جوان آنلاین: اوايل امسال، مرد 35ساله به نام محسن با مراجعه به اداره پليس از همسر دومش شكايت كرد و گفت: «چند سالي از ازدواج با همسر اولم ميگذشت كه متوجه شديم بچهدار نميشويم. بارها به پزشك مراجعه كرديم تا اينكه فهميدم مشكل از من است و بچهدار نميشوم. به همين خاطر همسرم طلاق گرفت و به دنبال زندگي خودش رفت. اين گذشت تا اينكه دو سال قبل با زني به نام فهيمه آشنا شدم و او را صيغه ۹۹ساله كردم. زندگي خوبي داشتيم اما بعد از مدتي با هم اختلاف پيدا كرديم. در كشمكش اين اختلافها روزي كه از كار به خانه برميگشتم چند مأمور سد راهم شدند و بعد از بازرسي وسايلم با كشف چند پوكه فشنگ دستگير شدم.»
شاكي گفت: «از اين ماجرا شوكه شده بودم اما همين ماجرا باعث شد 40روز در زندان بمانم. يقين داشتم كسي برايم پاپوش درست كرده است تا اينكه با قرار وثيقه آزاد شدم. وقتي به خانه رفتم همسرم گفت باردار است. با توجه به مشكلي كه از قبل داشتم از شنيدن اين خبر، به همسرم مشكوك شدم و با خودم فكر كردم شايد او پوكهها را در كيفم جاسازي كرده است كه خيانتش مخفي بماند.»
شاكي در ادامه اظهاراتش گفت: «بارداري همسرم اختلاف ما را دو چندان كرده بود، اما او ميگفت اين فرزند متعلق به من است و بايد براي او شناسنامه بگيرم. از آنجائيكه امكان آزمايش DNA قبل از تولد وجود نداشت صبر كردم تا او به دنيا بياد. حالا با شكايت از همسرم درخواست اثبات نسب دارم.»
با ثبت اظهارات مرد جوان، پرونده براي تحقيقات بيشتر و رسيدگي به شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان فرستاده شد.
به اين ترتيب صبح ديروز پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات روي ميز هيئت قضايي همان شعبه به رياست قاضي متين راسخ قرار گرفت. ابتداي جلسه شاكي بار ديگر شكايت خود را مطرح كرد. در ادامه همسر او در جايگاه قرار گرفت و گفت: «شوهرم مرد بدبين و شكاكي است. او ميگويد به او خيانت كردهام و به خاطر زنداني شدنش مرا مقصر ميداند. باور كنيد اشتباه ميكند و حالا كه دو ماه است فرزندم به دنيا آمده به تنهايي و سختي از او مراقبت ميكنم و او حاضر نيست برايش شناسنامه بگيرد.»
زن جوان در ادامه گفت: «شوهرم به من تهمت زده و حالا خودم نيز اصرار دارم براي اثبات نسب هر چه زودتر آزمايشات لازم گرفته شود.»
در پايان هيئت قضايي وارد شور شد.