بسم الله الرحمن الرحیم
إنّ البَغیَ و الزُّورَ یُوتِغانِ. حدیث المَرءَ فی دِینِهِ و دُنیاهُ، و یُبدِیانِ خَلَلَهُ عِندَ مَن یَعِیبُهُ.
همانا ستمگرى و دروغگویى، دین و دنیاى آدمى را تباه مى سازد و عیبها و کاستیهایش را در نظر عیبجویان آشکار مى نماید.
امام علی (ع)
اینجانب گمان میکردم با بیش از دو دهه حضور در عرصههای مختلف ورزشی و مواجه شدن با فراز و نشیبها و چشیدن طعم موفقیتها و ناکامیها و حضور در بخشهای مختلف مدیریتی قادر خواهیم بود با استفاده از این تجارب و جذب ایدههای نو و جدید و مشورت و کمک اهالی دوچرخهسواری و اقتصاد، این رشته المپیکی را به سمت جدید و مستقلی حرکت دهم. گرچه برای چنین مدیریت و مسئولیتی خالی از عیب و نقص نبوده و نیستم، اما مشورت و یاری جامعه دوچرخهسواری و تجربه اینجانب، به من این اطمینان را داد که میتوان برای رسیدن به این هدف تلاش کرد. این گونه بود که عزم ورود به این عرصه را کردم و در طول مسیر با وجود موانع بسیار، کمترین تردیدی به خود راه ندادم. حضور در انتخابات را ورای نتیجه، موجب افتخار و جزو توفیقات خود میدانم. پس از گذشت حدود چهار ماه از این انتخابات و فروکش کردن هیجانها شاید زمان مناسبی باشد تا نگرانیهای خود از روند برگزاری و نتایج آن را برای آینده دوچرخهسواری کشور ابراز کنم و عافیت طلبانه چشم بر انحرافها و اشتباهها نبندم. بیان این نکات را جزوی از روند تحول خواهی در این رشته میدانم و بر همین اساس به بیان آنها میپردازم.
به گمانم بزرگترین دشمن ورزش و دوچرخهسواری مستقل، قدرتمند و ثروتمند کسانی هستند که استقلال این رشته، آنها را از وادی تصمیم گیری و تصمیم سازی برای این ورزش خارج میکند. سیاسیونی که با نگاه قیم مابانه خود، ورزشیها را فاقد درک و نگاه و بینش میدانند و با موضعی متکبرانه برای ورزش تصمیم میگیرند. در این مسیر البته عناصری از جامعه ورزش هم همراه این افراد میشوند و جاده را برای وابسته شدن ورزش باز میکنند. این نوع نگاه ابزاری به ورزش نه فقط مختص یک دولت که در دولتهای مختلف مشاهده شده است. نگاه سیاسیون به مدیریت ورزش از جنس "زاپاس" است که اگر این گونه نبود دوستان ما بعد از میسر نشدن حضور در برخی سمتها به ناچار وارد ورزش نمیشدند. داستان ورزش هم جدا از دولت قبل نمیباشد و نمیبایست توقع داشت که ورزش را نیز همانند سایر حوزهها خوب و درست اداره میکردند؟ عملکرد آقای سلطانی فر در وزارت ورزش عیانتر از سایر بخشها پیش روی مردم است و حداقل نحوه اداره دو باشگاه استقلال و پرسپولیس در چند سال گذشته و همچنین تعلیق رشتههای مختلف و صدور احکام مختلف در مراجع ملی و بین المللی نشان از نگاه اشتباه این وزارتخانه به ورزش و این رشته المپیکی دارد.
تبدیل رویکرد مداخله گرایانه به رویکرد حمایتی و توسعه محور، موجب تسریع روند پیشرفت دوچرخهسواری کشور خواهد شد. توسعه این رشته نیازمند تغییر نگاه است. بنای بنده و همکارانم این بود که زمینه این تحول را در دوچرخهسواری کشور به وجود آوریم. تلاش ما این بود که خرد جمعی و شایسته سالاری را با تدوین آیین نامهها و دستورالعملهای مربوطه در این رشته حکم فرما کنیم تا زمینه تحول و توسعه دوچرخهسواری کشور ایجاد شود. اما گویا قدرت تحول خواهی از نگاه فرسوده سیاسیون و مدافعان وضع موجود ورزش کوچکتر بود تا مسببان وضع موجود همچنان کرسیهای خود را در ورزش حفظ نمایند.
در حالی که بنده و همکارانم در سفر به استانهای مختلف و جلسات متفاوت به دنبال تبیین برنامهها و ایدههای خود بودیم، بعضی از مدیران دولتی در پی تایید صلاحیت گرفتن برای فلان نامزد و مهندسی مجمع فدراسیون و کمیته ملی المپیک بودند و هر آنچه که میتوانستند بر خلاف اساسنامه فدراسیون با نقض آن انجام دادند و شرایط بسیار نابرابری را برای رقابت ایجاد نمودند.
نتیجه این رویکرد و نگاه دولتی، وضعیت امروز وزارت ورزش و فدراسیون دوچرخهسواری است. زخم سیاست بر تن ورزش و این رشته، نهاد اداره کننده این ورزش دوست داشتنی را رنجور و نحیف کرده. نمادی از ناکارآمدی دولت گذشته که بخشهای مختلف کشور را فرا گرفته و پدیدآورندگانش به جای پاسخ به افکار عمومی، طلبکارانه به دنبال توسعه قدرت خود هستند.