سرویس حوادث جوان آنلاین: سال۹۵ مأموران پلیس تهران جسد مرد میانسالی را داخل خودروی نیسان حوالی بزرگراه آزاگان کشف کردند. بررسیها نشان داد که مرد میانسال با ضربات چاقو به قتل رسیده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی مشخص شد جسد متعلق به مردی ۴۰ساله به نام علیرضا است که مدتی قبل از خرمآباد به تهران آمده بود. همچنین مشخص شد او با یکی از بستگانش به نام محمد اختلاف شدیدی داشتهاست.
با بدست آمدن این سرنخ محمد به عنوان اولین مظنون تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد شناسایی و بازداشت شد. او در روند بازجوییها به درگیری اعتراف کرد و گفت: «اهل خرمآباد بودم و علیرضا از بستگانم بود. مدتی قبل او به تهران آمد و دنبال کار بود. به او پیشنهاد دادم تا با خودرواش که نیسان بود برای من کار کند و روزانه ۱۰۰ هزار تومان دستمزد بگیرد. او قبول کرد، اما مدتی بعد کارم به کسادی خورد و نمیتوانستم دستمزد او را به موقع پرداخت کنم. علیرضا مدام گلایه میکرد تا اینکه روز حادثه به دیدنم آمد و سر همین موضوع با هم بحثمان شد. من که همراه دوستانم بودم از او مهلت خواستم، اما او دست بردار نبود و کار به درگیری کشید. در آن درگیری عصبانی شدم و با چاقو به او حمله کردم.»
با اقرارهای متهم، وی راهی زندان شد و پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و در اولین جلسه روی میز هیئت قضایی شعبه دوم قرار گرفت. ابتدای جلسه اولیایدم درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ایستاد و با انکار جرمش گفت: «در دادسرا به خاطر فشارهای بازجویی به قتل اعتراف کردم. در آن حادثه چند نفر از دوستانم حاضر بودند و برای هواخواهی از من وارد درگیری شدند. احتمال میدهم آنها ضربات کشنده را زده باشند.»
در پایان هیئت قضایی بنا به مدارک موجود در پرونده متهم را به قصاص محکوم کردند، اما حکم صادر و به دیوان عالی کشور فرستاده شد و از سوی قضات یکی از شعبات آن نقض شد. به این ترتیب پرونده بار دیگر به همان شعبه فرستاده شد تا متهم بار دیگر از خودش دفاع کند.