مهدی جهانتیغی در کانال تلگرامی خود نوشت: برای، چون منی که نه از علم دین، فلسفه، عرفان، فقه، نجوم، ریاضیات قدیم، طب، ادبیات، علمهای خاص و... اندک چیزی سررشته ندارم، نوشتن از قدر و منزلت و توصیف علامه حسنزاده آملی ظلمی بزرگ به ایشان است؛ اما علامه حسنزاده برای بسیاری از همنسلهای ما جذبهای خاص بود برای انقلابی شدن، اخلاقیتر شدن، علاقهمند به طلبه دین شدن، مطیع ولایتفقیه شدن، نگاه اسطورهای داشتن به علامه طباطباییها، پیدا کردن گوش و قلبی برای شنیدن سخنان عارفانه و... بوده است.
اینکه یک فرد بهصورت نادر در رشتههای متعدد در اوج باشد برای اهل علم و غیرعلم همواره محل شگفتی و تحسین است، ولی علامه حسنزاده از آن دست علمایی بود که لازم نبود حتماً فلسفه بدانی تا فیلسوفش بپنداری، لازم نبود عرفان نظری خوانده باشی تا عارفش بدانی، لازم نبود تا حتی درون حجرههای طلبگی زندگی کرده باشی تا عالمش بدانی. فقط عقول جامعه نبود که ایشان را علامه ذوالفنون میدانست بلکه قلوب جامعه نیز بهصورت شهودی ناخواسته، ایشان را عالمی خاص و بزرگ میدانست.
این در حالی است که علامه حسنزاده سالها دور از هیاهوهای معمول زندگی کرد و نهتنها افراد کمی از اندرونی زندگی و خلوتهایش خبر داشتند بلکه کسانی زیادی هم در این سالها آنچنان از بیرونی خانهاش و فعالیتهایش خبر نداشتند. اما برخلاف قواعد خبری و رسانهای نیازی به سخن گفتن و سخنرانی کردن نداشت تا تأیید بشود، نیازی به حضور در فضای مجازی نداشت تا شناخته شود، نیازی به مشاور رسانهای نداشت تا برای برجستهسازیاش سناریوی رسانهای تنظیم کند و یا در فضای مجازی از او محافظت کند؛ نیازی حتی به شاگرد و مرید نداشت تا ابهت علمیاش بیشتر شناخته شود، اساساً نیازی به دیده شدن نداشت!
این دست علما را رسانهها بزرگ نمیکنند، کانالهای خبری زنده نگهشان نمیدارند، توئیتریها برایشان کاریزما درست نمیکنند، باید بپذیریم این افراد را ارادهها و تقدیرهای دیگری همواره در اوج نگه میدارد، علامه طباطباییها چگونه چهار دهه خوشنامترین علمای ایران شدهاند؟! حساب و کتاب این اسطورهها را باید جدا از معادلات فهم موضوع سلبریتیها و قواعد تبلیغاتی دانست! نه اینکه امروزه سلبریتی دینی نداشته باشیم، بلکه خوب هم داریم! ولی جنس جاذبه این دست از بزرگان دینی، جنس رسانه، تبلیغات، سلبریتی بازی و... نیست. بزرگان میگویند، این بینیازی از تأیید مردم و رسانه و آن نیازمندی که در مناجاتهای علامه نوشته شده، تضادهای ظاهری است که جاذبههای باطنی در قلوب مذهبی جامعه درست میکند.
ضمن اینکه از این دست علما در هر دورهای از تاریخ آمدهاند و برای همیشه بهعنوان ستارگانی نادر باقی میمانند و همچنان که امثال شیخ مفیدها و علامه مجلسیها با وجود گذشت قرنها همواره برای طلاب اسطوره باید باقی بمانند. این یک واقعیت تاریخی است که برخی بزرگان دینی سالیان طولانی برای نسلهای جوان منبع تولید جاذبههای دینی، اخلاقی، عرفانی و علمی باقی میمانند.
به این جذبههای مقدس باید احترام ویژه گذاشت و نیاز هست تا به چگونگی شکلگیری این جذبهها در جامعه فکر کرد. خوب است ما مدعیان فعالیت رسانهای، سیاسی و فرهنگی جبهه انقلاب درباره علامه حسنزاده اینگونه نیز بیندیشیم چه ویژگیهایی باید یک فرد داشته باشد تا برخی جملاتش تا سالها تبدیل به فرقانی برای جبهه حق و انقلاب اسلامی شود؟! چگونه یک فرد بهظاهر دورتر از مواضع سیاسی و محافل روزمره انقلابی میتواند بزرگترین پشتوانهها برای ولایتفقیه باشد؟! چگونه کمیت پرتکرار مواضع انقلابی و سیاسی ما بهاندازه مواضع کمتکرار مواضع علامه حسنزاده اثر ندارد؟ سادهترین پاسخ شاید این باشد که برای مؤثر بودن برای انقلاب علاوه بر مهارتهای خاص علمی، زبانی و سیاستورزی، باید قلوبی عارفانه و باطنی پاک و راست شبیه علامه حسنزادهها داشت.