سید رحیم مکبر مسجد رضوان میدان شهید نامجو تهران بود. از بچگی اعلامیههای امام را پخش میکرد. شبها اعلامیهها و زیر پیرهنش مخفی میکرد و در مساجد مختلف پخش میکرد. با چنین تربیتی بهمن سال 65 در عملیات کربلای 5 شهید شد. بعد از شهادتش پدرش خدا را شکر کرد که خدا بالاخره خانوادهاش را قبول کرده بود. سید کریم بعد از شرکت در عملیاتهای مسلم بن عقیل- والفجر 4 و 8 و فاو باز با شنیدن صدای مارش هوایی میشد و بالاخره در عملیات بیت المقدس 2 به آرزویش رسید. آن زمان دفاع مقدس کسی به دنبال ثروت و قدرت نبود برای مردم مهم این بود که حکومت علی(ع) را در کشور پیاده کنند. عکس پسران سیدجوادرا هنوز نزده اند، اما هر روز عکس 5 شهید دیگر کوچه محل سکونتش را که میبیند روحیهاش باز میشود. کاش کسی ارزش هزینههایی که شده بود را میدانست. سید جواد سجادی، افتخارش این است که پسران حسینی تربیت کرده با لهجه فراهانی که هنوز بوی سادگی شهرستان را میدهد میگوید: « ارزش هر شخص به عمل اوست. »همه فکر میکردند بعد از شهادت کریم که نور چشم من بود کمرم بشکند اما من با توکل به خدا و تقلید از امام حسین (ع) این موضوع را تحمل کردم.سیدجواد دلش از نفاق میشکند و اینگونه طرحها را فقط برای جوانانی که معتقدند، مفید میداند.پسرم بعد از 33 روز که بدنش زیر آفتاب مانده بود، بوی عطر میداد.