کد خبر: 1030067
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۹ - ۰۳:۰۰
تهدیدی که انسانیت مشترکمان را مستحکم می‌کند
این روز‌ها دور از هم هستیم، اما تنها نیستیم اغلب ما یک‌سره از کمبود وقت می‌نالیدیم، ولی اکنون در زمان معلقیم. پس فرصتی مهیا شده است برای ارتباطی متفاوت. طی دوره درازی از تنهایی فهمیدم که هنر از ارزشمندترین دلخوشی‌هاست و سفر به دنیای دیگران از راه رمان‌ها، نقاشی‌ها و فیلم‌ها به شکلی جادویی باعث می‌شد احساس کنم دیگران به دیدارم می‌آیند، دیده می‌شوم و با آن‌ها پیوند می‌یابم
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: چند وقتی است که حسابی از یکدیگر جدا افتاده‌ایم و در تله دیوار‌ها محصور شده‌ایم. هر قدر هم بگویند که فاصله‌گذاری اجتماعی حیاتی است، باز از سختی آن کم نمی‌کند. با این حال، چیز‌های زیادی در دسترس است که می‌تواند ما را در این روز‌های سخت سر پا نگه دارد و برخلاف تصور، «تنهایی» یکی از آنهاست. تنهایی فقط وضعیتی نامطلوب که باید سرکوب شود یا از بین برود نیست. تنهایی جنبه‌ای شگفت‌انگیز و اعجاب‌آور نیز دارد.

تنهایی یک احساس است

حالا همه ما تنهاییم، از یکدیگر جدا افتاده‌ایم و در تله دیوار‌ها محصور شده‌ایم، مثل نسخه‌ای قرن بیست‌ویکمی از خلوت‌نشینی قرون وسطا. شهر پرجنب‌وجوش تعطیل شده است یا به زودی تعطیل خواهد شد. هر قدر هم بگویند که فاصله‌گذاری اجتماعی حیاتی است، باز از سختی آن کم نمی‌کند و تنهاتر شدن یکی از هزینه‌های ناگزیر آن خواهد بود. تنهایی نه همان انزواست و نه پیامد ناگزیر آن. تنهایی شاید درست در مجاورت دیگران رخ بدهد. ممکن است در میان جمع یا حتی در رابطه ازدواج احساس تنهایی کنیم و از طرفی، ممکن است در کلبه‌ای کوهستانی آسوده و خشنود باشیم. نیاز هر یک از ما به صمیمیت، نزدیکی و پیوند متفاوت از دیگری است. تنهایی فقط وقتی سراغ‌مان می‌آید که که این نیاز خاص و فردی‌مان برآورده نشود.

تنهایی رنج‌آفرین است

تنهایی در جهان اجتماعی ما ممنوع است و رنج خارق عادت آن تا حدی ناشی از شرمساری است. احساسی دیرینه و ماندگار وجود دارد که می‌گوید تنهایی مجازات درماندگی اجتماعی است؛ نوعی واماندگی است در محبوب و دوست‌داشتنی بودن به حد کفایت. این باور در مواقع عادی صادق نیست، چه رسد به شرایط قرنطینه. با این همه، تنهایی همچنان با روش‌های دیگری رنج می‌آفریند و آثاری ملموس و واقعی بر ذهن و بدنمان بر جای می‌گذارد. از این رو، مهم است که برای محافظت از خود شیوه کار آن را بفهمیم.

آیا نادیده گرفته می‌شویم؟

«جان کاسیوپو»، عصب‌شناس اجتماعی و همکارانش در دانشگاه شیکاگو دریافتند که احساس تنهایی، یعنی تجربه درونی تنهایی و نه صرف تنها بودن، موجب «حساسیت بیش از اندازه» [یا گوش به‌زنگی]نسبت به تهدید‌های اجتماعی خواهد شد. این حالت که به نحوی ناخودآگاه در فرد تنها رسوخ می‌کند، باعث می‌شود او بیش از علائم دوستی و محبت به نشانه‌های طرد‌شدن و محرومیت توجه نشان دهند. در این چرخه معیوب، هر سوءبرداشتی از رفتار‌های ظریف اجتماعی دلیل روشنی می‌شود برای کناره‌گیری بیشتر از اطرافیان و بدین ترتیب، تنهایی به‌طور پیوسته تثبیت می‌گردد.

از آنجا که «گوش به زنگی» کاملاً بی‌صدا نفوذ می‌کند، باید به شیوه‌ای آگاهانه شناسایی و اصلاح شود. در اوضاع و احوال اخیر، به احتمال زیاد اکثر تعاملات اجتماعی در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اتفاق می‌افتد. شاید توئیتی لایک نخورد یا پیامی خوانده شود، اما پاسخی نگیرد و آن تیک آبی هم مزید بر علت بشود و احساس نادیده گرفته‌شدن را درونمان شعله‌ور سازد. به جای این نتیجه‌گیری شتاب‌زده که نادیده گرفته شده‌ام یا دوستم ندارند، لازم است به یاد داشته باشیم که یک طرفه به قاضی نرویم و پیوند‌های اجتماعی‌مان را حفظ کنیم و استمرار ببخشیم.

تنهایی و ترس قرنطینه

بخشی از ترسناک بودن بحران اخیر به این دلیل است که نه تن‌ها ترس از قرنطینه، بلکه کابوس حیوان اجتماعی را به جانمان می‌اندازد، یعنی ترس از به کلی رها شدن. این همان چیزی است که در پس همه آن شهر‌های خالی در فیلم‌های علمی تخیلی نهفته است: وحشت از واپسین نفر بودن؛ گشتن در میان راهرو‌های متروکه فروشگاه‌ها؛ مأیوس و ناامید مثل ویل اسمیت در فیلم «من افسانه هستم»، در حالی که همه منابع و ذخایر دارند تمام می‌شوند و کسی نمانده که به او عشق بورزی. هنگام بروز چنین احساساتی، انزوا را تجربه می‌کنیم، ولی در عین حال نقطه مشترکی برای ارتباط با میلیارد‌ها غریبه هم به دست می‌آید. یکی از جنبه‌های «تنهایی» که به سختی می‌توان فهمید این است که حالتی مشترک میان بسیاری از افراد در همه زمان‌هاست. مهم نیست اکنون چه میزان اضطراب را تجربه می‌کنید، شما در این «حال» تنها نیستید. هر کسی از اینکه دیگران رهایش کنند وحشت می‌کند.

همه نیاز به ارتباط داریم

نیاز به ارتباط چنان برای ما حیاتی است که نبودش میزان کورتیزول و آدرنالین را افزایش می‌دهد، بدن را کمابیش در وضعیت خطر فرو می‌برد و منجر به احساسی می‌شود که اکثر افراد، پیش از این در اوج اضطراب تجربه می‌کردند. تنهایی پادزهر هم دارد از تمرین‌های ساده نفس کشیدن تا توجهی آگاهانه به خوشی‌های کوچک اطراف‌مان: برگی که جوانه زده، ابر‌های آسمان و طعم نان. جهان طبیعت به راهش ادامه می‌دهد و نگریستن به آن راهی است برای فرونشاندن وحشت؛ باید به یاد داشت که هر اتفاقی بیفتد باز هم بهار از راه خواهد رسید.

تنهایی اعجاب‌آور است

تنهایی فقط وضعیتی نامطلوب که باید سرکوب شود یا از بین برود، نیست. تنهایی جنبه‌ای اعجاب‌آور نیز دارد، نوعی ادراک تکان‌دهنده که ویرجینیا وولف را واداشت تا در دفتر خاطرات سال ۱۹۲۹ خود بنویسد: «اگر می‌توانستم این احساس را به دام خود اندازم، حتماً این کار را می‌کردم: احساس شنیدن آواز دنیای واقعی که انگار تنهایی و سکوت آدمی را از دل این دنیای زیستنی بیرون می‌راند.» وولف با قرنطینه بیگانه نبود، در دوره‌های طولانی‌ای که در بستر بیماری گرفتار آمد، چیزی شگفت‌انگیز در تنهایی یافت، ترکیبی از فقدان و تمنا که الهام‌بخش خلاقیت بود.

قدر تنهایی را بدانیم

اغلب ما یک‌سره از کمبود وقت می‌نالیدیم، ولی اکنون در زمان معلقیم. پس فرصتی مهیا شده است برای ارتباطی متفاوت. طی دوره درازی از تنهایی فهمیدم که هنر از ارزشمندترین دلخوشی‌هاست و سفر به دنیای دیگران از راه رمان‌ها، نقاشی‌ها و فیلم‌ها به شکلی جادویی باعث می‌شد احساس کنم دیگران به دیدارم می‌آیند، دیده می‌شوم و با آن‌ها پیوند می‌یابم. آذوقه من برای روز‌های قرنطینه اینهاست: فیلم زیبا و هراس‌آور «امن»، اثر تاد هینس، درباره زنی که دچار بیماری مرموزی شده است. تصمیم گرفته‌ام آثار دیکنز را بیشتر بخوانم. نمی‌توانم از نمایشگاه دیوید هاکنی در «گالری ملی پُرتره» در لندن دیدن کنم، اما می‌توانم کتاب‌هایش را بگردم و در نقاشی‌هایش سیر کنم و محو نگاه ظریف و باوقار او به خانواده و دوستانش شوم. عشق تنها با تماس فیزیکی ابراز نمی‌شود، بلکه بین غریبه‌ها دست به دست می‌شود و میان موضوعات و کلمات کتاب‌ها سفر می‌کند. چیز‌های زیادی در دسترس است که می‌تواند ما را سر پا نگه دارد و برخلاف تصور، تنهایی یکی از آنهاست. ارمغان شگفت‌انگیز تنهایی این است که انسانیت مشترک‌مان را مستحکم می‌کند. دیگران هم ترسیده‌اند، انتظار می‌کشند و گوش‌شان به اخبار است؛ تمام دنیا در یک کشتی سفر می‌کنند. هرچند ممکن است وحشت‌زده شده باشیم، اما حالا کمتر از هر زمان دیگری تنهاییم!

نوشته الیویا لینگ/ ترجمه: مرتضی منتظری/ نقل از وب سایت ترجمان
/ مرجع: NYTimes
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار