روایت مستند «به رنگ مریم» در وهله اول روایت جهاد است؛ روایت انسانهای جهادگری که همان روزهای اول کرونا با همه سختیها و مشقتهایش، در خط مقدم جبهه مبارزه میکردند.
اولی جراح است و تنها جراح بیمارستان اطفال در دوران کرونا، دومی رزیدنت بیهوشی است و مادر دو بچه، دیگری هم دانشجوی طلبهای است که همه تلاشش رفع خستگی کادر درمان و کمکردن بار مسئولیت از روی دوششان است. او حاضر است هر کمکی در بیمارستان بکند، از کارهای خدماتی گرفته تا گرفتن آبمیوه.
این سه جهادگر نماینده سه قشر در مبارزه با کرونا هستند و چقدر خوب هر کدام در جای خود، بهترین و باکیفیتترین کاری را که از دستشان برمیآید انجام میدهند. با بیماران همدلی میکنند، امید میدهند و لبخند به لبها میآورند. این سه نفر، اما یک نقطه مشترک دارند. شجره خانواده؛ خانوادهای که هم شهید دارد، هم جهادگر. هم متخصص بیهوشی، هم متخصص اطفال. پدر و مادر خانواده هم عالم دینی هستند که همچون ستونی محکم، فرزندان به گرد آنها جمع میشوند. مستند درباره خانوادهای ساخته شده که از لبنان تا عراق و ایران روی محور مقاومت هجرت داشته، سختی کشیده، شهید داده و در نهایت کمکیار نفسکشیدن ایرانیان شده است؛ پزشکانی که در روزهای سخت کرونایی مرهم مردم بودند.
جهاد و جهادگر هر کجا باشد، تکلیفش مشخص است؛ لبنان، عراق یا ایران. پزشک و جهادگر و رزمنده هم وقتی اصل شجره طیبه در طیبات سیر کند، فرع آن میوههای شیرینی خواهد داد که همگان از طعم آن خواهند چشید. اگر درباره این مستند به انتخاب موضوع بسنده کنیم، به راستی ارزش دیدن دارد. تیم فنی سازنده، زحمت زیادی در پیداکردن سوژه کشیده و البته چه زیبا به تصویر کشیده شده است. مستند ابتدا از آسمان شروع میشود: «فرعها فی السما» و بدون هیچ معطلی وارد شجره (خانواده) میشود. با محوریت قرار دادن مریم، دختر خانواده، سایر اعضا با هنرمندی خاصی نمایش داده میشوند. انتخاب زبان ساده برای ارائه محتوایی ارزشمند، صداگذاری ابتدایی فیلم و سیاست انتقال سریع مطالب که در سراسر اثر مشاهده میشود، خیلی سریع ذهن بیننده را به سمت بزرگترین معضل اجتماعی قرن اخیر معطوف میسازد.
سازندگان فیلم با طرح یک معما تا دقایق انتهایی، مخاطب را با خود همراه نموده و این همراهی به دلیل ارائه محتواهای جدید، به شدت جذاب بوده و ذهن بیننده را تا انتهای مستند درگیر میکند. این معما همان شجره و خانواده است و ارتباط این افراد که هر کدام به معنی واقعی کلمه میتوانستند موضوعی مستقل برای مستندهای متعدد محسوب شوند. در انتها هم این حس به مخاطب القا میشود که بار دیگر به کل اثر حتی شده در ذهن خویش بنگرند و ارتباطات شرح داده شده را دوباره مرور کنند. این اثر قطعاً ذهن مخاطب را تا مدتها درگیر خواهد کرد، لیکن استفاده از جلوههای بصری بیشتر در ارائه اعضای خانواده به خصوص شهید آنها، میتوانست اثری بیبدیل بر جای گذارد. ارزشمندی مستند، قطعاً مدیون محتوا و موضوع مناسبی است که انتخاب شده است، اما عطش بیننده بعد از معرفی تأثیرگذار، ولی چکشی و ضربهای، پیوست فرهنگی را میطلبد تا شخصیتهای خانواده و بالاخص شهید خانواده را بیشتر معرفی کند.