کد خبر: 1074413
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
درس ساده زیستی در مکتب شهید سلیمانی
سبکبار و سبکبال! جهانیان در قاب تلویزیون و رسانه‌ها چهره مردی را مشاهده کردند که به عنوان اسطوره‌ای بی بدیل و قهرمانی ملی فکر همه را به خود مشغول کرد. همه او را با نام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی می‌شناسند، اما درون این عنوان و بالاخص در شخصیت این بزرگمرد رمزی نهفته است که باعث شده محبوب و سردار دل‌ها شود و شایسته احترام قرار گیرد
حجت‌الاسلام علیرضا فرهنگ*

جهانیان در قاب تلویزیون و رسانه‌ها چهره مردی را مشاهده کردند که به عنوان اسطوره‌ای بی بدیل و قهرمانی ملی فکر همه را به خود مشغول کرد. همه او را با نام سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی می‌شناسند، اما درون این عنوان و بالاخص در شخصیت این بزرگمرد رمزی نهفته است که باعث شده محبوب و سردار دل‌ها شود و شایسته احترام قرار گیرد. این رمز، ساده زیستی و قناعت است. بی‌تردید زیست‌ساده یکی از بزرگ‌ترین رموز محبوبیت سلیمانی است. او در هر زمان و هر مکانی که احساس می‌کرد باید دردی از درد‌های مردم را با محبتش درمان کند، بلافاصله حضور پیدا می‌کرد، اما نه حضور تشریفاتی بلکه حضوری ساده، بی ریا، بی آلایش و متواضعانه. تصاویر در آغوش کشیدن کودکان و بازماندگان مدافعان حرم همراه با نوازش دست‌های پدرانه بر سر آنان پرده از روحیه‌ای ساده و بی آلایش برداشت و همه را مجذوب این خلق‌و‌خو کرد.

سردار ساده‌زیست، مجبوب دل‌ها شد
بی شک هرچه انسان تجملاتی‌تر باشد، وابستگی او بیشتر می‌شود. مگر می‌شود انسانی از لحاظ مادی چشم و دلش سیر باشد، اما قلبش مشغول نباشد؟ برخی انسان‌ها اینطور هستند، هرچه تجملات در زندگی آنان بیشتر شود، روحیه آنان نیز تغییر می‌کند، چراکه وقتی این تجملات زیاد شد، حداقل یک اتفاق در درون انسان ایجاد می‌شود و آن اینکه باعث می‌شود فاصله او از خودش نیز بیشتر شود. حتی فاصله او از نظر عاطفی با همسر، فرزند، دوست، آشنا و هرکسی که با او معاشرت می‌کند، زیاد شود؛ چون در برابر آنان نوعی خودشیفتگی را در هر حالی و حالتی که باشد، ابراز می‌کند. بدین معنا که به خاطر داشته‌های خود ارزش خود را فراموش و فکر می‌کند ارزشش به این تجملات است. در حالی که ارزش انسان به مادیات نیست، بلکه به روحیات و خلق‌و‌خوی اوست. آیا سردار متواضع ما به خاطر ثروت و تجملات محبوب شد؟! اگر اینطور بود که باید قارون‌ها بیشتر محبوب می‌شدند! این ساده زیستی و عدم وابستگی به تجملات، قاسم سلیمانی را محبوب کرد. یکی از مسئولان نیروی قدس سپاه پاسداران پس از شهادت سلیمانی معترف شد که این بزر‌گمرد ریالی به عنوان حق مأموریت نگرفته، در حالی که خود حاج قاسم بار‌ها می‌گفت گاهی در تأمین مایحتاج زندگی خانواده ام می‌مانم! پس باید بدانیم در زندگی به آنچه که داریم، قانع باشیم تا زندگی‌مان با آرامش سپری شود و چشم و هم‌چشمی و نگاه حسرت‌بار به زندگی دیگران ما را آزار ندهد. همچون سلیمانی قانع باشیم تا اسیر دنیا و زرق و برقش نشویم و در گیر و دار مادیات گرفتار نباشیم.

ساده‌زیست‌ها زود به مقصد می‌رسند
انسان‌هایی که ساده زیستی و قناعت را در زندگی برای خود برگزیده اند، به اهداف متعالی خود می‌رسند، چراکه آنان هر چیزی را به جای خود استفاده می‌کنند و هر هزینه‌ای را در مسیر خود به کار می‌برند. به عنوان مثال، از نشانه‌های انسان اسراف کار این است که تحت تأثیر رسوم، عادت و رفتار دیگران مخارج خود را مدیریت می‌کند. چه بسا در بعضی از نیاز‌های ضروری خود به تعبیر عامیانه آن مانده است! اما برای اینکه از قافله تجمل گرایان عقب نماند، باید خود را مثل آنان کرد. در بعضی از مراسم‌ها خود را مقید و لباسی نو بر تن می‌کند تا از دیگران کم نیاورد! پس برای هر مجلسی لباسی نو می‌خرد. در حالی که می‌توانست با لباسی عادی هم در این مجلس حاضر شود. وقتی این روحیه در وجودش باشد تشخیص نیاز اصلی و فرعی یا ضروری و غیرضروری در زندگی را از دست می‌دهد و به آنچه می‌خواهد، نخواهد رسید!
اینجاست که امیر بیان، حضرت علی (ع) می‌فرمایند: در زندگی ساده و سبکبار باشید تا به راحتی به مقصد برسید. آیا شهید سلیمانی به خاطر ساده زیستی و سبکباری به مقصد و سر منزل مقصود نرسید؟ او سبکبار بود در مادیات که در معنویات سبکبار رفت و حسرتی بر دل‌ها نهاد. این درس ساده زیستی در مکتب سلیمانی است. آیا نباید درس ساده زیستی را از این سردار دلاور آموخت؟ انسان‌های ساده زیست آرام هستند. انسان‌های ساده زیست با همان چیزی که دارند، زندگی می‌کنند. به همان امکاناتی که دارند، راضی‌اند. بعضی‌ها هستند که از نظر مادی بی نیازند، اما آرامش ندارند، چراکه آنان آرامش را در مادیات و امور دنیوی جست و‌جو می‌کنند، اما انسان‌های قانع می‌دانند آرامش داشتن به روح و روان‌شان بستگی دارد. به‌خاطر همین سعی می‌کنند از آنچه دارند، راضی باشند. حتی اگر در یک منزل اجاره‌ای با کمترین امکانات هستند باز آرامش دارند، چراکه دائماً شاکر خداوند هستند. هر که بیشتر به مادیات دل ببندد، وابسته‌تر می‌شود و غم و غصه‌اش نیز افزون تر. علاقه به دنیا و زندگی دنیوی غم و اندوه را بیشتر می‌کند، اما زهد در دنیا موجب راحتی و آرامش قلب می‌شود. افراد زاهد، آرامشی وصف ناپذیر دارند. سلیمانی را باید از این جنس آدم‌ها دانست؛ ساده زیست و زاهد.

سبکبار و سبکبال به معبودش رسید
قطعاً جسم و روح و روان فرد زاهد آرام خواهد بود، اگر دل او به مادیات وابسته نباشد! آرامش خواهد داشت اگر دنبال زیاده خواهی نباشد و به هر آنچه که دارد، راضی باشد، چراکه اگر هر کسی به آنچه دارد راضی نباشد، دنبال زیاده خواهی می‌رود و همیشه ولع و طمع دارد و حرص می‌زند. از این جهت باید تلاش بیشتری کند و خود را در سختی بیندازد. وقتی جسم در سختی افتاد، روح نیز از جهت اینکه قانع نیست در سختی و فشار قرار می‌گیرد. سردار سلیمانی نمونه بارز این مدعا بود. او برای داشتن بیشتر حرص نزد، بلکه برای بیشتر شدن امنیت و ایجاد ثبات و رسیدن هرچه زودتر به آرزوی دیرینه اش شهادت ولع داشت!
جان کلام اینکه وقتی کسی به دنبال ساده زیستی و زندگی ساده باشد، بیشتر می‌تواند درد نیازمندان را درک کند. اگر بخواهیم روحیه ساده زیستی در وجودمان به وجود بیاید، کافی است سری به بعضی از زندگی‌ها بزنیم! ساده زیستی و قناعت به عنوان روحیه‌ای مهم در زندگی می‌تواند منشأ خیرات و آثار بی شماری شود. آرامشی که در وجود سردار دل‌ها دیدیم، به خاطر این بود که دل به مادیات و زندگی تجملاتی نبسته بود. او به فرزندان و خانواده خود محبت می‌کرد، اما دل در گرو شهادت داشت و تنها به معبودش دلبسته بود. سبکبار و سبکبال!
*پژوهشگر سبک زندگی

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار