سابقه و قدمت موسیقی یا آنچه در پارسی باستان خُنیا گفته میشده در کشورمان به دوران باستان برمیگردد، اما شاید هیچگاه دورانی به زبونی دوران حکومت پهلوی به خود ندیده است. در آن ایام اگرچه موسیقی کافهای و نوعی از موسیقی پاپ در دهه ۵۰ متداول بود، اما با توجه به دکترینی که ساواک و دستگاههای فرهنگی دربار پهلوی که اغلب چشمشان به دهان اربابان غربی بوده برای آن تدوین کرده بودند، عبارت بود از تخدیر اذهان به خصوص طیف جوانان و لهو و لعب، البته اوضاع موسیقی سنتی به عنوان میراثی کهن و باستانی از تمدن ایران با توجه به حضور افراد خوشالحان و صاحبنامی مثل استاد بنان تولیدات اندکی داشت، لکن اجازه نشو و نما به آن داده نمیشد، بالاخص اگر با اشعار شاعران آزادیخواه و مخالف استعمار و استبداد مثل محمدتقی بهار، فرخییزدی و عارف قزوینی همراه میشد، ضمن اینکه اگر اتفاق موسیقایی قابل توجهی هم در آن روزگار تولید میشده، اساساً خارج از اراده حکومت پهلوی و دستگاههای فرهنگی آن بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی برخی اختلاف نظرها پیرامون این هنر کهن ایرانی بین علما شکل گرفت که با اجرای برخی برنامههای موسیقایی که از آن به سرود تعبیر میشد، در محضر امام خمینی (ره) باعث نضجگیری دوباره و احیای مجدد موسیقی ایرانی گردید.
سرآمدان موسیقی سنتی در کنار خوانندگان و فعالان حوزه سرود انقلابی به مثابه دو بال موافق و مکمل به ارتقای سطح تولیدات و انتشار آثار موسیقایی و ایجاد امید و نشاط در بین آحاد مردم جامعه کمک زیادی کردند، البته موسیقی پاپ هم اوایل دهه ۷۰ مجدداً شروع به فعالیت کرد که بعد از چندین سال فعالیت و معرفی استعدادهای گوناگون موفق شد تولیدات مبتذل و سخیف به اصطلاح لسآنجلسی را از دور خارج کند. برگزاری جشنوارههای متعدد و متنوعی مثل جشنواره بینالمللی موسیقی فجر، جشنواره موسیقی نواحی، جشنواره موسیقی جوان، جشنواره ملی موسیقی مقاومت و تعیین جوایز متنوع و حرفهای در زیر بخشهای موسیقی در کنار فعالیت دهها خواننده، موزیسین و هنرمند این حوزه سندی گویا از پیشرفتهای هنر موسیقی در دوران ۴۰ ساله بعد از پیروزی انقلاب است.