عبدالمجيد خرقاني
چرا بايد روزه بگيريم؟ جواب به اين سؤال را بايد در جواب به سؤال «چگونه بهتر زندگي كنيم؟» يافت. براي آنكه ما بتوانيم طعم شيرين زندگي را بچشيم و از آن لذت ببريم بدون شك نياز به يك انرژي مثبت، واقعي و بادوام داريم. منبع اين انرژي در اين عالم تنها يك وجود باعظمت يعني خداوند متعال است. هر ميزان كه انسان به عنوان بنده به سوي پروردگار خويش تقرب داشته باشد اين احساس سرزندگي را بيشتر در خود احساس ميكند؛ هم خود از اين انرژي مثبت در زندگي استفاده ميكند، هم اطرافيان و ديگران را از اين انرژي مثبت بهرهمند ميكند. تمام آنچه از عبادتها و مناسك گوناگون و احكام الهي در اختيار ما قرار داده شده است به همين منظور بوده كه بنده از دنيا دورتر و به سوي خداي خويش نزديكتر گردد. در واقع آنچه باعث تلخي زندگي ميشود اخلاق و صفات بدي است كه سرمنشأ آن نداشتن تربيت درست نفس و شخصيت انسان ميباشد؛ لذا اولين خاصيت و ويژگي اعمال عبادي اين است كه انسان را نسبت به رذائل خويش آگاه ميكند و اگر اين اعمال به درستي به جا آورده شوند، آن شخص را به طور كلي از ريشه رذائل كه جهل و ناداني است، جدا ميگردانند. اين سخني خلاصه در رابطه با خاصيت كلي اعمال عبادي است و اما روزه...
خانه دل را به صاحب اصلياش تحويل دهيم
اولين اثر روزه بايد اين باشد كه بنده از حب دنيا و حب نفس كمي فاصله گرفته و به فكر اصلاح امور خود باشد. از آنجا كه اولين اثر گرسنگي و تشنگي در طول روز، اين است كه شهوات و هواي نفساني در انسان بهشدت تضعيف ميشود، فرصت بزرگي براي بنده به وجود ميآورد كه خانه دل را به صاحب اصلي آن يعني خداوند متعال تحويل دهد. ما نياز داريم به اينكه خداوند در دلمان عظمت داشته باشد و اگر اين اتفاق براي كسي رخ دهد به هر اندازه كه باشد اثر آن را در متن زندگي خود خواهد ديد. يكي از دعاهايي كه در ماه رمضان بسيار معروف است و همه روزهداران آن را شنيدهاند، دعايي است كه با عبارت «يا علي يا عظيم» شروع ميشود. ابتدا در اين دعا عظمت و بزرگي خداوند متعال به بنده يادآوري ميشود؛ براي درك عظمت پروردگار بايد قدم به قدم با عبادت مخلصانه به سوي آن حركت كرد. گويي كه با ياد عظمت پروردگار از طرفي تمامي امور دنيوي در نزد انسان كوچك شمرده ميشود و از طرفي نيز با درك اين عظمت، حالت حيا و شرمندگي در او به وجود ميآيد كه چگونه در مقابل چنين عظمتي مرتكب گناه و معصيت گشته است. در قسمت بعدي دعا، بنده ميگويد (يا غفور يا رحيم) انگار كه با درك عظمت خداوند درهاي مغفرت و رحمت به روي انسان گشوده ميشود و اين شروعي براي درك عشق به پروردگار است. روز قيامت روزي است كه تمامي مخلوقات پي به عظمت خداوند ميبرند(يا مَن في القيامهِ هيبتُه) اما تا آن روز عدهاي نيز اين عظمت را درخواهند يافت؛ هر كسي بايد اين سؤال را از خود بپرسد كه من جزو كدام دسته هستم. آيا در اين دنيا و در زندگي خود اين عظمت را خواهم فهميد يا آنكه مانند بسياري بعد از مرگ متوجه خواهم شد!؟ اگر كسي خواهان آن است كه در اين دنيا اين حس خوب معنوي و حقيقي در او ايجاد شود، روزهداري شروعي براي اين مهم است كه با كنار زدن تعلقات دنيوي افسار نفس خويش را به دست بگيرد و عظمت خداوند را در دل خود ايجاد كند. نتيجه اين عظمت هم بدون شك ترس از خداوند و تقواي الهي است.
از خودخواهي خالي ميشويم و از خدا پر ميشويم
همانطور كه اشاره شد روزهداري با ايجاد روحيه خودسازي و تزكيه نفس انسان را از ناپاكيهاي دنيا دور كرده و به سوي خداوند نزديك ميكند. حضرت امام سجّاد(ع) در روايتي ميفرمايند: «حبّ الدنيا رأس كلّ خطيئه. محبت و وابستگي به اين دنيا سرآغاز هر خطا و اشتباهي است.» در واقع اگر به محيط پيرامون خود و جامعهاي كه در آن زندگي ميكنيم، كمي با دقت بنگريم خواهيم فهميد كه بدون استثنا هر جا ظلم و فتنه و جنايت يا گناه و اشتباهي رخ داده ثمره وابستگي به اين دنيا است، كه باعث شده برخي براي رسيدن به آن دست به هر كاري بزنند؛ حرص و طمع، غرور و تكبر، خودخواهي وخودبيني، هوي و هوس و پيروي از شهوات همگي شاخه و برگهاي درخت نحسي به نام دنيازدگي و وابستگي به آن است.
روزهداري صحيح فقط به نخوردن و نياشاميدن نيست، پس سعي بر اين داشته باشيم كه ريشه تمام بديها كه وابستگي به اين دنيا است را از دل بيرون كنيم تا در نتيجه آن محبت و عظمت پروردگار به قلب و جان ما وارد شود. در دعاي شريف ابوحمزه ثِمالي اينگونه آمده است كه بگوييم: «سيدي أخرِج حُبّ الدنيا من قلبي و أجمَع بيني و بين المصطفي و آله؛ سرور من وابستگي به دنيا را از قلب من خارج كن تا در نتيجه، محبت پيامبر و اهل بيت او در قلب جاي گيرد.» ما هميشه دشمنان و قاتلين اهل بيت(ع) را لعن و نفرين ميكنيم و از آنان برائت ميجوييم. اما بايد اين نكته اساسي را در خاطر داشته باشيم كه آنچه اين دسته از انسانها را از اهل بيت(ع) دور كرد و دستشان را به خون اين حجتهاي الهي آلوده كرد، چيزي جز وابستگي به اين دنيا نبود. در اين دعا از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه محبت اين دنيا را از قلب ما خارج گرداند كه در نتيجه محبت اولياي او به قلب وارد ميشود و روزه ماه مبارك رمضان مانند يك پُل ارتباطي به سوي اين هدف است. از طرفي نيز شبهاي قدر در ماه مبارك رمضان قرار دارند و در اين شبها است كه تقديرات تمام عالميان با امضاي حجت خداوند تعيين ميشود، لذا نزديك شدن به اولياي خداوند اثر مستقيم در تعيين تقدير و سرنوشت ما دارد.
به اين ترتيب روزه ماه رمضان، تمرين خودسازي و بندگي است و نتيجه آن قرار گرفتن در مسير عبوديت است كه مقصود اصلي در آيه شريف در سوره مباركه ذاريات ميباشد كه فرمود: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون؛ جنّ و انس را جز براى پرستش خود نيافريدهام.» هدف اساسي و سرمنزل مقصود و سعادت واقعي در توجه و پيروي از همين آيه كوتاه از قرآن كريم نهفته است كه بايد در مسير عبوديت قرار بگيريم. اگر كسي شيريني اين بندگي را در زندگي خود بچشد در واقع به آن زندگي خوب و متعالي كه در ابتداي سخن به آن اشاره شد، دست خواهد يافت.
در آخر بايد به اين نکته اشاره نمود كه آنچه در رابطه با دنيا مذموم و مردود است محبت و وابستگي به آن و فراموش كردن مبدأ اين دنيا يعني خداوند است وگرنه دنيا بزرگترين و زيباترين فرصت خداوند به بندگان خويش است كه در آن خودي نشان دهند و به سعادت برسند. به عبارت ديگر لذت بردن از زندگي دنيا مقدمه يك عبادت خوب است اما بايد در نظر ما لذت حلال با لذت حرام متفاوت باشد زيرا اين لذت حرام است كه مانع و حجاب براي انسانها ميباشد.