کد خبر: 1085634
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
مهدی روحی

اخیراً کلیپ تصویری از فائزه هاشمی منتشر شده است که در آن تصریح می‌کند: «پیامبر (ص) پول‌های حضرت خدیجه را حیف و میل کرده، حضرت محمد پیامبر بوده نه اقتصاددان.»
برخی از این دو جمله تلقی به توهین به ساحت قدس نبوی کرده، برخی او را در طرح دیدگاه‌های شاذ جسور دانسته و گفتارش را تقدیس کردند، برخی نیز او را شخصیتی توصیف کردند که بدون تفکر سخن می‌گوید!
نگارنده از منظری دیگر می‌خواهد این دو جمله را واکاوی کند. این دو جمله و مواضع اطراف آن، شاید برونداد و نماد عریان دو نوع تفکر در ساحت اندیشه و زندگی باشد: واقعه تاریخی این است: «پیامبر اکرم (ص)، ثروت انبوه حضرت خدیجه (س) را در مسیری هزینه کرده که در نهایت خودش و خانواده‌اش را در شعب‌ابیطالب چنان در تنگنا قرار می‌دهد که خرمایی را به دو نیم می‌کنند؛ نیمی را روزی و نیمی دیگر را برای روز دیگر برای رفع گرسنگی می‌مکند.»
از منظر اقتصاد سرمایه‌سالار، ثروت باید منجر به تولید ثروت شود. در این نگاه انباشت سرمایه نهایت ندارد و ثروت باید دائماً بازتولید ثروت کند. تعبیر قرآنی «تکاثر» عبارت اسلامی این اقتصاد است. کسب ثروت بیشتر و بیشتر مقصود نهایی این سبک اقتصادی است که در آن تولید بیشتر به هدف مصرف بیشتر و در نهایت افزودن سرمایه بیشتر مورد نظر است. با این نگاه، حضرت ختمی مرتبت باید ثروت حضرت خدیجه (س) را به جایی می‌رساند که تنه به ثروت قارون می‌زد و بلکه از او هم پیشی می‌گرفت، ولی پیامبر اکرم (ص) آگاهانه مسیر قارون را نمی‌رود، نه تنها ثروت، بلکه قدرت را هم همچون ابزاری برای هدف والاتر قربانی می‌کند. آن هدف تحقق کلمه توحید ناب و ایصال به حق و عدل است. تعبیر حضرت امیر مؤمنان (ع) در تبیین این مکتب چنین است: «دنیای شما نزد من از آب بینی بزی بی‌ارزش‌تر است، الا اینکه حقی را به صاحب حقی بازگردانم یا حق مظلومی را از ظالمی بستانم» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲)، ولی در جبهه مقابل کسب قدرت فی‌نفسه مقصود و مطلوب است ولو اینکه حقی پایمال یا خونی ریخته شود. حال به گزاره خانم هاشمی بازگردیم، دو جمله فوق در کدام دستگاه محاسباتی قابل تحلیل است؟ برای شناخت صحیح‌تر اضافه کنیم که در کدام دستگاه محاسباتی برای کسب قدرت می‌توان برای خوردن ساندویچ در اوج اغتشاش و شورش به میانه میدان آمد؟
از منظر تبیین چیستی دستگاه محاسباتی فائزه هاشمی، انتشار گزاره‌های اینچنین شاذی از باب اینکه این جملات محصول کدام مبانی فکری است، شاید چندان هم خالی از حکمت نباشد. به تعبییر رساتر، جملات و کلمات اینچنین عریانی حکایت می‌کند از سِرّ درون.
برای نتیجه‌گیری، به قصه ثروت حضرت خدیجه (س) بازگردیم، اگر پیامبر اکرم (ص) مسیر تکاثر‌طلبی را طی کرده بود، اکنون پس از هزار سال با چه مواجه بودیم؟ نقلی تاریخی از ثروتی همچون ثروت قارون در شبه‌جزیره عربستان یا امت‌سازی در بدوی‌ترین جامعه ممکن در عصر نبوی که اینک محصول آن حدود ۵/۱ میلیارد مسلمان است؟
در حیات امروزین ما هم، اکنون رقابت بر سر همین دو دستگاه محاسباتی است؛ تحقق اسلام ناب توحیدی محمدی که آرمانش تحقق جامعه توحیدی و عدالت علوی است یا تکاثرطلبی و منفعت‌گرایی در حوزه اقتصادی و سیاسی. جهاد تبیین امروز باید بنیان‌ها و میوه‌های این دو نوع تفکر را روشن‌تر و ملموس‌تر کند تا انسان مدرن امروزین در انتخاب مسیر، آسان‌تر را برگزیند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار