
دنیا حیدری
آنچه باعث شد هواداران پرسپولیس از همان ابتدا رو در روی انصاریفرد قرار گیرند و با اولین امتیاز از دست رفته، با فریاد اعتراضهایشان گوش فلک را کر کنند، این بود که انصاریفرد، علی کریمی را از دست داده بود و این از نظر هواداران پرسپولیس گناهی بود نابخشودنی. آنها نمیتوانستند ببینند ستاره تیمشان در لیگ خدایی میکند اما در تیمی دیگر! همین گناه کافی بود تا آنها سرانجام چمدان انصاریفرد را به دستش داده و در خروجی را نشانش دهند.
انصاریفرد که رفت، کاشانی آمد. آن هم با یک شعار هوادارپسند و آن چیزی نبود جز قول بازگرداندن علی کریمی به پرسپولیس. روز اول حرفهای کاشانی آنقدر قرص و محکم بود که هیچکس کمترین تردیدی را هم به خود راه نمیداد که ممکن است به هر دلیلی این انتقال صورت نگیرد. البته این تنها صحبتهای کاشانی نبود که هواداران پرسپولیس را دلگرم کرده بود. حرفهای امیدوارکننده هدایتی، مالک باشگاه استیل که تصور میکرد قرار است بزودی به جایگاهی در خور توجه در این تیم برسد یا اندکی از سهام پرسپولیس را به جیب بزند نیز در این امیدواری کم تأثیر نبود. ظاهراً همه چیز آماده بازگشت جادوگر به پرسپولیس بود. کاشانی پیشقدم شده بود، هدایتی هم OK داده بود و کریمی هم از همان روز اول گفته بود دلش با پرسپولیس است. در آن شرایط کمتر کسی تصور میکرد همه از حرف خود برگردند. اما به ناگاه ورق برگشت. هدایتی خیلی زود متوجه شد در گوری که او رویش گریه و زاری میکند، مردهای نیست! همین کافی بود تا او قدمی پا پس بکشد. اما پرسپولیسیها که تقریباً از این انتقال مطمئن بودند، هر روز به نوعی روی آن مانور میکردند تا سرانجام صدای مخالفان جدایی کریمی از استیل درآمد. استیلی و مهاجرانی از همان روز اول هم مخالف بودند. اما به احترام هدایتی و اینکه تقریباً مطمئن بودند، حرف اول و آخر را او خواهد زد سکوت کردند اما وقتی فهمیدند مزه دهنهدایتی هم عوض شده، شرایط را برای ابراز مخالفت خود مساعد دیدند.
از طرفی پرسیدن این سؤال از کریمی که سرانجام چه میکنی؟ به پرسپولیس باز میگردی یا تا پایان قراردادت در استیل خواهی ماند، هم کمکم حوصله جادوگر را سر برد و او یک روز آب پاکی را روی دست همه ریخت و گفت: «دلم با پرسپولیس است، اما چون با استیل قرارداد دارم تصمیمگیری در این زمینه به عهده مسؤولان تیم است نه من» اگرچه او با این کار قصد داشت توپ را به زمین مسؤولان تیم بیندازد. اما خواسته یا ناخواسته نظر منفی آنها را برای این انتقال یادآوری کرد.
اما کاشانی که میدانست شکست خوردن در این پروژه تا چه اندازه برایش گران تمام خواهد شد (به دلیل دیدن سرنوشت انصاریفرد)، سعی کرد به طور علنی تمام تلاش خود را برای این انتقال انجام دهد. او ابتدا به هدایتی نامه نوشته و به طور رسمی و کتبی خواستار انتقال کریمی به پرسپولیس شد اما هدایتی بعد از مدتی اعلام کرد این انتقال با نظر کلیه مسؤولان تیم گرفته خواهد شد نه شخص او. پس پرسپولیس اگر درخواستی دارد باید با تیم مطرح کند نه شخص من. این جواب زمینهساز ارسال دومین نامه شد و این دفعه به باشگاه استیل نامه نوشته شد نه مالک آن.
پرسپولیس انتظار داشت جواب درخواست را تا قبل از دیدار با استیل بگیرد، اما این اتفاق رخ نداد و مسؤولان این تیم جواب دادن به درخواست پرسپولیس را به نیمفصل موکول کرده و از اینکه پرسپولیس با مطرح کردن آن آرامش این تیم را به هم ریخته بود، ابراز ناراحتی کردند.
هرچند که همه میدانستند ماجرا از جایی دیگر آب میخورد و بحث به هم ریختن استیل از نظر روحی مطرح نیست. اما از آنجایی که گویا برنامهای پیش تعیین شده، این پروژه را به سوی شکست هدایت میکرد، چندی پیش یکی از لیدرهای پرسپولیس حرفهایی علیه هدایتی زد که جنگ را علنی کرد. اگرچه این لیدر شخصاً مصاحبه کرده بود و باشگاه پرسپولیس اعلام کرد هیچ اطلاعی از برنامه او و حرفهایی که زده ندارد. اما هدایتی به گونهای دیگر فکر میکرد. به همین دلیل در برنامهای تلویزیونی حرفهایی را زد که نباید میزد. حرفهایی که روابط دو تیم را که روزی بسیار دوستانه بود، سیاهتر از سیاه کرد. حال دیگر همه میدانند نتیجه این پروژه چیست، اما باشگاه استیل طوری وانمود میکند که گویا این پروژه همچنان در دست بررسی است.
استیلی در آخرین مصاحبهاش در مورد این انتقال اینچنین میگوید: «با جدیت با انتقال کریمی به پرسپولیس مخالف هستم. او مهرهای ارزشمند برای تیم ماست که از دست دادنش به استیل ضربه خواهد زد. بحث تبادل بازیکن هم منتفی است. چرا که ما با کمبود بازیکن هم مواجه هستیم و در نیمفصل باید بازیکن بگیریم، پس نمیتوانیم مهرهای را هم از دست بدهیم ولی در این مورد باشگاه تصمیم گیرنده نهایی است و خود کریمی هم همهچیز را در این زمینه به عهده مسؤولان تیم و باشگاه گذاشته است.»
مهریزی، مدیرعامل استیل هم به نوعی حرفهای استیلی را تأیید میکند، اما به گونهای دیگر:« در مورد انتقال کریمی هیأت مدیره تصمیم میگیرد. من به شخصه مخالف این انتقال هستم اما من تنها یک رأی دارم و نتیجه را طی بیانیهای توسط روابط عمومی به اطلاع مردم میرسانیم، اما او که فرصت را برای گلهگذاری از پرسپولیس فراهم دیده و میگوید: «از هفته پنجم و ششم فضایی را برای ما به وجود آوردند که جو تیم ما را به هم ریخت. البته نقش افکار عمومی هم در این انتقال پررنگ بود. پرسپولیس اگر میخواست با استیل آذین مکاتبه کند نباید آن را رسانهای میکرد.
بحث انتقال کریمی از استیل به پرسپولیس به شکلی غیرحرفهای و غیر دوستانه مطرح شد، اما ما پاسخ پرسپولیس را خیلی محترمانه و پس از تصمیم هیأت مدیره خواهیم داد. من شخصاً به این دلیل که استیل از این جدایی متضرر خواهد شد با این انتقال مخالف هستم اما باید دید هیأت مدیره چه تصمیمی میگیرد و اینکه آیا میتوانیم کسی را جایگزینی کریمی کنیم یا نه»
طبق اظهارنظر مسؤولان و کادر فنی استیلآذین دیگر امیدی به این انتقال وجود ندارد مگر اینکه خود کریمی دقیقه 90 دست به کار شده و اقدامی کند که پرسپولیس و هوادارانش سورپرایز شوند. اما محمود خوردبین که این اواخر با کریمی جر و بحثهایی هم داشت، مسأله را از زاویهای دیگر مطرح میکند: «براساس قانونی که وجود دارد، ما تنها میتوانیم یک بازیکن خودمان را بدهیم و یک بازیکن دلخواه را بگیریم که آن هم توافقی خواهد بود. از طرفی در مورد موضع باشگاه استیل در قبال عدم انتقال علی کریمی، این مسأله به مدیریت باشگاه برمیگردد و آنها هستند که باید در این موردنظر خودشان را اعلام کنند.»
هرچند خوردبین با این شکل پای خود را از ماجرا بیرون میکشد اما واقعیت این است که او به نکته مهمی اشاره میکند و آن هم پر بودن لیست پرسپولیس است. بیشک استیلآذین که به گفته استیلی به جذب چند بازیکن در نیمفصل نیازمند است حاضر نخواهد شد کریمی را در ازای بازیکنانی چون نیکنفس، فرضیات، صغیری یا حتی بادامکی تقدیم پرسپولیس کند. چرا که این دقیقاً به منزله خودکشی برای استیل خواهد بود از طرفی دیگر پرسپولیس پولی هم برای جذب کریمی ندارد.
طبق منطق این انتقال که از پایه و اساس مشکل دارد، منتفی است اما واقعیت این است که در فوتبال ما کم اتفاقات غیرمنطقی رخ نمیدهد و شاید این تنها امید پرسپولیس باشد به این انتقال غیر ممکن. اما نکته جالبتر این است که هنوز کاشانی عکسالعمل خاصی به این همه مخالفت از سوی استیلآذینیها نشان نداده که این 3 دلیل میتواند داشته باشد. یا او در کل از این انتقال قطع امید کرده و ترجیح میدهد سکوت کند، یا برگ برندهای دارد که هنوز رو نکرده یا مثل بقیه امیدوار است به رخ دادن اتفاقات عجیب و غریبی که در فوتبال ما کاملاً طبیعی است!