رفع محدودیتهایی، چون حجم مبنا و دامنه نوسان جزء دغدغههای بازار سرمایه است، ابزارهایی مانند دامنه نوسان یا حجم مبنا به عنوان ابزارهای کنترلی بازار سرمایه شناخته میشوند که برای جلوگیری از معاملات غیر واقعی یا بر اساس شایعات تدوین شده است. در کشورهایی که توانستهاند حجم مبنا یا دامنه نوسان را نامحدود کنند ابزارهای زیرساختی فراوانی وجود دارد و در آنها گردش اطلاعات مؤثر و به موقع انجام میشود. رفع محدودیتهایی، چون حجم مبنا و دامنه نوسان جزء دغدغههای بازار سرمایه است، ابزارهایی مانند دامنه نوسان یا حجم مبنا به عنوان ابزارهای کنترلی بازار سرمایه شناخته میشوند که برای جلوگیری از معاملات غیر واقعی یا بر اساس شایعات تدوین شده است. در کشورهایی که توانستهاند حجم مبنا یا دامنه نوسان را نامحدود کنند ابزارهای زیرساختی فراوانی وجود دارد و در آنها گردش اطلاعات مؤثر و به موقع انجام میشود.
با وجودی که تورم، نرخ کالا و خدمات بسیاری از بنگاههای بورسی را بالا برده است، اما به دلیل فضای عمومی حاکم بر بازار سرمایه نرخ سهام بسیاری از شرکتهای بورسی در روند اصلاحات است یا اینکه با ارزش ذاتی بنگاه و درآمد و سودآوری عملیاتی و ارزش داراییها تناسب و مطابقت ندارد. به این دلیل بسیاری از مردمی که اواخر دولت دوازدهم به دعوت دولت، دارایی خود را به سهام تبدیل کردند امروز فارغ از اینکه ارزش دارایی شان از بین رفته است این سؤال را دارند که چرا ارزش تابلوی سهام بنگاهها با ارزش ذاتی و سایر فاکتورهای مبتنی بر ارزندگی تطابق ندارد. یکی از مسائل در این راستا رفع محدودیت دامنه نوسان، نرخ سهام و حجم مبناست که کارشناسان بازار سرمایه رفع محدودیتهای مذکور را لازم ولی مستلزم فراهم آوردن زیرساختهایی در بازار سرمایه میدانند. هر چند در بازارهای سرمایه کشورهای توسعهیافته تلاش میشود فضای عمومی در بازار سرمایه به شکلی باشد که نرخ سهام مبتنی بر فاکتورهای واقعی اقتصادی تعیین شود تا سرمایه به بازاری ورود کند که مشکل تأمین سرمایه تولید را حل و فصل کند، اما متأسفانه در ادوار مختلف شاهد عدم تنظیمگری نرخ سهام در حد واقعیتها و فاکتورهای اقتصادی هستیم؛ به عبارتی سهام بنگاهها یا حباب قیمتی دارد یا اینکه به مراتب پایینتر از ارزش ذاتی بنگاه قیمت گذاری میشود. به این جهت متولیان بازار سرمایه باید روی تنظیمگری صحیح نرخ سهام تمرکز داشته باشند به ویژه اینکه امروز قریب به ۵۰ میلیون سهامدار با احتساب مشمولان سهام عدالت در کشور سهامدار هستند.
ابزارهایی مانند دامنه نوسان یا حجم مبنا به عنوان ابزارهای کنترلی بازار سرمایه شناخته میشوند که برای جلوگیری از معاملات غیر واقعی یا بر اساس شایعات تدوین شده است. در کشورهایی که توانستهاند حجم مبنا یا دامنه نوسان را نامحدود کنند ابزارهای زیرساختی فراوانی وجود دارد و در آنها گردش اطلاعات مؤثر و به موقع انجام میشود. از همین رو هر گونه اقدام در خصوص حذف دامنه نوسان یا سایر ابزارهای کنترلی منوط به ایجاد زیرساختهای مناسب و آزمایش آنها پس از سند کارشناسی است.
در همین رابطه مدتهاست که رفع محدودیتهایی، چون حجم مبنا و دامنه نوسان جزو دغدغههای بازار سرمایه است که در همین رابطه گفتوگویی با محمد مهدی باقری تودشکی، استاد دانشگاه و فعال بازار سرمایه انجام دادهایم.
کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با «جوان» گفت: «حذف دامنه نوسان در شرایط فعلی جواب نمیدهد. اقتصاد در حال حاضر مثل یک آدم بیمار است که قرار است به اتاق عمل برود ولی شرایطش را ندارد مثل بحث حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی.»
محمد مهدی باقری تودشکی افزود: «به اعتقاد من باید قبل از حذف دامنه نوسان حجم مبنا را بردارند و زیرساختها را آماده کنند بعد بهدنبال حذف دامنه نوسان بروند. آن هم بهصورت پلهای در یکسری از نمادها نه بهصورت یکباره، چون در حال حاضر بازار به اندازه کافی بیاعتماد است و انجام این کار در شرایط فعلی مناسب نیست، چون باید بازار رشدی داشته باشد و شاخص به حدود ۱۴۰۰ یا ۱۵۰۰ برسد تا سهامداران این احساس را داشته باشند که دولت بهطور عملی از بازار حمایت میکند نه اینکه حمایت در قالب این باشد که دولت اوراقش را به موقع میفروشد و سهام خود را به موقع از بازار خالی میکند و با حمایت دستوری دو سه تا از نمادها را در چنین شرایطی نگه دارد.»
باقری تودشکی با بیان اینکه باید نرخ بهره افزایشی باشد عنوان کرد: «عملاً سهامداران متوجه میشوند که این حمایتها بدون پشتوانه است، در این شرایط دولت حداقل کاری که میتواند انجام دهد این است که زیرساختها درست شود و حجم مبنا را و بعد دامنه نوسان را بردارند مثل کل دنیا که دیگر چیزی به عنوان صف خرید و فروش وجود نداشته باشد و باعث میشود که هیجانات فروکش کند و کسی هم که بخواهد میتواند سهمش را ارزان بفروشد یا نفروشد. در این شرایط دیگر وجود دامنه نوسان معنایی ندارد که به دنبال آن صف فروش ایجاد شود و گشایش را کلاً بردارند و اصلاً وجودش لزومی ندارد بلکه و فسادزا است. دستورهایی فیکی که میتوانند سهامداران را گمراه کنند باید بهطور کلی حذف شوند.»
وی گفت: «دولت حمایتهایی که انجام میدهد فقط از سه نماد فملی، فولاد و فارس است. دستورهای حمایتی هم که میگذارند و باید حس حمایت را القا کنند، وجود ندارند و اکثر مردم میدانند که این حمایتها فیک هستند. سهمهای کوچک بازار که تا ۷۰ درصد و بعضاً تا ۹۰ درصد ریختند باز هم به ریزش ادامه میدهند و سهامهای کوچک حمایتشان را از دست میدهند، چون عملاً دولت پولی در کار ندارد مثل آدمی که به نان شب محتاج است بعد بگوییم چرا کت و شلوار نمیپوشی!»
وی افزود: «اعتماد در دولت قبل بهوجود آمد و فرهنگ سرمایهگذاری را به مردم القا کرد ولی بزرگترین اشتباه این بود که بستر لازم را فراهم نکرد و این مسئله باعث ریزش بازار شد و اگر سهمی ۱۴۵۰ بوده و الان به ۴۵۰ رسیده و باز هم تا ۲۵۰ واحد افت داشته، چون دولت برای حمایت از این بازار پولی ندارد.»
باقری با بیان اینکه این بازار نیاز به خون دارد و خون این بازار هم پول است، گفت: «از طرف دیگر کسانی که توانستند بهزودی از بازار خارج شوند به سمت ملک رفتند و سهامداران خرد هم که پول لازم بودند پول را خارج کردند و عملاً شاهد این هستیم که دیگر پولی در این بازار نیست و زمانی رونق برمیگردد که پول به این بازار تزریق شود و تنها کسی که میتواند این کار را انجام دهد خود دولت است که در شرایط فعلی دولت دغدغه روزمرگی و حقوق کارمندان را دارد.»