کد خبر: 98982
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۸ - ۲۱:۰۴
در دو جنگ جهانی این رویداد، ادبیات و به‌ویژه سینما را دگرگون ساخت و این دو حوزه پر شد از مضامین میهن پرستانه برای تهییج حس ناسیونالیستی مردم در جهت پیروزی در جنگ. این پروپاگاندای هنری در تمامی جنگ‌ها از جمله جنگ تحمیل شده به ایران طرفداران زیادی داشته و به مرحله اجرا درآمد. فیلم‌های هالیوود و بسیاری از تولیدات اروپایی در سال‌های مابین 1938 تا 1946 میلادی اختصاص به مضامین جنگی و نمایش شجاعت سربازانشان داشت. سینمای ایران که پس از انقلاب اسلامی تازه روی پاهای خودش ایستاده بود به یکباره با جنگی مواجه شد که در یک قرن اخیر بی‌سابقه بود؛ دریک سو کشوری تا دندان مسلح که حمایت گسترده غرب را با خود داشت و در طرف دیگر کشوری انقلابی که هنوز درگیر پس لرزه‌های انقلاب و حواشی‌اش بود. در سال‌های ابتدایی دهه 1360 کارهای جنگی زیادی با محوریت دلیری و شجاعت سربازان ایرانی ساخته شد که بعضاً بسیارهم مورد استقبال قرار گرفت. به عنوان مثال می‌توان به عقاب‌ها ساخته ساموئل خاچیکیان اشاره کرد که هنوز هم لقب پر بیننده‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را یدک می‌کشد. از دیگر فیلم‌های مشابه می‌توان به گذرگاه ساخته شهریار بحرانی که برای نخستین بار در ایران از نمای شیشه ای(ساخت ماکت برروی شیشه) در آن استفاده شده و کانی مانگا ساخته زنده یاد سیف الله داد که به تقابل نابرابر دو تکاور با گروه اشرار ضد انقلاب می‌پردازد، ‌اشاره کرد، اما در همان دوران در کناراین فیلم‌های مهیج، ‌فیلمی همچون: ‌پرواز در شب نیز ساخته می‌شد که با ظرافت بسیار، محاصره و تشنگی رزمندگان را با واقعه کربلا پیوند می‌داد. پس از پایان رسمی جنگ هم سینماگران زیادی همچون ابراهیم حاتمی کیا، ‌جمال شورجه، ‌جواد شمقدری و رسول ملاقلی‌پوربه ساخت فیلم‌های مربوط به دفاع مقدس با دیدی عمیق تر پرداختند که اتفاقاً درخلال آن آثار مهم و بسیار تأثیرگذاری همچون: ‌مهاجر، ‌حماسه مجنون، ‌سفر به چزابه و... ساخته شدند که هنوز هم پس از گذشت سال‌ها به دلیل تبلیغاتی نبودنشان و خلوص نیت سازندگانشان قابل دیدن است. به ویژه سفر به چزابه که با وجود ساختار ذهنی پیچیده‌اش توانست نظر مثبت منتقدین و عموم را در گذران زمان جلب کند. فیلمسازی متعهد همراه با آهنگساز جوان فیلمش سر صحنه فیلمی جنگی به یکباره وارد تونل زمان شده و از جهنم چزابه سر در می‌آورند و شاهدی بر دلاوری و مظلومیت رزمندگان ما می‌شوند. حاتمی کیا در مهاجر نیز به زیبایی سیر و سلوک رزمنده‌ای جوان را از طریق هواپیمای کوچک شناسایی به تصویر کشیده و به این پرنده آهنین شخصیت بخشیده است. جمال شورجه هم در حماسه مجنون به بحث بسیار مهم و کمتر پرداخته شده تبلیغات و نقش حساس آن پرداخته و صحنه‌های جذاب و نفس گیری را با استفاده از فضای مرداب انزلی ساخته است. در اوایل دهه 1370 سینماگران عرصه دفاع مقدس به سراغ مضامینی که محور آن سرگذشت آدم‌های پس از جنگ بود، رفتند که شاخص ترینش از کرخه تا راین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا بود؛ فیلمی جذاب و به غایت تاثیرگذار که به زندگی مجروح شیمیایی(سعید) می‌پرداخت و در خلال آن تماشاگر با طیف‌های مختلف جانبازان جنگ روبه‌رو می‌شد. این فیلم در جشنواره‌ای که ریاست داوری آن را شهید مرتضی آوینی برعهده داشت، ‌جوایز فراوانی را دریافت کرد و بسیار مورد تفقد آن شهید بزرگوار قرار گرفت. کمال تبریزی با فیلم لیلی با من است وجه طنز را وارد سینمای دفاع مقدس کرد، ‌کاری که در آن سال(1373)مخالفین فراوانی داشت. تبریزی با قرار دادن شخصیتی تر سو در منطقه جنگی، ‌کمدی موقعیت فوق العاده‌ای را با تکیه بر بازی عالی پرستویی و محمود عزیزی خلق کرد که سری فیلم‌های اخراجی‌ها دنباله آن محسوب می‌شود. لیلی با من است وجه دیگر جبهه را به مردمی که سال‌ها فضای خشک و بسیار سنگینی را از جبهه در فیلم‌ها شاهد بودند، ‌نشان داد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار