعات کاملی که در این زمینه دارد، فکری نیز برای مقوله کسب مجوز حرفهای باشگاههای ایرانی بکند، خصوصاً که بعد از اتفاقات سالهای اخیر، ماههاست کمیته صدور مجوز حرفهای ایران نیز به دلیل مماشات با تیمهای متخلف در این زمینه، تعلیق است!
حق دستنیافتنی پخش
حق پخش تلویزیونی از دیگر مواردی است که باید دید تاج برنامه و فکری برای پیشبرد آن دارد یا نه؟ برنده انتخابات هشتم شهریور ماه با توجه به تجربه حضور در رأس فدراسیون فوتبال به خوبی با چم و خم این مورد خاص آشنایی دارد و خوب میداند با وجود پافشاری صداوسیما بر مواضع خود، این مهم تا چه اندازه میتواند باعث حل و فصل مشکلات مالی باشگاههای فوتبال شود و حداقل از تعداد پروندههای شکایت پرتعداد در فیفا که منجر به صدور حکم علیه فوتبال ایران و تیمهای باشگاهی میشود، بکاهد؛ مسئلهای که حل و فصل آن میتواند نگاهها را به تاج تا حد زیادی تغییر دهد، اما باید دید این مقوله مهم جزو برنامههای تاج که کلامی از آن را در رقابت انتخاباتی خود بیان نکرد است یا... نه!
موارد مطرحشده، تنها چند مورد خاص از موارد پرتعدادی است که فدراسیون تاج باید طی دو سال آینده به آن بیندیشد و گامی در راستای آن بردارد، اما مهمترین مسئله در این مسیر، مسائل مالی است که نه تاج که هر مدیر و مسئول دیگری بعد از موفقیت در هر انتخاباتی به آن برای پیشبرد اهدافش نیاز دارد و تجربه نشان داده بهانه خوبی هم است برای عدمموفقیتش در کارها! اما میرشاد ماجدی بعد از شکست در انتخابات به نکته مهمی اشاره کرد. او بارها تأکید کرد که فدراسیونی پرپول را به تاج تحویل داده است، یعنی اینکه او در آینده نمیتواند با دستاویز قرار دادن مشکلات مالی، برای ناکامیهای احتمالیهای خود بهانهای بتراشد، خصوصاً که از سرپرست فدراسیون سؤال شد منظور او پولهای ایران در فیفاست که ماجدی با رد کردن آن بار دیگر تأکید کرد نه پولهای فوتبال ایران در فیفا که منظورش پولهای موجود در صندوق فدراسیون فوتبال است؛ پولهای قابل دسترس رئیس جدید که مقدار آن هم کم نیست و این را خوششانسی تاج خواند که برخلاف او، فدراسیونی را تحویل گرفته که صندوقی پرپول دارد، اما باید دید این پولها میتواند کار تاج را در آغاز کار راه بیندازد و از بار مشکلات فدراسیون بکاهد یا تأثیری در روندی که رئیس جدید و البته امتحانپسداده فدراسیون فوتبال در پیش خواهد گرفت، ندارد.
تاج، پرونده درخشانی در ریاست قبلی خود بر فدراسیون فوتبال ندارد و این مهمترین دلیل منتقدان برای ردصلاحیت او و کنار گذاشتنش از مسیر انتخابات بود. با وجود این، اما او انتخاب شد و حالا تا دو سال آینده سکان ریاست فدراسیون فوتبال را به دست گرفته و باید منتظر بازخوردهای تازه حضور مجدد او در فوتبال بود و تصمیماتی که این بار اتخاذ میکند. در واقع باید به او فرصت داد نشان دهد آیا همان تاج پرونده ویلموتس است یا رئیسی با دیدگاه و تفکرات متفاوت و بعد از آن به ستایش عملکردش یا نقد آن پرداخت.