کد خبر: 1030844
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۴
سمبولیسم و نوستالژی مهار نشده «ناگهان درخت» «ناگهان درخت» ضعف اساسی در ایده و پرداخت دارد. تمهیدات دراماتیک بر اساس قصه‌گویی که از سوی شخصیت اول ارائه می‌شود و گنجاندن عنصر نوستالژی، نشان می‌دهد مواد درام‌پردازی در این اثر همان چیزی است که در اثر اول او به کار گرفته شده است. چارچوب شکل‌گیری «ناگهان درخت» یک دوباره‌گویی است و تکرار مکررات که البته به شکلی نامنسجم و چندپاره!
افشین علیار
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: از فیلم اولِ فیلمساز می‌آید، این چندپارگی محتوایی به دلیل شخصی‌سازی فیلم است. فکر کنید که یک نفر یک قصه را بخواهد از دو زاویه تعریف کند، اگر چه در فیلم اول هم این شخصی‌گویی احساس می‌شد، اما ذوق‌زده احوالات آدم‌ها و ساختار فیلم بودیم و برای فیلم دوم این نوع از شخصی‌سازی و البته شخصی‌گویی نمی‌تواند رابطه محکمی میان مخاطب با فیلم ایجاد کند، بنابراین شکل‌گیری فیلم دوم صفی‌یزدانیان از مسیر قصه و آنچه شبیه حدیث نفس فیلمساز بوده، آسیب دیده است. شخصیت مردِ فیلم همان فرهاد فیلم کوتاه «قایق من» و همچنین فیلم «در دنیای تو ساعت...» است، اما فرهاد «ناگهان درخت» با تمامی تلاش صفی‌یزدانیان در خلق یک فرهاد عاشق، به شدت منفعل و عقب افتاده است.

فرهاد در یک سو قرار دارد، مادر و مهتاب در سوی دیگر، اما این بار هیچ عشقی متوجه فرهاد نیست چراکه از قربان صدقه رفتن مادر یا خاطرات‌گویی، عشق مادرانه درنمی‌آید و از سوی دیگر عشقی هم میان فرهاد و مهتاب احساس نمی‌شود. فرهاد ادای آدم‌های عاشق‌پیشه را درمی‌آورد که اساساً این ادا‌ها در ادامه مشنگ‌بازی‌های فرهادِ در دنیای تو... است، اما اینجا تبدیل به لوس‌بازی شده و فرهاد در فیلم «در دنیای تو...» سمپاتیک است، عشق او به مشنگ‌بازی‌هایش می‌نشیند، اما فرهاد این فیلم به عشق نیاز ندارد، او حامی می‌خواهد.

در سکانس‌های اول در سینما سرش را روی شانه مادر می‌گذارد و در سکانس‌های میانی در یک نمای دونفره داخل ماشین فرهاد سرش را به صندلی مهتاب تکیه می‌دهد یا به حالت مشنگی خودش را به غش می‌زند که به هیچ وجه ربطی به فضای عاشقانه یا شاعرانه ندارد، اما در فیلم قبلی بستر مناسبی برای فضای عاشقانه تدارک دیده شده بود. در آنجا شخصیت‌ها باعث ایجاد فضای عاشقانه فیلم می‌شدند، اما در «ناگهان درخت» از همان ابتدا فیلمساز تأکید بر نوستالژی دارد. فیلمساز آنقدر درگیر خاطره‌گویی شده که نمی‌تواند خلأ اساسی اثرش از جایی را که فرهاد به زندان می‌افتد پر کند. سکانس‌های زندان به شدت وقت فیلم را گرفته است. اینکه صدای شعرخوانی احمد شاملو را بشنویم یا کتاب‌هایی که فرهاد در این مدت خوانده را ببینیم، دلیلی بر روشنفکر بودن فرهاد نیست که فیلمساز سعی بر این دارد که همه را روشنفکر نشان بدهد، همه چیز در «ناگهان درخت» سمبولیک است و تا واقعیت فاصله زیادی دارد، مثل همان درخت ناگهانی انتهای فیلم که بی‌منطق و با ناامیدی رها می‌شود یا دیالوگ‌هایی که زیبا نوشته شده‌اند، اما کارکرد عاشقانه ندارند. خط روایی به شدت کولاژگونه است. حضور دکتر روانشناس یا سفر سه نفره به رشت که شامل تصاویری توریستی است، منطقی ندارد و این باعث شده است ترکیب نامنسجمی روی پرده یا هر چیز دیگر شکل بگیرد. نگرش صفی‌یزدانیان اگر چه می‌تواند چشم‌نواز و هنری باشد، اما این دو عنصر برای ساخت یک فیلم کافی نیست. معتقدم بازی‌ها چندان مناسب با سوژه نیستند.

بازی پیمان معادی همان چیزی است که در فیلم «بمب» از او دیدیم، مهناز افشار هم حضورش به فیلم کمکی نکرده است و جای خالی علی مصفا و لیلا حاتمی به شدت احساس می‌شود، این احساس هم همان توقع اشتباهی است که از فیلمساز در ما به دلیل پذیرش یک اثر تکراری ایجاد شده است. فیلمبرداری همایون پایور نکته مهم «ناگهان درخت» است. اندازه نما‌ها و حرکات دوربین در فیلم اجرای مناسبی دارد، ریتمِ کند فیلم ارتباطی با تدوین صفی‌یاری ندارد چراکه اتصال نما‌ها استاندارد است، این کند بودن قطعاً از فیلمنامه می‌آید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار