تهران در تمامی جهات جغرافیایی وسعت پیدا کردهاست؛ هم توسعهیافته و هم درگیر آسیبها و معضلات و مشکلات زیادی شدهاست. برخی محلههای قدیمی این ابرشهر سالهاست درگیر آسیبهای اجتماعی آشکار و پنهانی شدهاست. تجمع افراد معتاد و وجود افراد خلافکار در برخی محلات، متأسفانه نشانه شناسایی این محلات شدهاست، هر چند در همین محلات افراد و خانوادههای سالم زیادی هم زندگی میکنند. در دورههای مختلف مسئولان بسیاری به اینگونه محلات سر زده و صحبت از آسیبزایی این مکانها را مطرح کردهاند. شوآفهای رسانهای زیادی انجام شدهاست، ولی کوتاه سخن آنکه تاکنون نهتنها از آسیبزایی این محلات کم نشده بلکه به وعدههای بسیاری که داده شده عمل نشدهاست. اقدامات انجام شده ابتر مانده یا در گذر زمان بهدست فراموشی سپرده شدهاست و فقط افراد آسیبدیده باقی ماندهاند؛ حتی تغییرات فیزیکی نیز به کندی صورت گرفتهاست.
در سطح کلان شورای اجتماعی و قرارگاههای اجتماعی از قبل هم وجود داشته و با حضور افراد رده بالای نهادها و وزارتخانهها تشکیل شدهاند، اما آسیبهای اجتماعی همچنان درهم تنیده و سردرگم باقی ماندهاست. در محله معروف به هرندی که یکی از پنج محله آسیبزا (فرحزاد، خلازیر، اسلامآباد، خاکسفید و شوش) پایتخت است، آسیبهای اجتماعی شهر تهران به صورت یکجا نهفتهاست. این محلات زیستشهری را تحتتأثیر خود قرار دادهاست.
رئیسجمهور به این محلات سر زده سری زده تا از نزدیک آسیبها و گرفتاری شهروندان درگیر آسیبها را شاهد باشد و چارهای در این خصوص بیندیشد. رئیسجمهور گفتهاست: دولت وظیفه خود میداند برای بهبود و اصلاح وضعیت مناطق تلاش کند و با تقویت امکانات و زیرساختهای شهری، محیط و شرایط مناسبی را برای ساکنین آن فراهم کند. رئیسجمهور همچنین با اشاره به اقدامات ارزنده بسیج در رسیدگی به فقرا و محرومین، استفاده از ظرفیت بسیج را برای بازسازی و اصلاح وضعیت این محلهها ضروری عنوان کردهاست.
شهردار تهران نیز در آغاز کار خود به این محله رفته و جلسه بررسی آسیبها و معضلات اجتماعی را با رویکرد جمعآوری معتادان متجاهر شهر تهران برگزار کردهاست. علیرضا زاکانی با تأکید بر این نکته که باید دست در دست هم قرار دهیم تا موضوع ساماندهی معتادان متجاهر را به سرانجام برسانیم، کار را آغاز کردهاست.
حال باید دید قرار است دولت و شهرداری با چه اقداماتی ضمن همافزایی بخشهای متولی، آسیبزایی و آسیبپذیری این محلات را کاهش دهند. اینگونه محلات به دلیل تثبیتشدن انواع آسیبها و تخلفات، کار را برای متولیان آسیبزدایی سخت کردهاست، به گونهای که یک دستگاه یا یک نهاد به تنهایی قادر به انجام تمامی مسئولیتهای آسیبزدایی نخواهد بود. دولت پای کار آمده و شهرداری هم پای کار حاضر شدهاست. بسیج نیز سالهاست حاضر شده و اقداماتی مؤثر هم انجام دادهاست، اما وسعت آسیبهای اجتماعی در مباحث مختلف آنقدر زیاد است که اقدامات به چشم نمیآید.
آسیبهای اجتماعی در کشور ما پاشنهآشیل است. اگر در عمل، اقدامات مدنظر مسئولان و قرارگاههای اجتماعی سرسری انجام گیرد به آتش زیر خاکستر تبدیل خواهد شد که در صورت شعلهور شدن خسارتهای بسیاری از جنبه انسانی، اجتماعی و مالی بر کشور تحمیل خواهد کرد. با گذشت زمان بر میزان هزینههای آسیبهای اجتماعی افزوده هم میشود. افزایش جرمهای خرد و کلان، نتیجه ناکارآمدی، کمکاری و وقت نگذاشتن مسئولان است که به صورت دمل چرکین خودنمایی کردهاست.
تدوین و عمل به سند مدیریت راهبردی ساماندهی آسیب اجتماعی، ظرفیتسازی و تجمیع پتانسیلهای سختافزاری و نرمافزاری بخشهای مختلف در حوزه آسیبزدایی از مشکلات اجتماعی، اینها اقدامات اولیه و کوتاه مدتی است که میتواند چهره محلات شهری را آرایش و پیرایش کند، اما در حوزه کلان، در حال حاضر آسیبهای اجتماعی در جامعه درهم تنیده دلایل گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را دربر دارد که باید برای حل این معضلات، این عوامل مدنظر قرار گیرد. بر این اساس عملکرد ناقص و نادرست نهادهای آموزشی، چون خانواده، مدرسه و دانشگاه و رسانه باید رصد و باز تعریف شود.
سرنخ درمان دردهای اجتماعی را باید در موارد تأثیرگذار جستوجو کرد. بحران آسیبهای اجتماعی مدیریت پایدار میخواهد تا نتایج آن نیز باقی بماند. نبود یک حلقه یا کمکاری و ناکار آمدی یک بخش بر بیاثر شدن عملکرد سایر بخشها اثر خواهد گذاشت. آسیبهای اجتماعی همچون زخمکاری است که اگر درست درمان نشود بالاخره زمانی سر باز خواهد کرد. در شرایط کنونی آسیبهای اجتماعی مرهم نمیخواهد درمان میخواهد.