نحوه واکنش به تهدیدات، نشاندهنده میزان اهمیت آن مخاطره برای امنیت ملی کشورهاست. به عنوان مثال تشکیل وزارت امنیت میهن ایالات متحده امریکا (United States Department of Homeland Security) به عنوان چهاردهمین وزارتخانه امریکا در نوامبر سال ۲۰۰۲ و در کمترین فاصله ممکن از حملات ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ به برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک آن هم با بودجهای چند ده میلیارد دلاری، یکی از مصادیق بارز واکنشهای ساختاری به مخاطرات مرتبط با امنیت ملی کشورهاست. البته مصادیق مشتبه دیگری هم در سایر کشورهای جهان وجود دارد که کاملاً مبتنی بر تئوری تغییر و تحول ساختاری در مقابل مخاطرات امنیتی است.
به نظر میرسد که بعد از گذشت نزدیک به ۳۰ سال از هشدارهای مکرر رهبر معظم انقلاب بر «مخاطرات جنگ نرم» علیه کشورمان در حوزههای مختلف فرهنگی، هنری و اجتماعی، ما هنوز به زمان واکنش درخور و مناسب با این تهدید روزافزون نرسیدهایم و «وقت تحول ساختاری» برای تشکیل «وزارت جنگ نرم» نشده است!.
این در حالی است که مخاطرات جنگ نرم برای ما یقیناً از مخاطرات سخت حمله به برجهای دوقلوی نیویورک بسیار بیشتر بودهاست و در مقابل واکنش سریع آنها به تشکیل ساختاری متمرکز، ما همچنان در حال نبرد در صحنه جنگ نرم در ساختاری غیرمتمرکز هستیم و دهها نهاد و وزارتخانه و سازمان فرهنگی در داخل و خارج از کشور در فقدان فرماندهی واحد در وزارت جنگ نرم – به رغم خدمات و زحمات فراوان- متأسفانه به نتایج مطلوبی دست نیافتهاند و چشم طمع و امید دشمنان این کشور به توفیق عملیاتهای متنوع جنگ نرم بالاخص در جنگ روایتها بسیار بیشتر شدهاست. مهمترین مخاطره جنگ روایتهای امروز را هم میتوان در استراتژی ناامید کردن مردم از آینده نظام اسلامی مشاهده کرد که همین یک دلیل میتواند- در صورت توجه به ابعاد، نتایج و عمق مخاطره- برای ضرورت تشکیل وزارت جنگ نرم کافی باشد.
تصریح رهبر معظم انقلاب بر نشانههای تحقق نظم نوین جهانی، ضرورت تشکیل «وزارت جنگ نرم» را به عنوانی تحولی بنیادین در دولت سیزدهم، اهمیتی دو چندان میبخشد و ضمن آنکه زمینه افزایش قدرت هوشمند جمهوری اسلامی ایران را برای افزایش تأثیر در تحولات آتی منطقه و جهان مهیا میکند، از تهدید جنگ نرم تهاجم فرهنگی غرب، فرصتی برای احیای هویت شرقی بر مدار تمدن ایرانی- اسلامی میسازد. وزارت جنگ نرم شاید مهمترین وزارتخانه تأسیس شده در تاریخ نظام اسلامی باشد که در صورت تشکیل میتواند به نمادی از تحول ساختاری در گام دوم انقلاب تبدیل شود.