قلمهای قرمزی که در فوتبال روی نام افراد کشیده میشود گاه تا سالیان سال فراموش نمیشود. اینکه کدام حق است و کدام ناحق را زمان مشخص میکند، اما یک تصمیم گاه میتواند فاصله بین مرگ و زندگی باشد. لحظهای که فرار از آن گاه به معجزه میماند؛ معجزهای که در سه دقیقه پایانی بازی با لبنان جهنمیفراموش نشدنی را برای اسکوچیچ به بهشت تبدیل کرد. درست برخلاف یک دقیقه پایانی بازی فرانسه با بلغارستان که بهشت را برای ژینولا به جهنم تبدیل کرد و سرنوشتی را برای وینگر خروسها رقم زد که برای طارمی قبل از بازی با لبنان رقم خورد. این همان اتفاقات نادری است که شاید تنها در فوتبال میتوان به تماشای آن نشست. تصمیمهایی که گاه همه چیز را دستخوش تغییر قرار میدهد.
شمارش معکوس برای صعود فرانسه آغاز شده بود. صعودی که در مصاف با تیم رژیم اشغالگر باید جشن گرفته میشد، اما اتفاقات همه چیز را به بازی پایانی با لهستان کشانده بود. بازی که خیلی زود تکلیفش با گل فرانسه روشن شد، اما سرنوشتش با مقابله به مثل حریف دستخوش تغییر شد. فرانسه، اما با همان تساوی هم راهی جام جهانی میشد، اما نه وقتی که در کمتر از ۶۰ ثانیه مانده به پایان بازی دیوید ژینولا توپ را لو داد. اشتباهی مرگبار که ژینولا را برای همیشه از حضور در تیم ملی فرانسه محروم کرد و فرانسه را از حضور در جام جهانی ۹۴! اما ژاکه روی نامش قلم قرمز کشید. حتی وقتی بهترین بازیکن انگلیس شد و به زعم هولیه، حتی دو دهه بعد او همچنان متهم بود. متهم کردن ژینولا شاید سادهترین کار بود. شکست برابر رژیم اشغالگر خیلی به چشم نیامد، چون یک فرصت دیگر باقی بود، درست برخلاف دقیقه آخر بازی با بلغارستان که به معنای پایان کار بود. درست مثل سه دقیقه آخر بازی با لبنان که میتوانست پایانی تلخ و تاوان یک اشتباه باشد. اما کسی چه میداند کدام اشتباه است. خط خوردن طارمی و ژینولا، تصمیم امه ژاکه و اسکوچیچ که به نظر میرسد بیشتر به دنبال مقصر جلوه دادن دیگری بودند برای فرار از واقعیت.