بی تردید همه افراد باید انتقادپذیر باشند، اما روی سخن با کسانی است که در مقام تعلیمدهنده هستند و میتوانند مربی باشند. اعم از پدر، مادر، آموزگار، دبیر و حتی مدرس دانشگاه و... و البته این یعنی شامل حال همه افراد میشود. چون هرکسی در هر مقطعی ممکن است در یکی از جایگاههای نامبرده قرار گیرد. البته در آموزش و پروش، انتقادپذیری فرد تعلیمدهنده باعث رشد و پیشرفت و بهبود عملکرد مربی در امر تدریس شده و همین باعث پیشرفت دانشآموزان و رشد و تعالی افراد و بالارفتن سطح فرهنگ و دانش افراد جامعه میشود. هر فردی که مورد انتقاد قرار میگیرد با به کارگیری هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس میتواند به اصلاح دانش، نگرش و مهارتهای خود اقدام کند. بهتر است با توجه به سطح فهم و دانش مخاطب، انتقاد را بیان کنیم تا برای مخاطب قابل درک باشد. این امر بستگی به این دارد که از کودکی، پدر و مادر با بردباری و صبوری خود به تعلیم و تربیت بپردازند و از انتقاد طرف مقابل (پدر در مقابل مادر و بالعکس) نهراسند و پذیرای آن باشند و شخص انتقادکننده نیز باید بدون سوءبرداشت شخصی، حسن نیت مقابل را جلب کند و از این راه، هم خود به نتیجه مطلوب میرسند و هم کودکانی که در چنین فضایی رشد میکنند، سالم تربیتشده و میپذیرند که انتقادپذیر باشند. اگر انتقاد مطلوب و بجا نباشد، نه تنها باعث بهبود عملکرد در افراد نخواهد شد، بلکه باعث سرخوردگی و ایجاد خشم شده و نتیجه منفی در پی خواهد داشت. فرد منتقد نیز باید با ادبیات نقدکردن آشنایی داشته باشد که انتقاد وی باعث ایجاد سوءتفاهم و نتیجه نامطلوب نشود. رک بودن همیشه برای مخاطب خوشایند نیست. این نوع انتقاد باعث سازندگی نمیشود، بلکه شنونده حالت تدافعی میگیرد. بهتر است انتقاد با به کارگیری یک سیاست درست انجام شود. از انتقاد تحکمآمیز دوری کنیم، چراکه اینگونه انتقادها فرد را در حالت دفاع قرار میدهد. انتقاد باید حضوری و بدون واسطه باشد و برای حفظ آبروی فرد باید از نصیحت و سرزنش او در حضور دیگران خودداری کرد. البته انتقاد را باید در زمان و مکان و موقعیت مناسب ابراز کنیم نه در لحظهای که فرد آمادگی شنیدن آن را ندارد. موضوع را طولانی و انتقاد را به سخنرانی تبدیل نکنیم. چون شنونده را خسته و بیحوصله میکند. انتقاد باید کلیدی، مختصر و مفید انجام شود.
اگر همه مربیان و تعلیمدهندگان از دانشآموزان خود انتقاد کرده و تمامی موارد یادشده را به کار گیرند، قدر مسلم است که دانشآموز با هنر صحیح انتقادکردن آشنا شده و همین امر باعث میشود فرد ابتدا درصدد رفع ایرادات خود برآید. در این صورت شاهد پیشرفت دانش و تعالی نگرش و بالارفتن سطح فرهنگ کل جامعه خواهیم بود. بهتر است واحد کمک درسی به نام تفکر نقادانه و نیز روش صحیح انتقادکردن از دیگران، در سیستم آموزش و پروش گنجانده شود تا دانشآموزان از همان دوران تحصیل با این امر آشنا شوند و انتقاد گریز نباشند، حتی اگر انتقاد به آنها بجا و منصف نباشند، بتوانند با آن کنار بیایند و هم بتوانند منصفانه و بجا از دیگری انتقاد کنند.
نکته دیگر اینکه انتقاد نباید به منظور تخریب افراد دیگر صورت بگیرید، بلکه به دلیل سازندگی و پیشرفت باید انجام شود. اگر روش صحیح انتقادکردن را بلد باشیم، در جهت پیشبرد سازمان هم کمک میکند. به طور مثال اگر ما بتوانیم از همکار خود انتقاد سازنده کنیم، هم در جهت ارتقای شغلی و رفع کمبودهای او کمک کرده و هم در پیشرفت سازمان قدم برداشتهایم. انتقاد بجا و سازنده میتواند الگویی مناسب در خانواده قرار گیرد. البته انتقادکردن والدین از یکدیگر نباید در حضور فرزندان باشد، باید طوری از یکدیگر انتقاد کنیم که باعث شرمندگی یکدیگر نشویم. انتقاد نباید واکنش وارونه داشته باشد. اگر انتقاد بجا و سازنده نباشد و ما روش انتقادکردن صحیح را بلد نباشیم، به جای بهبود روابط، شاهد لجاجت خواهیم بود. همانطور که هر اصول و رفتاری از چارچوب و قاعدهخاصی پیروی میکند، انتقادکردن از دیگران نیز روش و چارچوب خاص خودش را دارد که پیش از انتقادکردن از دیگران باید این چارچوب را یاد گرفت و از قضاوت کردن دیگران دست کشید.