اوايل كه تازه مشغول كوهنوردي شده بودم يك مشكل اساسي داشتم: در سراشيبيهاي تندي كه بالا ميخواستم بروم، وقتي به جلو نگاه ميكردم انگار تمام توانايي خودم را از دست ميدادم. يك بار يكي از همنوردها توصيه كرد موقع قدم برداشتن در سراشيبي طولانيتر افق بلند نداشته باشم و تنها گامهاي كوچك خود را ببينم. چند باري كه اين كار را تمرين كردم به راحتي سراشيبيهاي سخت و تند را بالا ميرفتم. به خودم كه ميآمدم مسير سختي را كه قبل از آن فكر ميكردم محال است عبور كنم، پشت سر گذاشته بودم.
شايد شما هم شنيده باشيد كه طبيعت سرسخت است و ما نيز در طبيعت سرسخت ميشويم. يكي از مثالهاي بارز براي اين موضوع قرار گرفتن در طبيعت كوه است. سرسختي كوه، گويي ما را رهنمون به همين اصل پشتكار و سر سختي ميكند. ديدن قله از پايين وحشتآور و رسيدن به آن محال است اما وقتي آرام قدم برميداريم و در مسير قرار ميگيريم، از پيچ و خمها ميگذريم، ولی لذتبخشترين اتفاق زماني است كه به قله ميرسيم. در واقع براي فتح هر قلهاي بايد بيميلي و نااميدي را پايين قله گذاشت و با حركت در مسير سخت، به فتح و پيروزي رسيد. كسي كه روي قله ايستاده با هواپيما و هليكوپتر به آنجا صعود نكرده بلكه اين حضور حاصل تلاش وي بوده است و قدم به قدم با كوه سخت جنگيده تا بتواند مسرور از اين پيروزي دنيا را تماشا كند.
ادموند هيلاري اولين فاتح اورست پس از اولين تلاش ناموفقش براي صعود به اورست گفت: «برميگردم و بالاخره تو را فتح خواهم كرد، تو كوه هستي و نميتواني رشد كني اما من يك انسان هستم و رشد ميكنم.»
حتي اگر به قله نرسيم هم تلاش ما بينتيجه نبوده است چراكه قطعاً ما جلوتر از بسياري ديگر از افرادي هستيم كه همان زمان پايينتر از ما قرار گرفتهاند. هميشه نبايد اينگونه باشد كه به قلهنشينها يا به قلهرسيدهها فكر كنيم. مگر ما ميدانيم همه كساني كه فاتح قله بودند، چند بار شكست خوردند؟ چند بار زمين خوردند؟ چند بار نااميد شدند؟ چند بار در تاريكي هوا اسير حيوانات وحشي شدند؟ چند بار در هواي آفتابي درگير ابرهاي سياه شدند؟
ما هيچ كدام از جزئيات را نميدانيم و فقط تماشاگر پيروزي آنها هستيم و در اين تماشا دست به قياس ميزنيم، در حالي كه فقط خود فاتح ميداند كجا و چه زماني توانست ابرهاي نااميدي را كنار بزند و خورشيد را در قله پيدا كند.
هر چند قدم برداشتن به سمت مقصد حتي معلوم، ترس و واهمه دارد. گام برداشتن توان مضاعف ميطلبد اما همين هدف داشتن و اميد به رسيدن و موفقيت باعث ميشود از همه مسير لذت ببريم. نيمي از انسانهاي موفق بيشترين لذت را زماني بردند كه در مسير سختي قرار داشتند و نقطه قوت زندگي خود را در همان سختيها ديدند.
فراموش نكن هر چند هدف رسيدن به قله است و قرار گرفتن در آن اوج لذت است اما همان مسير است كه به تو سرسختي و پشتكار و مقاومت و حتي نحوه گام برداشتن را ميآموزد. براي رسيدن به قله بايد صخرهها را پشت سر گذاشت و بر ترس غلبه كرد، از پناهگاه خارج شد، سرما را تحمل كرد، گرما را كنار گذاشت و با همه سختيها جنگيد و جسورانه ادامه داد. همه كساني كه از ارتفاع ترس دارند، هرگز به قله نرسيدهاند.