آنان در حال کنترل و قدرتنمایی هستند
مردی که به وسیله تحقیر، سرزنش، ایرادگیری، محدود کردن روابط خانوادگی و اجتماعی همسر خود تلاش میکند او را به شیوهای که میخواهد تغییر دهد، در حال کنترل کردن و قدرتنمایی است. خانمی که در رابطه با همسرش اقدام به قهر کردن، بیتوجهی و انتقاد کردن میکند یا به وسیله تهدید و توهین به همسر و خانواده او تلاش میکند تا روابط خانوادگی همسر را محدود کند، در حال کنترل و قدرتنمایی است. پدری که با فریاد زدن، مقایسه کردن و تنبیه جسمانی با فرزندانش رفتار میکند، فرزندانی که والدین سالمند خود را طرد و به آنها توهین و بیاحترامی میکنند و نیازهایشان را سرکوب میکنند، در حال اعمال کنترل هستند و خشم درونی خود را تخلیه میکنند. جای تعجب نیست اگر چنین افرادی حتی اگر در اوج رفاه و ثروت اقتصادی بوده، جایگاه اجتماعی مقبولی داشته و در حرفه خود موفق باشند، باز هم از زندگی و روابط خود ناراضی بوده و زندگی با کیفیت و مطلوبی را تجربه نکنند.
اصلاح خود یا دیگری؟
اولین و مهمترین قدم برای اصلاح رابطههای نامطلوب، مدیریت خشم و اصلاح شیوه ابرازگری خشم، آگاهی پیدا کردن به اعمال و رفتارهای تخریبکننده خودمان است. تنها به این وسیله است که ضرورت تغییر را در خود احساس کرده و به منظور تغییر و درمان به مراکز ارائه خدمات روانشناختی مراجعه میکنیم. به این منظور لازم است به وسیله تفکر در اعمال و رفتارهای پرخاشگرانه و انتخابیمان، نسبت به موارد زیر آگاهی و شناخت مطلوبی پیدا کنیم. آگاهی نسبت به این نکته که انجام رفتارهای خشونتبار و پرخاشگرایانه یکی از راههای اثبات قدرتمندی و داشتن کنترل روی دیگران است که به قیمت تخریب مطلوبیت روابط و صمیمیت، از بین بردن سلامت روانی خود و دیگری، ایجاد آسیبها و بیماریهای جسمی در خود و دیگری ما را به هدف میرساند. شناخت رفتارهای خشونت آمیز خود از طریق خودکاوی، خودشناسی و پرسیدن از اطرافیان و توجه به این امر که شاید امروز این رفتار مرا به هدفم که همان کنترل و اجبار دیگران برای پذیرش و انجام خواستههای من است، برساند، اما در بلندمدت جنازه رابطه از دست رفتهام را مقابل چشمانم خواهد آورد. تلاش برای تغییر رفتارها و عادات رفتاری خود از طریق خودشناسی، تمرین و مشورت با متخصصان روانشناسی با شعار «خواستن، توانستن است» و «من میتوانم تغییر کنم» حتی اگر این شیوه ابراز خشم، دیرینهترین عادت رفتاری انتخابی من باشد.
دست برداشتن از تلاش برای تغییر دیگران
همسران قدرتطلب و آزارگر همیشه طرف مقابل را مقصر رفتارهای خشونت آمیز خود میدانند و معتقدند اگر طرف مقابل (همسر، والدین، فرزندان، دوستان، همکاران و...) رفتار خود را اصلاح کند، دیگر او رفتار خشونتآمیز نشان نخواهد داد. به همین دلیل برای تغییر به طرف مقابل فشار میآورند. حتی ممکن است همسر خود را وادار یا ترغیب به استفاده از خدمات مشاوره و روانشناسی کنند تا تغییر کند، اما خود از اینگونه خدمات استفادهای نمیکنند، مگر به این دلیل که بخواهند از روانشناس برای چگونگی ایجاد تغییر در همسر یا اطرافیان خود کمک بگیرند!
هر جا بروی، آسمان همین رنگ است
شناسایی و پذیرش سهم و مسئولیت خود در بروز اتفاقات تلخ و رفتارهای خشونتآمیز و توجه به این نکته که این رفتارها انتخاب من در مقابل موقعیتهای خشم برانگیز است و دیگران نقشی در انتخاب این رفتارها توسط من ندارند. دست برداشتن از گشتن به دنبال مقصر و مقصر دانستن دیگران، شرایط و موقعیتها، تا به این وسیله بیاموزند مقصر دانستن دیگران فقط نوعی مسئولیت گریزی و تلاش برای توجیه اشتباهات خود است. کسانی که دست به اعمال خشونتآمیز میزنند در هر صورت مستعد اِعمال خشونت هستند و لازم است عادات رفتاری و افکار اشتباه خود را با کمک متخصصان اصلاح کنند. تغییر اطرافیان، محیط زندگی و موقعیتها، تغییری در میزان خشم درونی و عادات خشونت بار این افراد نخواهد داشت و به منزله جمله معروف «به هر جا روی آسمان همین رنگ است» هستند.
رفتارت را عوض کن!
داستان اینگونه افراد به مصداق داستان همان کبوتر جوانی است که مدام لانهاش را عوض میکرد، چراکه پس از مدتی اقامت در لانه، بوی بدی در لانه میپیچید که کبوتر از فرط شدت آن بو دیگر نمیتوانست آنجا بماند و مجبور به ساخت لانه جدیدی میشد. در لانه جدید چند روزی همه چیز خوب پیش میرفت، اما بعد از آن باز هم بوی بد همه جا را فرا میگرفت. روزی کبوتر، خسته از ساختن لانههای جدید و از شدت ناراحتی نزد پیر کبوتران رفت که بسیار با تجربه بود و مشکلش را با او در میان گذاشت. کبوتر با تجربه پس از شنیدن شکایت کبوتر جوان سری تکان داد و به او گفت با تعویض و تغییر مداوم لانهات چیزی تغییر نمیکند. چون بوی بدی که تو را آزار میدهد از لانهات نیست، بلکه از رفتار، عادات غلط و شیوه زندگی انتخابی خودت است. تو عادت کردهای همانجا که دانهات را میخوری، مدفوع خود را نیز دفع کنی! و این باعث آلودگی و بوی بد لانه توست. اگر شرایط فعلی لانهات را نمیپسندی، رفتارت را عوض کن تا شرایط بهتری را برای زندگی تجربه کنی!
رابطه سالم چگونه ایجاد میشود؟
درک این نکته که رابطه سالم چگونه رابطهای است، چه اجزایی دارد و نقش هر یک از طرفین در این رابطه چگونه تعیین میشود، یکی از مواردی است که میتواند کمک شایانی به افراد در جهت اصلاح رابطه ناسالم و ساختن رابطه سالم کند. به طور کلی رابطه سالم و مطلوب رابطهای است که در آن افراد از حضور در آن احساس آرامش، رضایت خاطر و آسودگی داشته باشند. حتی اگر مشکلات اقتصادی، اجتماعی بر زندگی سایه افکنده باشد. به عبارت دیگر رابطه سالم رابطهای است که در آن موارد زیر حاکم باشد:
- تلاش برای شناخت عواطف خود، همسر و فرزندان، همدلی و همنوایی با یکدیگر، برقراری گفتگوهای دوستانه بیشتر برای شناخت و ایجاد صمیمیت عاطفی، ایجاد ارتباطات کلامی و غیرکلامی بیشتر به دور از خشونت و قضاوت و خودمحوری در جهت درک بیشتر یکدیگر.
- رفتار مسالمتآمیز، غیر تهدیدآمیز و سرشار از امنیت که در آن افراد برای بیان احساسات، عواطف، نظرات، خواستهها و افکارشان احساس امنیت داشته باشند.
- تلاش برای تغییر عادات منفی و اشتباه رفتاری خود و عدم فشار به دیگری برای تغییر کردن.
- احترام گذاشتن به شخصیت یکدیگر، گوش دادن فعال و توجه مثبت غیر مشروط، پرهیز از قضاوت کردن، پرهیز از پیش داوری و برچسب زدن، پرهیز از سرزنشگری و انتقاد، تلاش برای پذیرش و درک دیگری همانگونه که هست.
- دست برداشتن از کنترل بیرونی و اعمال قدرت بر دیگری، نداشتن نگاههای جنسیتی و تحقیرگرانه جنس مخالف، توافق بر سر این نظر که همه ما انسانها به یکدیگر (جنس مخالف) برای رسیدن به کمال فردی نیاز داریم.
- داشتن صداقت و مسئولیتپذیری به وسیله پذیرش سهم خود در اشتباهات و اتفاقات، اعتراف به اشتباهات خود و بدرفتاریها، عذرخواهی کردن و تلاش برای عدم تکرار آن اشتباهات، مقصر جلوه ندادن دیگران و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت رفتارهای اشتباه خود در گذشته.
- تقسیم وظایف و مسئولیتها بین افراد به صورت منصفانه و عادلانه، تصمیمگیریهای مشترک در مسائل خانوادگی، داشتن توجه بیشتر به یکدیگر و کمک در انجام وظایف در زمانهای خاصی مانند بیماری یکی از طرفین رابطه.
- استفاده از مذاکره و مصالحه به جای بحث و درگیری، تلاش در جهت رسیدن به توافق و پیدا کردن راهحلهای مورد قبول دو طرف برای حل اختلافات و مشکلات، عدم پافشاری بر سر نظرات و ایدههای شخصی، داشتن تمایل و اشتیاق برای مصالحه و آغوشی باز برای پذیرش تغییرات و انعطافپذیر بودن در زمان مذاکره بر سر حل اختلافات.
- داشتن اعتماد متقابل به یکدیگر، حمایت از اهداف مشترک و فردی یکدیگر، داشتن گفتوگوی صادقانه، احترام به حق طبیعی و انسانی یکدیگر مبنی بر داشتن احساسات، عواطف، افکار و نظرات، دوستان و فعالیتهای مستقل از یکدیگر.
- رفتار مسئولانه نسبت به فرزندان، تقسیم وظایف و مسئولیتهای والدینی، داشتن توجه مثبت غیر مشروط نسبت به فرزندان، نمایش الگوی مثبت و مسئولانه برای فرزندان، آموزش مهارتهای گفتوگوی بدون خشونت به فرزندان و استفاده از این مهارت در همه روابط.
- داشتن الگوی مشارکتی در مسائل مالی و اقتصادی، تصمیمگیریهای مشترک بر سر درآمد خانواده و هزینهها و پس انداز مشترک، برقراری مقرری مالی متناسب با نیاز افراد و با توافق و رضایت خودشان، داشتن حساب مشترک برای درآمد خانواده.
افکاری که سرنوشت را میسازد
کلام آخر اینکه رفتارهای انتخابی من در گذشته باعث آسیب به خودم و دیگران شده و اشتیاق برای تغییر این رفتارهای پرخاشگرانه، مهمترین اصل برای تغییر است. اگر در خلوت خود به این نتیجه رسیدید که کسی جز خود شما در انتخاب این رفتارها نقشی نداشته و تمایل داشتید با تغییر این عادات غلط به خود و اطرافیانتان فرصت تجربه رابطهای صمیمی و منصفانه را بدهید، به روانشناسان مراجعه کرده یا از کتب خودآموزی که به این منظور در بازار آماده فروش است استفاده نکنید. این کلام ارزشمند را از حضرت علی (ع) در نظر داشته باشید؛ مراقب افکارتان باشید که گفتارتان میشود. مراقب گفتارتان باشید که رفتارتان میشود. مراقب رفتارتان باشید که عادت شما میشود. مراقب عادتهایتان باشید که شخصیت شما را شکل میدهد و مراقب شخصیت خود باشید که سرنوشت شما را میسازد.