روایت‌های متفاوت از قصه‌های جنگ
کد خبر: 1006236
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004Dlc
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۰
نگاهی به مجموعه داستان «دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز»
در سال‌های دهه ۱۳۶۰ سیدمهدی شجاعی مجموعه داستانی را منتشر کرد که از هفت داستان دفاع مقدس به نام‌های «دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز»، «آبی، اما به رنگ غروب»، «راز دو آینه»، «آن شب عزیز»، آرامش قهوه‌ای»، «بغض آینه» و «امضا» تشکیل شده بود. این مجموعه داستان که در زمان جنگ وارد بازار کتاب شد، مورد استقبال کتاب دوستان قرار گرفت و در همان سال‌ها چند بار تجدید چاپ شد.
رامين جهان‌پور
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین:  سال ۱۳۶۹ بود که ابراهیم سلطانی‌فرد، بر اساس داستان‌های سیدمهدی شجاعی یک فیلم سینمایی ساخت به اسم «تویی که نمی‌شناختمت». این فیلم از سه اپیزود تشکیل شده بود که کارگردان، اپیزود‌های اول و دوم فیلم را از قصه‌های همین کتاب انتخاب کرده بود. اولی‌اش «دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز» بود و دومی هم «آبی، اما به رنگ غروب»، البته این کتاب در اوایل دهه ۱۳۹۰ بار دیگر تجدید چاپ شد. قصه اول این کتاب که عنوان کتاب هم است، ماجرای زندگی دو برادر نوجوان و دوقلو به نام‌های حامد و رائد را نشان می‌دهد که به جبهه می‌روند ودر فاصله یک ساعت هر دو شهید می‌شوند. رائد گلوله می‌خورد و برادرش حامد او را سوار آمبولانس می‌کند تا به پشت جبهه برگرداند، توی راه، اما خمپاره به آمبولانس می‌خورد و او هم شهید می‌شود. راوی‌های داستان اول کتاب، دونفرند. اولی حامد که دارد تک‌گویی‌های درونی‌اش را درون آمبولانس برای برادر گلوله خورده‌اش می‌گوید و دومی هم راننده آمبولانس یعنی «علی» که مجروح می‌شود و بعد از شهادت حامد، صحبت‌های حامد را برای مادر دو شهید تعریف می‌کند. جدا از مضمون صمیمی داستان که نویسنده به بهترین نحو حالت‌های عاطفی و وابستگی دو برادر دوقلو را به هم در لحظه‌های زندگی‌شان به تصویر کشیده، ساختار متفاوت داستان است که از آن یک داستان کوتاه موفق ساخته است. در شیوه روایت، نویسنده از یک زاویه دید متفاوت به شیوه «جریان سیال ذهن» استفاده کرده است که در زمان خود یک کار بکر و بدیعی بود. شروع داستان اول به این شکل است که حامد دارد با برادرش صحبت می‌کند: «سرت را اگر روی پایم بگذاری، دستم را اگر در میان موهایت گم کنی، چشم‌های بسته‌ات را اگر به من بدوزی، کلام مرا شاید بهتر دریابی... صدای دلخراش خمپاره می‌خواهد نگذارد که تو حرف‌هایم را بشنوی...».

ساختار هر هفت داستان این مجموعه متفاوت است به جز داستان‌های‌های اول و دوم کتاب، مابقی قصه‌ها، از لحاظ مضمون و تکنیک نوشتاری، داستان‌های قابل قبولی هستند، هر چند شیوه تک‌گویی مستقیم راوی گاهی باعث می‌شود که نویسنده از فضا‌سازی و توصیف زمان و مکان و چهره‌پردازی کاراکتر‌های داستان غافل شود. مورد دیگری که نباید از آن گذشت این است که دو داستان اول کتاب را می‌شد خلاصه‌تر از اینی که است نوشت و توضیحات تکراری و دیالوگ‌های طولانی این دو داستان به وضوح احساس می‌شود. چاپ دهم این مجموعه داستان در ۱۰۸ صفحه توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار