سروسامان دادن به اوضاع رشتههای ورزشی از جمله امور بدیهی و وظایف اولیه فدراسیونهاست، اما وقتی خود فدراسیون اوضاع مناسبی ندارد و مسئولان بالادستی هم عزمی برای سروسامان دادن به اوضاع ندارند، آن وقت باید شاهد بههم ریخته شدن بیشتر اوضاع هم باشیم.
نمونه بارز این وضعیت را این روزها میتوان در فدراسیون ژیمناستیک دید. رشتهای المپیکی و مدالآور که طی چند سال گذشته همواره بستر انواع و اقسام اتهامزنیها و حاشیهها بوده است. چند سال پیش وقتی زهرا اینچهدرگاهی ریاست فدراسیون ژیمناستیک را برعهده گرفت، خیلیها به سبب نوع نگاهی که به مدیریت یک زن در ورزش داشتند شروع به اهمالکاری کردند و چوب لای چرخ فدراسیون گذاشتند. اتفاقی که از داخل خود فدراسیون شروع شد و حتی تا وزارت ورزش هم پیش رفت و در نهایت کار به جایی رسید که اینچهدرگاهی از سمت خود کنار رفت.
درحالیکه تصور میشد با روی کار آمدن سرپرست منتخب وزارت ورزش برای فدراسیون کار تمام شود و حداقل در وزارت ورزش دولت سیزدهم ژیمناستیک به ساحل آرامش برسد، اما دوران سرپرستی احمدی در فدراسیون پرتنشتر از دوران اینچهدرگاهی سپری شد و در نهایت تصمیم بر آن شد با انتخاب سرپرست جدید شرایط برای برگزاری انتخابات فراهم شود، ولی طول مدت سرپرستی سرپرست جدید ۲۴ ساعت هم نشد تا فدراسیون حالا بیسروصاحب رها شود.
نکته جالب توجه در خصوص ژیمناستیک و ماجراهای آن، این است که هر روز برگ جدیدی از تخلفات در این فدراسیون رو میشود و بعد از چند روز همه چیز تکذیب میشود، حتی در خصوص معضلات دوران رؤسای مختلف از رسانه ملی گزارش پخش میشود، اما بعد از مدتی خود صداوسیما مجبور میشود با عذرخواهی گزارش قبلی خود را تکذیب و گزارش جدیدی پخش کند. از انتقادهای ملیپوشان، پیشکسوتان، مربیان و علاقهمندان هم چیزی نگوییم بهتر است، چون تمام آنها هم دقیقاً با همین رویه پیش میروند و بعد از سخنپراکنی در مزمت اقدامات فلان رئیس و فلان مربی بلافاصله در مقام توجیه و تکذیب برمیآیند.
در چنین اوضاعی وزارت ورزش هم بیخیال به تماشا نشسته است. وزارت ورزش چه در دولت قبل و چه در دولت سیزدهم ظاهراً اهمیتی برای ژیمناستیک قائل نیست و توجهی ندارد که چگونه سرمایههای جوان این رشته در حال از دست دادن زمان و فرسوده شدن هستند. نه انتخابات برگزار میشود، نه سرپرستی کارآمد و لایق برای ژیمناستیک انتخاب میشود تا هر روز بیشتر از روز قبل بر آتش اختلافات دمیده شود و ژیمناستیک هر روز بیشتر در باتلاق خودساخته فرو رود. آنچه مشخص است وزارت ورزش به عنوان متولی اصلی ورزش کشور باید به مسائل فدراسیونها بیشتر از خودشان حساس باشد و اجازه ندهد یک فدراسیون مدالآور و یک ورزش پایه مدتی طولانی اینگونه با چالش روبهرو باشد. دیروز باز هم یکی از چهرههای ژیمناستیک با انتقاد از عملکرد مسئولی که چیزی حدود یکسال از زمان رفتنش میگذرد، تمام کاسهوکوزهها را سر او شکست، البته با توجه به سابقهای که گفته شد هیچ عجیب نیست که فردا همین ملیپوش حرفهای خود را تکذیب کند، اما آنچه مهم است اینکه وزارت ورزش تا کجا میخواهد چنین آشفتهبازاری را در ژیمناستیک به تماشا بنشیند. رشتهای که میتواند برای ورزش ایران افتخارآفرین باشد، ولی گویا این حرفها برای سئولنشینان چندان اهمیتی ندارد.