صفحه اینستاگرامی «روزگار» نوشت: برای ما که علوم سیاسی خواندیم و با این رشته زندگی میکنیم این پرسش که «علوم سیاسی به چه کار میآید؟» پرسشی اساسی است. پرسشی که بسیار با آن مواجه شدم؛ چه در دانشگاه و چه بیرون دانشگاه. در دانشگاه بسیاری از جوانان ممکن است درباره ارتباط آینده شغلی خود با این رشته ابهام داشته باشند یا حتی امیدی به این ارتباط نداشته باشند. پیشتر علوم سیاسی قرار بود مدیران یا کارمندانی برای وزارت خارجه و وزارت کشور و مشاغلی از این دست تربیت کند که البته دانشگاه امام صادق (ع) در این زمینه گوی سبقت را از دیگر دانشگاهها ربوده، اما آنچه الان پیشروی یک دانشجوی علوم سیاسی است در بهترین حالت تصویری مبهم و در بیشتر مواقع ناامیدانه از آینده شغلی مرتبط با علوم سیاسی است.
در دانشگاه همیشه سعی کردم این تصویر را مخدوش کنم و از یک نگاه جدید سخن بگویم و به همین واسطه در شروع هر ترم در این باره سخن میگویم. واقعیت این است که فردی که علوم سیاسی خوانده حتماً نباید کار سیاسی به معنای کلاسیک انجام دهد. اگر به معنای رئالیستی، علوم سیاسی را علم قدرت بدانیم این علم در قدرت دولتی خلاصه نمیشود و جنبههای غیردولتی متعددی دارد حال آنکه میتوانیم با تعریف موسعتر، علوم سیاسی را به تعبیر یونانیان «حکمت عملی» بدانیم و به تعریف فضیلت گرایان، علم به زیستن و تعالی بشر و کرامت انسان. در هر دو تعریف، علوم سیاسی فراتر از قدرت دولتی تعریف و قدرت رسمی یکی از ساحتهای مهم علوم سیاسی انگاشته میشود.
بنا بر این تعریف حتی میتوان کار تجاری و بازرگانی انجام داد، اما علوم سیاسی خواند. همانگونه که قدرت در بخشهای مختلف جامعه پراکنده و بخش عمدهای از آن تحت تأثیر فعلوانفعالات اجتماعی است پس علوم سیاسی هم میتواند خود را حتی در بیرون از قدرت دولتی تعریف کند و به کار خویش مشغول باشد.
با چنین تعریفی علوم سیاسی، دانشجویان را مجهز به دستگاه تحلیلی خواهد کرد که منجر به تصمیمگیری بهتر بر اساس تاریخ اندیشهها، نگاه درست به جامعه، نگرش کلان در تصمیمگیری و صبر و مدارا در عمل سیاسی و اجتماعی خواهند شد. آنان که علوم سیاسی میخوانند باید تبدیل به انسان سیاستمدار شوند که اهل تدبیر و صبر و کلان نگری هستند.
با چنین توصیفی چه خوب که تجربی خواندهها و تحصیلکردگان ریاضی هم علوم سیاسی بخوانند. مدیران اقتصادی و صنعتی هم همینطور، چراکه اقتصاد و صنعت هم به سیاست نیاز دارند. علوم سیاسی انسان سیاسی تربیت میکند و انسان سیاسی لزوماً معطوف به قدرت و ادارات دولتی نمیاندیشد بلکه سیاست را در سطح جامعه و فرهنگ و اقتصاد و مسائل روزمره خود معطوف به عمل تعریف میکند. سیاست علم بهتر زندگی کردن است. با این تعریف شاید مسیر جدیدی برای تربیتشدگان علوم سیاسی و دانشجویان و علاقهمندان گشوده شود و آن تصویر مبهم را تا حدود زیادی روشن نماید.