کد خبر: 1103052
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۱:۴۷
سیده معصومه طباطبایی*
مرجعیت امتداد امامت و مسند راهبری انسان و پیشوایی امت اسلام در سویه‌ها و لایه‌های گوناگون زندگی از پیش از ولادت تا پس از وفات است، و نقشی یگانه در زندگی جامعه اسلامی و بلکه جامعه انسانی دارد.
مرجعیت امتداد امامت و مسند راهبری انسان و پیشوایی امت اسلام در سویه‌ها و لایه‌های گوناگون زندگی از پیش از ولادت تا پس از وفات است، و نقشی یگانه در زندگی جامعه اسلامی و بلکه جامعه انسانی دارد. پیشینه مرجعیت را می‌توان در ارجاعات امامان معصوم -درود خداوند بر آنان باد- به برخی اصحاب خود جستجو کرد که در پاسخگویی به پرسش‌ها و دغدغه‌های فقهی، کلامی، اجتماعی امت کوشا بودند؛ و یا گاه مردم از امامان در مورد وثاقت اصحاب که مرجع دینی بودند می‌پرسیدند و امامان به آن‌ها پاسخ می‌دادند. نمونه‌هایی در این جا یاد می‌شود.
علی بن مسیب می‌گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم، راهم دور است و نمی‌توانم در هر زمانی به شما دسترسی داشته باشم، از چه کسی معالم دینی خود را بیاموزم، فرمود: از زکریا ابن آدم قمی که امین دین و دنیا است... (الإختصاص النص ۸۷)
و یا حسن بن علی بن یقطین و چند نفر دیگر نقل می‌کنند، به امام رضا علیه السلام گفتم، من کمتر به شما دسترسی دارم تا نیاز‌های خود در تعالیم دینی را از شما بپرسم، آیا یونس بن عبدالرحمان مورد وثوق و اعتماد است تا نیاز‌های خود از تعالیم دینی رااز او بپرسم؟ فرمود: آری. (وسائل الشیعة ج‏۲۷، ۱۴۸)
و احادیث فراوان دیگری که با معرفی اصحاب و عالمان دینی آنان را مرجع تعلیم معالم دینی و راهبری اجتماعی معرفی می‌کنند. این نقش در دوران غیبت کبری بسی پر رنگ‌تر و مهم‌تر شد و از دوران شیخ مفید و شیخ طوسی و سید مرتضی و علامه حلی تا شیخ انصاری و آیت الله بروجردی و امام خمینی و تا هم اکنون مراجع و فق‌های بزرگی راهبری امت را در دست گرفتند. روشن است که مرجعیت در پهنای تاریخ فراز و فرود‌های پیاپی داشته و گاه در حد پاسخگوی مسائل فقهی و کلامی باقی مانده و گاه فراتر از آن راهبر تحولات اجتماعی بوده و علاوه بر مرجعیت قیادت و راهبری امت را بر عهده داشته است.
این مهم در هر سطحی که بوده باشد چه در سطح مرجعیت صرف و چه در سطح قیادت، مسئولیتی است بس سترگ که معمول عالمان و فقیهان از آن جا که به ابعاد گوناگون این مسئولیت آگاه بودند از آن گریزان بوده و دیگری را شایسته‌تر از خود می‌دیدند، نه از سر مسئولیت گریزی بلکه از آن جا که این مسئولیت را سنگین می‌دانستند.
نمونه‌های فراوانی از این دست در تاریخ فقاهت مذکور است که به برخی اشارت می‌شود.
مرحوم آیت الله حاج آقا رضا همدانی متوفی به سال ۱۳۲۲ قمری، از شاگردان برجسته میرزای شیرازی، که تحقیق و تدقیق او زبانزد بود، پس از وفات میرزای شیرازی در سال ۱۳۱۲ق، زمانی که حاج آقا رضا در نجف به تدریس، تعلیم و تحقیق مشغول بود، مردم به او رجوع کرده و عده‌ای از خواص علما نیز از او خواستند که فتاوای خود را در اختیار مقلدان قرار دهد. ایشان به ناچار به کتاب نجاة العباد حاشیه و تعلیقه می‌زند، امّا با این حال مسئولیت‌ها و شؤون ریاست و رهبری را نمی‌پذیرد، ولی زمان زیادی طول نمی‌کشد که به بیماری فراموشی مبتلا می‌شود و از فتوا دادن و پذیرش وجوهات خودداری می‌کند و صرفا به تدریس می‌پردازد و از مرجعیت کناره گیری می‌کند. (مصباح الفقیه، ۱۴۱۶ق، ص۴۲.)
و یا مرحوم آیت الله سید احمد کربلایی زمانی که متوجه می‌شود مرحوم آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی احتیاطات خود را به او ارجاع داده و او را در معرض مرجعیت قرار داده از فرط سنگینی این بار حالش دگرگون می‌شود، مرحوم علامه سید محمدحسین حسینی تهرانی در این مورد می‌نویسد: روزی به دیدن آیة‌الله سید علی لواسانی فرزند آیة‌الله سید ابوالقاسم، یکی از شاگردان مکتب عارف مشهور ملا حسینقلی همدانی بود. بعد از رحلت آن بزرگوار در سال ۱۳۱۱ق. در شمار شاگردان آیة‌الله سید احمد کربلایی، وصی آن جناب قرار گرفت. روزی بعد از درسم، که شاگردان رفتند، به من فرمود: آقا سید ابوالقاسم! اگر کاری نداری بنشین! گفتم: کاری ندارم و در اطاق نشستم. سپس فرمود: برای میرزا محمدتقی بنویس! (در این وقت مرحوم آیة‌الله العظمی شیخ محمدتقی شیرازی در کربلا زندگی می‌کرد.) آن‌گاه حالش دگرگون شد و گفت: آه! آه! فرمود: این مرد (شیخ محمدتقی) احتیاطات خود را به من ارجاع داده. اشخاصی به او رجوع کرده‌اند (و به او گفته‌اند) که اگر برای شما اتفاقی بیفتد، ـ یعنی از دنیا بروید ـ در امر تقلید به کدام یک از علما رجوع کنیم؟ او در پاسخ گفته است: من غیر از سید احمد کربلایی کسی را سراغ ندارم. آقا سید ابوالقاسم! بنویس: آقای میرزا محمدتقی! شما که اینک در امور دنیا حکومت و ریاست دارید، اگر این کار‌ها را بکنید و کسی را به من ارجاع دهید، فردای قیامت در محضر خدا، که حکومت با ماست از شما شکایت می‌کنم و از شما راضی نخواهم بود. (حسینی تهرانی، سید محمدحسین، توحید علمی و عینی، ص۳۲)
هم چنین مراجع ثلاث قم یعنی حضرات آیات عظام حجت، خوانساری و صدر، با آمدن آیت الله العظمی بروجردی مسئولیت مرجعیت را به ایشان تفویض می‌کنند و خود ذیل مرجعیت ایشان قرار می‌گیرند و ایشان را یاری می‌کنند.
پس از ورود آیت الله بروجردی به قم، آیت الله سید صدرالدین صدر، پدر امام موسی صدر، جایگاه نماز جماعت خود را در حرم حضرت معصومه سلام الله علی‌ها به آیت الله بروجردی واگذار کرد؛ از ریاست حوزه فاصله گرفت و به پشتیبانی گسترده از آیت الله بروجردی اهتمام ورزید و در تبیین فلسفه این کار، این آیه قرآن را ذکر کرد: تِلْک الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ ﴿۸۳﴾ آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین خواستار برتری و فساد نیستند، و فرجام [خوش]از آنِ پرهیزگاران است. [ قصص–۸۳](امین، سید حسن، مستدرکات اعیان الشیعه، ص۵۰؛ هزار، علیرضا، دانشوران قم، ص۱۴۹.)
اکنون آیت الله سید کاظم حائری متولد ۱۳۱۷ شمسی، از شاگردان ممتاز متفکر، حکیم و فقیه شهید آیت الله سید محمدباقر صدر و از مراجع تقلید شیعه در عراق و ایران، در روز اول ماه صفر المظفر سال ۱۴۴۴ قمری با صدور بیانیه‌ای از مرجعیت کناره گیری کرد و بر پایه نظر فقهی خود مبنی بر لزوم یگانگی مرجعیت و قیادت، همگان را به تبعیت و اطاعت از آیت الله خامنه‌ای فرا خواند و غوغاییان میدان را از ایجاد تفرق در امت برحذر داشت و به یگانگی و اتحاد دعوت کرد تا همگان یکصدا و یکپارچه در برابر دشمنان دین یعنی استکبار جهانی و صهیونیزم و جریانات مسلمان نمای سلفی در زیر یک پرچم حرکت کنند.
این اقدام آیت الله حائری، امتداد سیره سلف صالح و عالمان ربانی است که بار دیگر در میانه میدان نقش آفرین شد و بیگمان این تصمیم بنیادین نقطه عطفی در تحولات عراق خواهد بود. خداوند وجود این عالم ربانی و همه مرزبانان حماسه جاودانه شیعی را در پناه خود محفوظ بدارد.
 
* پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها