سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، ساعت ۹:۴۵ صبح روز شنبه۲۳آذرماه بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری۱۵۰ تهرانسر از مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستانهای جنوب تهران با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان ادارهدهم پلیسآگاهی راهی محل شدند.
تیم جنایی در بیمارستان با جسد خونین مرد افغانی روبهرو شدند که به گفته دوستانش بر اثر سقوط از ارتفاع زخمی میشود و پس از انتقال به بیمارستان به کام مرگ میرود. یکی از دوستان مرد فوت شده گفت: ما همگی اهل افغانستان هستیم و در ساختمان در حال ساختی حوالی محل پاسداران کار میکنیم. ساعتی قبل بشیر در طبقات بالایی کار میکرد که ناگهان به پایین سقوط کرد و به شدت زخمی شد و ما او را برای درمان به بیمارستان رساندیم، اما فوت کرد.
در حالی که دوستان بشیرمدعی بودند که وی بر اثر سقوط از ارتفاع جان باخته است، مأموران در تنپیمایی جسد متوجه آثار زخم روی سر، کتف و قلب مرد جوان شدند که حکایت از این داشت وی بر اثر اصابت جسم نوک تیزی به قتل رسیدهاست. در چنین شرایطی مأموران به دستور بازپرس برای روشن شدن زوایایی پنهان این حادثه دست به تحقیقات میدانی زدند. در نخستین شاخه از تحقیقات، نگهبان ساختمان نیمه کاره مدعی شد که ساعتی قبل زن همسایهای درگیری بشیر با مرد دیگری را دیده است. پس از این مأموران از زن همسایه تحقیق کردند. وی گفت: ساعتی قبل در حال عبور از کوچه بودم که دیدم دو مرد جوان با چاقو با هم درگیر شدند که یکی از آنها، دیگری را با چاقو هدف قرار داد و بعد هم فرار کرد. من موضوع را به نگهبان ساختمان گفتم و بعد به خانهام رفتم.
بدین ترتیب مأموران تحقیقات خود را برای شناسایی قاتل ادامه دادند تا اینکه دریافتند قاتل مرد ۳۴سالهای به نام سیروس است که در ساختمان روبهروی محل کار مقتول همراه خانوادهاش زندگی میکند. پس از این مأموران راهی خانه سیروس شدند که مشخص شد وی پس از حادثه به مکان دیگری گریخته است.
سرهنگ مالمیر، رئیس کلانتری۱۵۰ تهرانسر گفت: پدر و مادر سیروس در بازجوییها اعتراف کردند پسرشان مرد افغان را به قتل رسانده و از خانه فرار کردهاست. بنابراین مأموران سیروس را به عنوان مظنون به قتل تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه در نهایت پس از ۲۴ساعت وی را هنگامی که به خانه برگشت دستگیر کردند.
متهم صبح دیروز به دادسرای امور جنایی منتقل شد و در بازجوییها به قتل مرد افغان اعتراف کرد. متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتگو با متهم
سیروس معتاد هستی؟
بله، چند سالی است که شیشه و هرویین مصرف میکنم.
چرا معتاد شدی؟
من در محلهمان عاشق دختری شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم، اما نه خانواده من راضی بودند و نه خانواده او که بعد از مدتی دختر مورد علاقهام ازدواج کرد و من هم از غم و غصه به مواد مخدر پناه بردم و معتاد شدم.
چرا موافق ازدواج شما نبودند؟
خانواده او میگفتند من بیماری روانی دارم.
بیماری روانی داری؟
من کمی افسردگی داشتم، اما وقتی به عشقم نرسیدم بیماری من بیشتر شد به طوریکه یکسال و نیم در بیمارستان روانی بستری شدم و الان هم دارو مصرف میکنم.
مقتول را میشناختی؟
بله، او و تعدادی از هموطنانش در ساختمان نیمه کاره روبهروی محل زندگی ما کارگری میکردند و من با آنها دوست بودم و پیش آنها میرفتم.
چرا او را به قتل رساندی؟
او همیشه فحاشی میکرد و مخصوصاً به ایرانیها فحش میداد و من هم از دست او عصبانی بودم.
درباره روز حادثه توضیح بده؟
من هر زمانی که دارو مصرف نکنم بیخواب میشوم تا جایی که ممکن است ۱۰شب نخوابم و فقط فکرکنم. آن روز حال خوبی نداشتم و دارو مصرف نکرده بودم که به ساختمان نیمه کاره رفتم و مقتول هم مثل همیشه فحاشی کرد که عصبانی شدم و با چاقو او را زدم و بعد فرار کردم.
چرا دوستان مقتول میخواستند با صحنهسازی به تو کمک کنند؟
آنها افغانی بودند، اما با من دوستان بودند و از طرفی هم، چون به صورت غیر مجاز وارد ایران شده بودند آنها را ترساندم که قبول کردند برای فریب مأموران صحنهسازی کنند. بعد از آن ما دهان مقتول را کمی شن ریختیم و قرار شد دوستانش در بیمارستان مدعی شوند که مقتول از ارتفاع روی تپه شنی کنار ساختمان سقوط کردهاست، اما در بررسیهای پلیسی دست ما رو شد.
چطور دستگیر شدی؟
پس از قتل به خانه خواهرم رفتم و از آنجا هم به اطراف تهران فرار کردم تا اینکه پدرم با من تماس گرفت و گفت پسر افغان زخمی شده و فوت نکردهاست که به خانه برگشتم و مأموران پلیس مرا دستگیر کردند و فهمیدم که پلیس از طریق پدرم مرا فریب داده است.