کد خبر: 104502
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۸۸ - ۰۵:۱۹
در هنگام تدوین قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران در مقطعی كه مجلس خبرگان قانون اساسی بررسی اصل ولایت فقیه را آغاز كرد مخالفین نظام جمهوری اسلامی و منحرفینی كه گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی را به منزله نابودی و پایان حیات سیاسی خود تلقی می‌كردند با توطئه‌چینی درصدد انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی برآمدند و در تاریخ 18/7/58 دولت موقت كه اكثریت آن در اختیارشان بود حتی طرحی را هم در این زمینه تصویب كردند كه البته این طرح با انتقاد و مخالفت حضرت امام(ره) مواجه شد. امام (ره) بعدها در جریان یك سخنرانی با اشاره به این توطئه گردانندگان نهضت آزادی می‌فرمایند:‌ «قضیه طرح آنكه مجلس خبرگان منحل بشود كه در زمان دولت موقت این طرح شد بعد هم معلوم شد كه اساسش امیر‌انتظام بود و آن مسائل آن وقت، آمدند آقایان پیش ما همین آقایان با آقای بازرگان و رفقایش و گفتند ما خیال داریم این مجلس را منحلش كنیم. من گفتم شما چكاره هستید اصلش، كه می‌خواهید این كار را بكنید، شما چه سمتی دارید كه بتوانید مجلسی را منحل كنید، پاشید بروید سراغ كارتان، وقتی دیدند محكم است مسأله كنار رفتند.» محوریت امیرانتظام و دیگر منحرفین گروهك نهضت آزادی در مخالفت با اصل مترقی ولایت فقیه كه وجه ممیزه نظام جمهوری اسلامی با دیگر نظام‌های سیاسی معاصر بود نشان از ریشه مخالفت دیرینه آنها به ویژه آمریكای جنایتكار با نظام جمهوری اسلامی داشت. مخالفان با اسلامیت نظام و اصل ولایت فقیه اگرچه در دوران زندگی پربركت حضرت امام(ره) به دلیل شخصیت برجسته ایشان فرصت ابراز وجود نیافتند و حتی طیفی از آنها مدافع سرسخت ولایت مطلقه فقیه نیز بودند، اما بعد از ارتحال امام،‌ در قالب حلقه‌های فكری و سیاسی مخالفت دیرینه خود را با ابعاد اسلامیت نظام آشكار ساختند. در كنار نهضت آزادی و دیگر فعالان موسوم به ملی – مذهبی‌ها كه ماهیت فكری‌شان كاملاً مشخص بود، عناصر حلقه كیان و حلقه سلام كه عمدتاً از عناصر طیف چپ سیاسی كشور بودند، كسانی بودند كه به مرور زاویه خود را با نظام دینی آشكار ساختند و البته با فرصتی كه دولت سازندگی در سال‌های اولیه دهه 70 در مركز پژوهش‌های ریاست جمهوری در اختیارشان قرار داده بود، مبانی فكری خود را تئوریزه كردند. حلقه كیان با محوریت كسانی چون سروش، حجاریان، شمس‌الواعظین، جلایی‌پور و ... پیشتاز انتقال القائات مبانی تفكر سكولار غربی در میان نخبگان سیاسی ایران بود. نگرش‌هایی كه هیچ سنخیتی با مبانی و ساختارهای نظام دینی نداشت. برخی از شاخصه‌های فكری این حلقه كه در نشریه كیان انعكاس می‌یافت به قرار زیر است: - معرفت دینی حاصل تجربه افراد در شرایط زمانی و مكانی مختلف است.- هیچ معرفت حقیقی و آسمانی وجود ندارد. - هیچ تفاوتی میان ادیان وحیانی و غیروحیانی و آسمانی و زمینی نیست. سروش در سال‌های بعد مخالفت خود با ولایت فقیه را به این دلیل می‌دانست كه ولایت فقیه یك برداشت از دین است و چون به تعداد آدم‌ها برداشت‌های متفاوت از دین (صراط‌های مستقیم) وجود دارد، دلیلی ندارد كه یك برداشت از دین در جامعه حاكم باشد. اما محور حلقه سلام كسی نبود جز موسوی خوئینی‌ها، او كه اعتبارش جهت احكامی بود كه از سوی امام (ره) صادر شده بود، پس از ارتحال امام با راه‌اندازی روزنامه سلام خیلی سریع از اندیشه ناب امام (ره) فاصله گرفت. برخی از دیدگاه‌های او و تیم همراهش كه عمدتاً از مدعیان «ولایت مطلقه فقیه»‌ در دوران حضرت امام(ره) بودند در روزنامه سلام چنین است:‌- نفی تكلیف‌گرایی و اینكه حكومت از زمره حقوق مردم است. - نفی بحث حلال و حرام در حكومت و اینكه سازو كار حكومت توسط حكومت‌شوندگان تعیین می‌شود - مشروعیت امر و نهی مجتهد منوط به رأی مردم است. - تدبیر سیاسی واجتماعی جامعه، امری عقلایی است نه دینی. - مشروعیت حكومت به رأی مردم وابسته است. پس از دوم خرداد عناصر حلقه‌های مذكور كوشیدند تا مبانی فكری انحرافی خود را از طریق ساختارهای حكومت نهادینه و قانونمند نمایند و از طریق شبكه گسترده مطبوعات زنجیره‌ای آن را به گفتمان اصلی نظام اسلامی تبدیل كنند. كارگاه‌های توسعه سیاسی وزارت كشور در سال‌های 76 و 77 با محوریت تاج‌زاده و حجاریان و دكتر بشریه و همكاری سایر عناصر حلقه‌های مذكور فرصتی بود تا آن مبانی فكری با استفاده از سازوكار و بودجه و امكانات دولت نهادینه و به تعبیری دگردیسی و تحول در نظام از درون ساختارهای نظام آغاز شود. برخی از اصول این كارگاه‌ها زاویه فكری عناصر تشكیل‌دهنده آن را با مبانی نظام دینی آشكار می‌‌كند. همان كسانی كه با طرح حاكمیت دوگانه و بعدها با لوایح دوگانه كوشیدند این تغییر و عبور از نظام دینی را «با ابزار قانونی»‌دنبال كنند، با كمرنگ كردن و بعضاً ضدیت با مقوله دین در نظام اسلامی، به اصالت‌هایی تكیه كردند كه نشأت گرفته از اندیشه اومانیستی (انسان‌محوری) بود. 1- اصالت برابری: یعنی عدم برتری افراد نسبت به یكدیگر از لحاظ حق حكومت بر دیگری 2- اصالت رضایت:‌ به معنی اینكه مشروعیت قدرت به رضایت مردم در پیروی از آن بستگی دارد 3- اصالت قانون:‌ انسان‌‌‌ها از قوانینی كه خود وضع كرده‌اند تبعیت می‌كنند ولاغیر 4- اصل حاكمیت مردم: تنها منبع مشروعیت قدرت،‌ اراده مردم است كه می‌توانند رضایت یا عدم رضایت خود را از عملکرد حکومت‌ها اعلام دارند.یافته‌های کارگاه‌های چهارگانه توسعه سیاسی در عرصه مطبوعات زنجیره‌ای تجلی عینی می‌یافت، از منظر این مطبوعات که با کمک‌های بی‌شائبه وزیر وقت ارشاد و وزارت کشور شکل گرفت، هیچ ارزشی در نظام اسلامی باقی نماند که مورد هجمه قرار نگیرد، امام(ره) به مظهر پوپولیسم تعبیر شد که باید به موزه تاریخ سپرده شود و دوران ختم انقلاب اعلام شد و...در روزنامه جهان اسلام که با مدیریت یکی از شخصیت‌های این طیف اداره می‌شد درج می‌شود که:«مبانی و اصول آیت‌الله خمینی که متکی به فقه و سنت شیعه است دیگر کارآمد نیست و در شرایط فعلی نمی‌تواند جوابگو باشد و بین مسائل جدید و اندیشه امام تعارض وجود دارد.» و یا در نشریه آبان نوشته شد:«تاریخ مصرف نظرات سیاسی امام خمینی(ره) گذشته و مربوط بر دوران ماقبل مدرن و زاییده افکار عامیانه و قدیمی است.» روزنامه صبح امروز با مدیریت سعید حجاریان، 8/2/78 ضمن مخالفت با نامگذاری سال 78 به نام حضرت امام(ره) دلیل آن را رویگردانی گروه‌های خط امامی از حضرت امام(ره) دانسته و در بیان این نظر اینگونه می‌نویسد:«علت اصلی برگشت از دیدگاه‌های حضرت امام(ره) این بود که اصلاً مردم و جوانان این روش را نمی‌پذیرفتند ثانیاً امام طرفدار جامعه تک‌صدایی و تک‌حزبی بود که با مواضع بعدی گروه‌های خط امام تطابق نداشت و ثالثاً ایده‌های امام فقط برای ایجاد انقلاب مفید بود و از آن ایده‌ها برای استمرار جمهوری اسلامی نمی‌شود استفاده کرد.»یا اینکه روزنامه دولتی ایران در تاریخ 18/6/77 می‌نویسد:«تقلید از امام کورکورانه بوده است.» البته در این زمینه نمی‌توان دیدگاه‌های افراطی افرادی نظیر اکبر گنجی یا هاشم آغاجری را نادیده انگاشت که دولتمردان وقت مدت‌ها کشور را برای حمایت از آنها و مقابله با قوه قضائیه که هنجارشکنی آنها را در دستور کار داشت، به تعطیلی کشاندند. شاخصه اصلی عملکرد مطبوعاتی و تبلیغی این جریان در آن ایام را می‌توان در ابعاد زیر خلاصه کرد:الف: هجمه به دین و اعتقادات دینیب: حمله به فقه و احکام شریعتج: تهاجم به ارزش‌ها (نهضت عاشورا، دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و...)د: ترویج ابتذال و اباحه‌گریهـ‌ : تخریب چهره امام و هجمه به ولایت فقیهاین روند در نقطه اوج خود به غائله 18 تیر 78 منتهی شد؛ غائله‌ای که بدون تردید در آن مقطع دگرگونی نظام اسلامی را پی می‌گرفت که البته با هوشیاری و درایت مسؤولان نظام و امت مسلمان ناکام ماند. مقام معظم رهبری در زمستان سال 1386 در جمع مردم یزد با اشاره به روند حرکت این طیف در طول 10 سال پس از ارتحال اینگونه تشریح می‌کنند:«دشمن به خیال خود تصور می‌کرد بعد از اجرای این محورها، در مدت «10 ‌سال» با یک جرقه می‌تواند قشرهایی از مردم را بر ضد انقلاب بشوراند و ماجرای تیرماه 1378 در همین چارچوب قابل تحلیل است. با شکست غائله تیرماه 78 و تحولات سیاسی کشور در سال‌های پس از آن، این جریان انحرافی با اتکا به آن مواضع فکری با ادبار اجتماعی مواجه می‌شود و به همین دلیل موفق به کسب اعتماد عمومی در انتخابات شوراهای دوم، مجلس هفتم، ریاست جمهوری نهم و مجلس هشتم نمی‌شود.در انتخابات ریاست جمهوری نهم این جریان با شعار «دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر» از مصطفی معین حمایت می‌کند و در مرحله دوم نیز به‌رغم اجماع پشت سر آقای هاشمی رفسنجانی موفق نمی‌گردد. در انتخابات مجلس هشتم نیز به‌رغم تبلیغ زیر عنوان «یاران خاتمی» در مرحله دوم انتخابات با توجه به رقابت شفاف در جریان با دو لیست یازده نفره، آرای نامزدهای آنها کمتر از 230000 نفر می‌شود، این آمار برای آن جریان سیاسی به منزله پایان عمر سیاسی آنها بود.چرایی تغییر شعار در آستانه انتخابات دهمعدم اقبال توده‌های اجتماعی به شعارهای واگرایانه این طیف و متقابلاً اقبال مردم به سمت شعارهای اصولگرایی و دفاع از ارزش‌های انقلاب سبب شد که عناصر حلقه‌های چندگانه این طیف برای جلوگیری از حذف از عرصه سیاسی کشور چاره‌ را در تغییر شعارها و تغییر گفتمان ببینند و به همین دلیل با عبور از خاتمی و انتخاب میرحسین موسوی به عنوان نامزد خود در انتخابات بکوشند تا اعتماد اجتماعی را به خود جلب کنند. پدیده نفاق جدید در شرایطی بروز می‌کند که هیچ‌کدام از عناصر شاخص این جریان در حلقه‌های مختلف از مواضع انحرافی خود عدول نکرده و در مواضع قبلی پابرجا بودند اما برای جلب اعتماد عمومی با توجه به گفتمان حاکم بر فضای سیاسی کشور، شعار دفاع از امام و ارزش‌های انقلاب را سر دادند و البته به طور هدفمند پشت سر دو نامزد مطرح این جریان و با مأموریت‌های مشخص صف بکشند. اما از آنجا که این جریان همه سرمایه‌های مادی و آبروی سیاسی خود را برای پیروزی به صحنه آورده بود هر نتیجه‌ای غیر از پیروزی(به‌رغم تغییر شعار) به منزله پایان عمر سیاسی آن بود، بنابراین برنامه‌ریزی اساسی معطوف به آن شد که در صورت شکست به جای حذف از عرصه سیاسی، نظام جمهوری اسلامی را قربانی هوس‌های شیطانی سردمداران کانون فتنه نمایند و به همین دلیل است که «تقلب در انتخابات» به رمز عملیاتی تبدیل می‌شود که این بار نه به اتکای هواداران سنتی گذشته بلکه به اتکای پدیده جدیدی به نام «جنبش اجتماعی» است که شاکله ذهنی عناصر شاخص آن همانا زخم‌خوردگان از انقلاب اسلامی هستند که در شعارهای خود «جمهوری ایرانی» پی می‌گیرند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار