
مدير مسئول روزنامه جوان با اشاره به ضرورت بررسي پديده آشوبطلبيها پس از انتخابات گفت: طراحان پشت صحنه به دنبال اين بودند كه نهايتا به براندازي نظام برسند شواهد و قرائن هم كاملاً مؤيد آن است اين خطي است كه از سالها قبل شكل گرفته و بنيانها و تئوريهاي انقلاب اسلامي و ديدگاههاي حضرت امام خميني را قبول ندارد.
به گزارش فارس، سيدنظام الدين موسوي، كارشناس مسايل سياسي و مدير مسوول روزنامه جوان در جلسه هفتگي انصار حزبآلله با عنوان "سير تحول تاريخي جريان نفاق در جمهوري اسلامي از آغاز تاكنون " گفت: ما معتقديم اين پديده عظيم و دمل چركين كه در اين مقطع سرباز كرد اگر معالجه نشود يعني ابعاد و زواياي مختلف آن شناخته نشود، مجدداً در جايي ديگر سرباز خواهد كرد چه بسا كه بعدها نتوانيم جلوي آن را بگيريم.
سيدنظامالدين موسوي، آن چيزي كه متن ماجرا بود اين فتنه براساس آن شكل گرفت را در جهت تضعيف و در نتيجه براندازي حكومت ديني دانست و در عين حال گفت: البته همه كساني كه در اين فرآيند دخيل بودند به دنبال اين موضوع نبودند، اما آن طراحان پشت صحنهاي كه اين حركت را زنجيروار دنبال ميكردند به دنبال اين بودند كه نهايتا به براندازي نظام برسند كه شواهد و قرائن هم كاملاً مؤيد آن است؛ چرا كه اين خطي نيست كه از ديروز و امروز و يا پنج ماه قبل از انتخابات شروع شده باشد، چه بسا فرآيند طولاني مدتي است كه از سالها قبل شكل گرفته و بنيانها و تئوريهاي انقلاب اسلامي و ديدگاههاي حضرت امام خميني را قبول ندارد.
وي با اشاره به اينكه دو سه طيف با مجاهدين خلق بودند كه ديدگاههاي التقاطي خود را پنهان كردند و بعد در انقلاب ماندند، افزود: اينها در انقلاب جاخوش كردند و در حوادث اخير هم نقش ايفا كردند، اينها با مجاهدين خلق در ارتباط بودند، منتهي به دلايل مسايل شخصي با رجوي كنار نيامدند، چون او كيش شخصيت داشت و اينها هم كيش شخصيت داشتند، اما تفكر همان تفكر التقاطي بود و باوري به روحانيت و حكومت اسلامي نداشتند، آن زمان از سرپلي به نام بنيصدر توانستند در حاكميت هم نفوذ كنند و جالب اينكه اولين شخصي كه عنوان منافقين را براي گروهك رجوي به كار گرفت بنيصدر بود.
اين كارشناس مسايل سياسي با بيان اينكه تاريخ تكرار ميشود چرا كه در آن مقطع برخي از فرزندان مسوولين ارشد جمهوري اسلامي در سازمان منافقين بودند، گفت: پديده آقازادهها پديده جديدي نيست، نگوييم كه چرا پسر فلاني در اغتشاشات نقش دارد؟ اين به دليل اين است كه نفاق مقوله پيچيدهاي است؛ فتنه كه به وجود ميآيد پسر حضرت اميرالمومنين(ع) يعني محمد حنفيه هم دچار لغزش ميشود، همين طور در جنگ صفين بعضي از صحابي پيامبر (ص) دچار لغزش ميشوند. البته در مقطع اول انقلاب توجه به فضايي كه وجود داشت، بسياري از بزرگان ما اين قدر اعتقاد راسخ به نظام و انقلاب داشت كه حتي خودشان حكم اعدام فرزندان خودشان را صادر كردند! اگر چه بعضي امثال آقاي لاهوتي لغزيدند و به دفاع از بچههايشان پرداختند.
وي جريان نفاق را يك جريان بسيار پيچيده دانست كه بخشي از جامعه نيز تحت تاثير فضاي رسانهاي به آن سو گرايش پيدا ميكنند و افزود: در مقطعي از انقلاب اسلامي جريان نفاق زير پرچم رييسجمهور رفته بود و امام (ره) بنيصدر را نصيحت ميكرد و به گونهاي با آنان مماشات ميكرد تا خودشان را جمع و جور كنند منتهي كار به جايي رسيد كه بايد با آنها برخورد ميشد و چشم فتنه در ميآمد و امام اين كار را كرد و جريان انقلاب بعد از مدتها خون دل خوردن بالاخره پاي كارآمد و با اين فضا درگير شد.
مدير مسول روزنامه جوان در ادامه گفت: همين بازيهايي كه امروز نفاق جديد از خود در ميآورد مثل دروغپردازي كه مثلا 40 نفر در آشوبها كشته شدند، نفاق آن زمان هم داشت ولي در آن زمان نهايتا با فشار عظيمي كه ملت به صحنه آمد و هزينهاي كه نيروهاي انقلاب كردند و امام محكم در برابر شان ايستاد، توانستيم شر و خطر آنها را از سر انقلاب رفع كنيم. چرا كه هويتشان براي مردم روشن شد. آدمهايي كه تا ديروز ادعا داشتند، ما مسلمانيم و انقلابي، حتي ما امام را قبول داريم، ما ضد امپرياليسم هستيم، ايستادگي امام و بصيرت اهل انقلاب و پايمردي و آگاهي توده مردم موجب شد كه جريان نفاق قديم پوستاندازي كند و تشت رسوايي خود را از بام بيندازد و اين توفيق بزرگي براي انقلاب بود.
سيدنظام موسوي با بيان اينكه نفاق جديد در اين فتنه بخشي از هويت خود را روشن كرد و در بسياري از موارد حركتشان كاملا مطابق با نفاق قديم بود، افزود: بعضي از اينها ريشه در نفاق قديم دارند و هم داستانهاي نفاق قديم هستند. اينها بعد از رحلت حضرت امام و در جريان انقلاب روند استحاله نظام را شروع كردند و آرام آرام جريان فتنه با هدف زدن روح و عمق استراتژيك حكومت اسلامي كه ولايت فقيه است از كانالهاي مختلف اقدام كردند؛ در حلقه كيان، مركز تحقيقات استراتژيك رياستجمهوري و بانك مركزي با عناصر استحاله شدهاي كه بعضا داراي گرايش به نفاق بودند آرام آرام همديگر را پيدا كردند.
بعد اتصالاتي با جريان نهضت آزادي پيدا ميكنند و بعد پچپچهايشان را در محافل خصوصي شروع ميكنند كه حكومت ديني به درد نميخورد و ولايت فقيه را بايد كنار بزنيم و به سمتي برويم كه كومت سكولار ايجاد شود! و متأسفانه در دولت هاشمي بستر فرهنگي واقتصادي براي ليبراليسم فراهم شد و بزرگترين خيانتي كه در اين مقطع شكل گرفت، جدا كردن و منزوي كردن بخش عمدهاي از بدنه فعال انقلاب و نيروهاي مردمي و مستضعف بود كه بالاخره يك پايگاه عمده انقلاب بودند. و اينكه از مستضعفين تحت عنوان اقشار آسيبپذير ياد كردند.
مدير مسوول روزنامه جوان با بيان اينكه اين جريان در دوم خرداد 76 خودش را رو كرد و مردم را فريب داد افزود: اينهايي كه الان ميگويند دولت مردم فريب، خودشان مردم را فريب دادند و گفتند ما همان چپيهاي خط امام هستيم، ولي همين طور كه فضا جلوتر رفت مشخص شد كه دنبال حاكميت دوگانه هستند و همان آدمهايي كه خودشان را پرچمدار مبارزه با امپرياليسم ميدانستند، به به و چهچه براي آمريكا كردند و راهپيمايي سيزده آبان را در دفتر تحكيم وحدت به سمت درگيريهاي جناحي داخلي بردند و به سمتي رفتند كه بتوانند رهبري و ولايت را به كنجي ببرند و تبديل به مقامي تشريفاتي كنند و نهايتا آن را حذف كنند. اما نتوانستند. آن هم به دليل اينكه عمق انقلاب و نظام را در بطن اقشار مردم نفهميده بودند و مردم هم متوجه شدند كه آنها به دنبال حرفهايي كه قبلا ميزدند نبودند بلكه در پي چيزهاي ديگري هستند و ريزش كردهاند.
لذا از اوايل سال هشتاد ميبينيم كه به تدريج اقبال مردم به سوي اينها كمتر و كمتر شد و به اينها رأي ندادند تا اينكه در سوم تير 84 كساني كه مدعي بودند كه هر كاري انجام بدهيمف مردم با ما هستند، شكست سنگيني از همين مردم خوردند و يك بچه حزباللهي كه خيلي هم نام و نشاني نداشت و هيچ حزبي و گروهي از او حمايت نميكرد، آمد و توجه مردم را به خود جلب كرد و آن لايه صاف و صادقانه انقلاب را به مردم نشان داد و مردم او را انتخاب كردند.
مدير مسوول روزنامه جوان به عدم موفقيت جريان نفاق در برابر احمدينژاد اشاره كرد و گفت: آنها موفق نشدند به دليل اينكه اولا حمايت بيشائبه مقام معظم رهبري از دولت آن هم با بصيرت كامل مطرح بود كه اگر حمايت ايشان نبود، آنها نميگذاشتند حتي يك روز هم اين دولت كار كند. در حقيقت رهبري در مقام دفاع از جمهوريت بر آمدند.
وي با بيان اينكه اينها در انتخابات اخير به اين نتيجه رسيدند كه با اين بازگشت انقلاب به هويت اصيل خودش تمام دستاوردهايشان زير سوال ميرود، پس بايد از صفر شروع كنند و در اين راه مانع را رهبري و رييسجمهوري ديدند افزود: آنها مصمم شدند كه به هر تدبير بايد تغيير ايجاد شود، منتها منافقانه جلو آمدند و احساس كردند گفتمان انقلاب در جامعه فراگير شده است و يا آقاي احمدينژاد كه تبلور اين گفتمان شده و رهبري هم حمايت ميكند، نميتوان كاري كرد، پس بايد چه كار كرد؟ به اين نتيجه رسيدند كه بايد فرد جديدي بيايد كه اسما در خط امام و داراي سابقه و همچنين ديدگاههايي از جنس احمدينژاد باشد و بدين ترتيب يك مدل گفتمان انقلاب تقلبي به صحنه آوردند يعني يك كسي كه در سابقهاش با امام بوده، ارزشي و طرفدار محرومين و مستضعفين، مخالف ليبراليسم و اسراييل، مردمي و طرفدار عدالت بوده است و دقيقا همان چيزهايي در وجود احمدينژاد ميديدند ميخواستند شبيه سازي كنند و در مقطعي هم شروع كردند ولي در اولين سخنراني آقاي موسوي در حسينيه حجت نازيآباد، كه در واقع اولين بيانيهاش بود از شهدا، انقلاب، دفاع مقدس محرومين، آزادگان و هر چه كه شما فكر كنيد در آن بود ولي از آنجايي كه خداوند ميخواهد يكجايي دم خروس بيرون بزند در اين بيانيه هيچ اشارهاي به ولايت نشده بود.
سيدنظامالدين موسوي با اشاره به اينكه خيليها توجه داشتند به اين مساله شك كردند چرا كه همه اين ارزشها بدون ولايت هيچ است و كمونيستها هم همين چيزها را ميگويند، گفت: اين ارزشها زماني ارزش است كه حول منظومه ولايت باشد وگرنه ارزشي ندارد.
اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به اينكه اينها فتنهاي را رقم زدند كه خيليها را دچار اعوجاج و توهم كرد گفت: كليد واژهاي كه اينها انتخاب كردند تا اعتماد مردم را به نظام خدشهدار كنند اين بود كه به بهانه انقلاب در انتخابات، انقلاب مخملي را به راه انداختند از ويژگيهاي اين انقلاب اين است كه هميشه در زمان انتخابات و به بهانه تقلب اتفاق ميافتد و پيشينههايي هم دارد مثل نمادهايي از قبيل رنگ سبز، صورتي، گل رز، و از قبل اينها را انتخاب كرده بودند و بعد با راهاندازي شبكههاي اجتماعي ( ميليشا) مردم را به بهانه تقلب در انتخابات به خيابان كشاندند و آشوب به پا كردند و از ديگر سو با در اختيار گرفتن رسانههاي مختلف با بيانيههاي تند و تيز اطلاعرساني ميكردند و دقيقا همين جا بود كه نفاق جديد روي خودش را نشان داد و همان مولفههايي كه در بحث نفاق داشتيم، اينجا هم نمايان شد.
سيدنظامالدين موسوي، در پايان راي 25 ميليوني مردم به آقاي دكتر احمدينژاد در انتخابات اخير را نشانگر اين دانست كه همه طبقات محروم و مستضعف و طبقهاي كه قبلا با انقلاب بوده و در مقطعي آنان را از انقلاب جدا كرده بودند، مجددا به اصل خود رجوع كردند و در كنار لايه اصلي انقلاب قرار گرفتند، افزود: الان بدنه اجتماعي انقلاب گسترش پيدا كرده و نفاق چهره خودش را نشان داده است؛ به طوري كه خيلي از آدمهايي كه فريب ظاهر جريان نفاق را خورده و به آنان راي داده بودند، موقعي كه متوجه شدند اينها در برابر نظام و انقلاب موضع گرفتهاند به تدريج ريزش كردند به گونهاي كه نظرسنجيهاي اخير نشان داده است چهل، پنجاه درصد از ميزان راي آنها كاهش پيدا كرده است.