کد خبر: 1078007
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۳:۴۰
گفت‌وگوی «جوان» با نویسنده تقدیرشده جایزه جلال
«زنان الگو» دغدغه من هستند در مراسم اختتامیه چهاردهمین جایزه جلال، داوران کتاب «ساعت دنگی» را در بخش داستان کوتاه شایسته تقدیر معرفی کردند. «ساعت دنگی» نوشته محمداسماعیل حاجی‌علیان، مجموعه‌ای از ۹ داستان کوتاه است که به زن و دنیای زنانه می‌پردازد. این کتاب از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
محمدصادق عابدینی

در مراسم اختتامیه چهاردهمین جایزه جلال، داوران کتاب «ساعت دنگی» را در بخش داستان کوتاه شایسته تقدیر معرفی کردند. «ساعت دنگی» نوشته محمداسماعیل حاجی‌علیان، مجموعه‌ای از ۹ داستان کوتاه است که به زن و دنیای زنانه می‌پردازد. این کتاب از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. ساعت دنگی همچنین در شب اختتامیه جایزه جلال جایزه ویژه بخش جنبی (ویرایش کتاب) را از آن خود کرد. حاجی‌علیان در گفتگو با «جوان» درباره داستان‌های ساعت دنگی و نگاهش به موضوعات مرتبط با زنان پرداخته است.
همه داستان‌های ساعت دنگی درباره زنان است، چه شد که به این موضوع پرداختید؟
این مجموعه ۹ تریلوژی درباره زن و زمان و زمانه است. زن ایرانی و گونه‌های مختلفی از او را در این اثر می‌بینید. زن ایرانی برای من مهم است و تلاشم بر این است روایت‌های متفاوتی از تقدیر زنان سرزمینم بدهم، شاید تقدیر برخی‌ها تکراری است، اما سعی کرده‌ام شیوه روایت نو باشد. موضوع زن از علاقه‌مندی‌های من و بقیه کار‌ها هم روایت زنان سرزمینم است. رویکرد سه‌گانه بودن هم کدی است برای اینکه زنانگی بیشتری را داشته باشد. زنان امروزی، زن در تاریخ و اسطوره، زن سیاس، زن قربانی، زنی که اسلحه دست می‌گیرد و زنی که تمام قد خود را تسلیم جامعه می‌کند، همه در داستان‌هایم هستند و سعی کرده‌ام آن‌ها را در زمانه‌های مختلف روایت کنم.

برای این به موضوع زنان پرداختید که حساسیت رویش زیاد است و شهرت به همراه می‌آورد یا واقعاً دغدغه داشتید؟
هیاهو اگر بود تا به حال نوشتن درباره دنیای زنان را کنار گذاشته بودم. وقتی در بیشتر کار‌ها زنان محورند، یعنی دغدغه‌مندم و نه پیرو موج. نویسنده‌ها و هنرمندان یک بعد زنانه دارند که در آفرینش به آن‌ها کمک می‌کند و گمان می‌کنم این بعد در من قوی است. به واسطه اینکه زنی مرا به دنیا آورده، زنی دارم که عشق من است و دو دختر دارم که ادامه‌ام هستند. در ضمن این نکته هم دور از نظرم نیست که معتقدم زنان چه در تاریخ و چه در اسطوره و چه در جامعه هنوز جایگاه خود را خوب درنیافته‌اند و آن تأثیرگذاری را که باید ندارند و نشان نداده‌اند، هر چند تک‌مواردی داریم، اما در مجموع اینطور نیست که در طول تاریخ جماعت زنان سرزمینم قدر خودشان را بدانند. از این منظر این مبحث مهم است که زن‌محور توسعه جامعه است. زن کسی است که بیشترین تأثیر را در تربیت و درک انسان از جامعه پیرامون دارد. اولین چیز‌هایی را که یاد می‌گیریم و اولین ارتباط‌مان با جامعه از کانال زنی است که ما را به دنیا آورده و این تأثیرگذاری خودش را نشان می‌دهد. بیشترین ضربه را هم از جانب زنان خورده‌ایم و زنان اگر اقدام درستی انجام دهند، ما مردانی را خواهیم داشت که می‌توانند راه را ادامه دهند.

چرا اینقدر نقش زن‌ها را پررنگ می‌بینید؟
به واسطه این است که مرد‌ها هر آنچه بار می‌آیند از دامن زنان است.

به نظر می‌رسد در داستان‌ها به نقش اجتماع در شکل‌گیری شخصیت زن و کارکرد‌های وی کم‌توجهی شده است، چرا؟
پذیرفتن کارکردی که اجتماع دستور می‌دهد به اختیار زنان است، به همین دلیل است که در داستان اول هیچ اکتی از مردان نگذاشته‌ام که تصمیم‌گیرنده و عمل‌کننده باشند، چون اگر ضربه‌ای خورده ایم، ضربه از جانب زنان است و این تفکر کشتن به دلیل مسئله ناموسی از جانب مادر مطرح می‌شود و او باعث می‌شود این اتفاق شوم را مرد برای دختر رقم بزند. این است که می‌گویم همه مدل زنان در داستان‌ها هستند و این اختیار مخاطب است که بعد از اینکه فضا‌ها را شناخت، انتخاب کند چگونه زنی باشد.

چرا در داستان‌ها از عنصر آب مثل کوزه آب، چاه و منطقه کویری که ما را یاد بی‌آبی می‌اندازد، زیاد استفاده کرده‌اید؟!
بازنمایی اسطوره زن در آب یکی از مظاهر زنانگی است. میترا الهه آب، زنانه است؛ اسطوره‌ای ایرانی که جهان را درنوردیده است، پس یکی از مظاهر آب همین زنانگی است و این الهه در دنیا تأثیر زیادی هم در خلق هنر داشته است. نکته دیگر هم این است که در طول تاریخ همیشه دغدغه و بحران آب داشته‌ایم و جزو کشور‌های کم‌بارانیم و پیوند زن و آب خودش را در طول سال‌ها در تاریخ و ادبیات نشان می‌دهد.
به نوعی این یادآوری و ارجاع به افسانه‌های قدیمی در ادبیات است؟
در کار‌های من افسانه‌ها و اساطیر و آیین‌ها حضور پررنگی دارند و دغدغه دارم آنچه زیبایی در گذشته داشته‌ایم، در داستان‌ها مرور شوند و از مسائلی مدد بگیریم که بن‌دار و عمیق باشند. عمق داستان‌های اساطیری آیینی کمک می‌کنند مخاطب امروز احساس بی‌هویتی نکند. در این داستان‌ها به رگه‌هایی از هویت به شکل نامحوس پرداخته‌ام تا به ایرانی بودن و انسان ایرانی بودن غیرمحسوس اشاره کنم.
اغلب داستان‌های کتاب در فضای دهه‌های گذشته می‌گذرد، علاقه‌ای به مسائل روز زنان نداشته‌اید؟
آثار را سال ۹۳ نوشته و به مسائل روز هم پرداخته‌ام، مانند اتفاقاتی که در سوریه و عراق سر ماجرای داعش برای زنان می‌افتاد؛ اینکه زنان خودخواسته به جهاد نکاح می‌رفتند و این است که می‌گویم زنان خودشان انتخاب می‌کنند. داستانی دارم درباره زن بازیگر نمایشی که در تئاتر شهر کار می‌کند. احضار روح نیز از مباحث و علاقه‌مندی‌های روز زنان است که سوژه یکی از داستان‌هاست. ماجرای قصه اول را هم متأسفانه در همین سال‌ها دیده‌ایم و قصه روز محسوب می‌شود؛ مسئله‌ای که به دلیل تعصب و درست درک نکردن از جایگاه زن، چه از طریق مردان و چه زنان رخ می‌دهد.

به نظر می‌رسد تلاش دارید این نکته را یادآور کنید که زنان می‌توانند نقش‌های مهمی در جامعه برعهده بگیرند و اگر این اتفاق بیفتد، تأثیر مطلوب آن دیده خواهد شد!
مسئله مهم عقیده شخصی من به عنوان نویسنده است که می‌خواهم مصلح اجتماعی باشم. نه اینکه بخواهم ادبیات تعلیمی بنویسم، اما تلاشم بر این است که بتوانم این رویکرد اصلاحی را داشته باشم. برای این هم گذاشته‌ام مخاطب خودش در بین الگو‌ها یکی را انتخاب کند تا جامعه بهتری داشته باشیم. زما‌ن‌هایی که این فرصت در اختیارمان قرار گرفت، زنان درخشیده‌اند. امروز هم می‌بینیم که همه قوانینی را که به نفع زنان نیست، زنان به مجلس پیشنهاد می‌دهند. قوانین مربوط به زنان و بارداری و ازدیاد جمعیت را زنان تِرِند کردند. اگر از دغدغه‌های مردانه می‌گذرم و از زنان می‌نویسم، برای این است که حس می‌کنم در این بخش باید بیشتر کار شود تا زنان به جایگاه شایسته خود در جامعه برسند و بدانند چه تأثیر شگرفی می‌توانند در پیشرفت داشته باشند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار