شنیدن برخی اظهارنظرها خواهی نخواهی حساسیتهایی را در شنونده ایجاد میکند که اگر خوب دقت کنید متوجه میشوید پربیراه هم نیست. اینکه حمید سجادی وزیر ورزش و جوانان در پاسخ به سؤالی مربوط به احتمال حضورش در انتخابات ریاست کمیته ملی المپیک بگوید «تا این لحظه این حرفها شایعه است» برای هر علاقهمند به ورزشی تداعیکننده این است که جناب سجادی برخلاف تمام شایعاتی که از عدم حضورش در این انتخابات حکایت دارد چندان هم بیمیل نیست که با تصدی پست مهم ریاست کمیته ملی المپیک تمام مدیریت ورزش کشور را یک کاسه در اختیار بگیرد.
البته پالسهای این اتفاق را میشد در تصمیم دولت در ادغام بودجه کمیته ملی المپیک از وزارت ورزش دید، اما باید توجه داشت این اتفاق میتواند ضربات جبرانناپذیری به ورزش کشور وارد کند. اتفاقی که البته مسبوق به سابقه است و پیش از این نیز دیده شده که در زمان مدیریت ورزش توسط سازمان تربیت بدنی هم تلاش شد ریاست کمیته ملی المپیک هم به رئیس این سازمان برسد که خوشبختانه این اتفاق رخ نداد و حالا هم باید امیدوار باشیم که در این دوره نیز با چنین مشکلی روبهرو نشویم.
صرفنظر از دولتی شدن بیشتر و پررنگتر ورزش کشور با بروز این اتفاق و انتخاب وزیر ورزش به عنوان رئیس کمیته ملی المپیک باید به این نکته مهم اشاره داشت که مسئولیتها و وظایف وزیر ورزش به اندازه کافی زیاد و پرحجم هست که جناب وزیر برای انجام آنها وقت کم بیاورد. بنابراین لزومی ندارد برای خود پستی جدید در کنار وزارت ورزش تعریف کند. ضمن اینکه باید توجه داشت جناب وزیر در همین مدت کوتاه احراز پست وزارت هنوز کارهای عقبافتاده بسیاری دارد که بهتر است بیشتر به آنها فکر کند تا اینکه در ذهنش به تصدی پست ریاست کمیته ملی المپیک بیندیشد.
وزارت ورزش تاکنون و در تمامی سالهایی که از ایجاد آن میگذرد، ثابت کرده نگاه صرف و دستبالایی به فوتبال دارد، یعنی همان رشتهای که ۴۶ سال از آخرین حضورش در المپیک میگذرد. یعنی رشته مورد علاقه وزیر فعلی و وزرای سابق، اصلاً نمیداند المپیک چیست، کجاست و همین میتواند باعث نگرانی دوچندان شود، از بابت تقسیم بودجهای که امروز یک کاسه در اختیار وزارت ورزش است و شاید همان آب باریکهای هم که نصیب مدالآوران و قهرمانان المپیکی میشد سرازیر فوتبال شود تا شاید فوتبال هم رنگ و روی المپیک را ببیند.
بگذریم، ورزش کشور تاکنون با وجود تفکیک وظایف وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک با چالشهای ریز و درشت بسیاری مواجه بوده که بیشتر آنها به علاقه وافر و زائد دولت به دخالت در امر ورزش برمیگردد، موضوعی که به هیچ وجه نمیتواند به سود ورزش کشور باشد. حالا با تصمیماتی که گرفته میشود و اعمال سلیقههایی که صورت میگیرد این خطر حتی بیشتر از قبل هم احساس میشود. خطر دولتی شدن بیشتر ورزش، آن هم تنها به خاطر زیادهخواهیها و جاهطلبیهای تمام نشدنی. پس بهتر است آقایان وزارت ورزش بیشتر از آنکه به فکر تصدی یک پست جدید باشند به امور عقبافتاده مربوط به خود بیندیشند و تلاش کنند با برگزاری یک انتخابات خوب و سپردن سکان ریاست کمیته ملی المپیک به یک چهره اصلح که ورزش را بفهمد، اسباب اعتلای بیشتر ورزش کشور را فراهم کنند، نه اینکه با زیادهخواهی و ریاستطلبیهای بیپایان گره روی گرههای کار ورزش کشور بزنند.