کد خبر: 982215
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲:۵۴
نگاهی به مستند «آدور» برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره «سینماحقیقت»
بی‌مادر، شناسنامه ندارم مستند «آدور» به کارگردانی محمدصادق اسماعیلی روایت تلاش یک نوجوان برای دیدار مادر و ثبت هویت خویش است.
علی کشاورز
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: «آدور» در فرهنگ کرمان به بوته‌خار‌هایی مقاوم اطلاق می‌شود که بی‌دخالت و کمک انسان در بیابان رشد می‌کنند. این خودساختگی و مقاومت، ارزشمند و قابل احترام است. مصطفی، نوجوان کرمانی این مستند نیمه‌بلند به نوعی همان آدور و فرزند طلاق است که پس از ازدواج مجدد پدر و تهدید سپردنش به پرورشگاه، توسط نامادری از خانه می‌گریزد.

در انبوه معتادان حاشیه شهر، در خانه مادربزرگ، کنار عمویی معتاد، زندگی می‌کند. در اصطبل اسب‌ها مشغول کار است و مزدش را خرج عشقش، فوتبال می‌کند. این‌ها همه مقدمه‌ای بود تا به مشکلی برسیم که این خودساختگی را تحت‌الشعاع قرار دهد. مصطفی شناسنامه ندارد. تکلیف پدر در اعتیاد، ازدواج مجدد و بی‌مسئولیتی مشخص شده است و حالا دغدغه مصطفی پیدا کردن مادری است که تنها نامی از او باقی است پس او بدون حتی داشتن تصویری در ذهن یا عکسی از مادر، به دنبال او یا شاید زندگی بهتر در کنارش می‌رود.

محمدصادق اسماعیلی کارگردان این مستند، ساکن کرمان است. او با زیست، تحقیق و پژوهش و تجربه مستند‌های قبلی در این استان به تکمیل شناخت و دانایی از سوژه و محیط پیرامونش می‌رسد. وی بخش‌هایی از زندگی شخصی، خانواده، حاشیه‌نشینی و شهر را صرفاً گفتگو محور بیان نمی‌کند بلکه بنا به فضا به تصویر می‌کشد و به بهترین شکل تدوین و تأکید می‌کند؛ مسائلی که بیشتر جای تأمل و فهم دارد. بحران هویت و فقدان شناسنامه مصطفی با چند نما و دیالوگ از دوست افغانستانی او که درد و داستانی مشابه و آشناتر برای مخاطب دارد، بیان می‌شود. بی‌توجهی و جدایی زودهنگام پس از تولد مصطفی گفته شده ولی در صحنه گفتگو با مادربزرگ، عمق فاجعه را که حتی مجال ختنه کودک نداده است، متوجه می‌شویم. خطر اعتیاد برای این نوجوان علاوه بر دیالوگ‌ها در نما‌های حاشیه شهر و خانه (هنگام مصرف مواد توسط عمویش کنار تلویزیون) نیز تأکید می‌شود و تنهایی سوژه در نما‌هایی عموماً باز و عامدانه با نشان دادن محیط نامناسب و خشن پیرامون تصویر می‌شود.

دوربین اسماعیلی چنان با سوژه همراه و عجین و واقعی و روان است که متوجه نمی‌شویم کارگردانی و تصویربرداری در این تعدد لوکیشن در آن فضا و بافت خارج از شهر، جاده و... (اعم از امنیت، نور، حمل و نقل و...) و گاه حتی تعدد نما در یک لوکیشن (خانه، زمین فوتبال و...) در یک فیلم ۵۸ دقیقه‌ای چقدر دشوار و فنی است. فیلمساز با شناخت کامل کاراکتر تمامی اعضای خانواده، دوربین را می‌چیند، مثلاً مادربزرگ (احتمالاً با توجه به سن و عدم همکاری یا هماهنگی...) در نما‌هایی دورتر است، عمه مؤثر، نزدیک و با دیالوگ بیشتر و در نهایت خاله، به جهت خوش‌زبانی، پردیالوگ‌تر گرفته یا تدوین شده‌اند. کارگردان با پرهیز از قضاوت شخصی و بردن فیلم به سمت فضایی صرفاً حسی، در هر مکان و زمانی که لازم باشد واقعیت را روایت می‌کند. در انتها هنگامی که مصطفی و تماشاگر چاره‌ای جز پذیرش وضعیت مادر- که خود قربانی شرایط است- ندارند، تدوین درست صدای مادر از پشت تلفن که طلب بخشش و آرزوی معتاد نشدن فرزندش را دارد با تصویر لحظه‌ای که مصطفی در دل شب به حاشیه شهر رفته و از کنار معتادان می‌گذرد، همراه شده است که از پایان‌بندی‌های در خور توجه و تأمل است. برخی آدور‌ها در شرایط سخت بیابان، گل می‌دهند.
برچسب ها: مستند آدور
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار