پروندههای بسیاری با موضوع همسرکشی در محاکم قضایی تشکیل میشود. در جریان این پروندهها، زندگی زوجهایی که روزگاری برای تشکیل کانون گرم خانواده با هم وصلت کردهبودند با تنش همراه میشود و همزمان با بالا گرفتن اختلاف، یکی از آنها دیگری را به قتل میرساند. این روزها بالا رفتن هزینههای زندگی و فشار اقتصادی، یکی از عمدهترین دلایلی است که بروز اختلاف را در زندگیها دامن زده است. معیشت، تفریح، درمان و همه گزینههایی که در زندگی مطرح است، نیازمند تأمین هزینه است و فقدان هر کدام از آنها به راحتی اعضای خانواده را مقابل هم قرار میدهد. عدمتابآوری یکی از اعضا مقابل مشاجرههای صورت گرفته، دامنه اختلاف را بالا میبرد و آنگونه که در بسیاری از پروندهها مطرح است مشاجره با مرگ یکی از زوجین به فرجام میرسد. تشکیل و تحکیم بنیان خانواده از آموزههای دینی است که همواره بر آن تأکید و تبلیغ میشود. تجربه نشان دادهاست که دولتها فقط به جنبه تبلیغی تشکیل خانواده توجه میکنند و از توجه شاخصهای دیگر که الزام توجه به آن نیازمند تأمین هزینه است، تمرد میکنند، از همین رو، سن ازدواج بالا میرود و بخش زیادی از افراد هم که وارد زندگی مشترک میشوند، توان لازم را برای تابآوری در معیشت ندارند و حوادث ناخواسته در جریان زندگیشان رقم میخورد.
فارغ از فشارهای اقتصادی که در حال متلاشی کردن بسیاری از کانونهای خانواده است، خیانت زوجین به یکدیگر هم منجر به شکلگیری بسیاری از پروندههای همسرکشی میشود. شکلگیری این پروندهها از زمان وارد شدن نسل جدید گوشیهای تلفن همراه به زندگی اجتماعی شتاب زیادی گرفت. وارد شدن شبکههای اجتماعی به کانونهای خانواده و پذیرفتهشدن گوشی تلفن همراه به عنوان عضوی از خانواده، سبب شکلگیری بسیاری از روابط پنهانی شد. براساس اعترافهای مطرحشده در جریان دادرسیها برملاشدن خیانت یکی از زوجین در جریان همین روابط پنهانی عمدهترین انگیزه برای ارتکاب این دسته از قتلها را شکل میدهد. زنان وقتی با بیتوجهی از سوی شوهرانشان مواجه میشوند، برای همدردی، نیازمند همراهی مردی غریبه میشوند، برای همین بعد از وارد شدن این فرد به زندگیشان، زمینه برای ارتکاب قتل آماده و در فرصت مناسب اجرا میشود. زنان در جریان این پروندهها توان مقابله با شوهرانشان را ندارند، از همین رو در مقام معاونت در قتل عمل میکنند و زمینه اجرای نقشه را با انجام مواردی مثل خوراندن داروی خوابآور یا مهیا کردن شرایط اجرای نقشه به عهده میگیرند، اما مردان خودشان به تنهایی توان اجرای نقشه را دارند و در مقام مباشرت عمل میکنند و هر چند تلاش میکنند با طراحی سناریوهای ساختگی خود را بیگناه جلوه دهند، اما تجربه پلیس در اینباره آنقدر زیاد است که راهی برای فرار از مسئولیت پیدا نمیکنند و سرانجام به جرمشان اعتراف میکنند.
آماری در مورد شکلگیری پروندههای همسر کشی منتشر نمیشود، اما این آمار نزد کسانی که در حوزه تصمیمگیری دخالت دارند، محفوظ است. شکلگیری این پروندهها پایان یک زندگی دشوار نیست، بلکه آغاز اختلافهای دیگر است؛ اختلافهایی که بین خانواده زوجین برای همیشه پایدار میماند و سرنوشت دشواری که در انتظار فرزندان به جا مانده از این حوادث است. به عنوان خبرنگار در جریان دادرسی بسیاری از این پروندههای همسرکشی حضور داشته و شاهد بودهام فرد مرتکب اعلام کردهاست قبل از حادثه، بارها اختلاف آنها در اداره پلیس و دادگاه مطرح، ولی اصرار بر ادامه زندگی منجر به بروز حادثه شده است. اصرار به ادامه زندگیهای پرتنش، یکی از سنتهای رایج در جامعه است که در آن نسبت به پیامدهایی که منجر به بروز تنش میشود، توجه نمیشود؛ پیامدهایی که چرایی آن باید در جلسات مشاوره بازکاوی شود، اما از آنجا که بسیاری از خانوادهها توان تأمین هزینههای مشاوره را ندارند و خدمات مشاورهای هم از سوی بیمهها حمایت نمیشود، ادامه چنین زندگی به حذف یکی از طرفین منجر میشود. فراوانی شکلگیری پروندههای همسرکشی، فراوانی پروندههای طلاق و اختلاف بین زوجین حکایت از این دارد که در سیاستهای در پیش گرفتهشده در مورد خانواده بحرانهای بسیاری وجود دارد که نسبت به آن توجه نمیشود، بنابراین تا زمانی که اصرار به ادامه همین سیاستهای نخنما باشد، حجلههای خونین هم برقرار خواهد ماند.