کد خبر: 904802
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۴۴
نشانه‌هاي لجاجت و نحوه برخورد با افراد لجوج
حتماً تا به حال با افرادي برخورد داشته‌ايد كه با پافشاري روي نظر و خواسته خود مي‌خواهند آن را به كرسي بنشانند و با اصرار، بي‌منطقي خود را بر ديگران تحميل مي‌كنند، حرف حرف خودشان و هميشه نظرشان مخالف نظر ديگران است و به هيچ عنوان حاضر نيستند از مواضع خود كوتاه بيايند و به اصطلاح مرغ آنها يك پا دارد.

الهام شيخ

حتماً تا به حال با افرادي برخورد داشته‌ايد كه با پافشاري روي نظر و خواسته خود مي‌خواهند آن را به كرسي بنشانند و با اصرار، بي‌منطقي خود را بر ديگران تحميل مي‌كنند، حرف حرف خودشان و هميشه نظرشان مخالف نظر ديگران است و به هيچ عنوان حاضر نيستند از مواضع خود كوتاه بيايند و به اصطلاح مرغ آنها يك پا دارد. از منظر روانشناسي چنين رفتارهايي، گاه، آگاهانه و گاهي ناآگاهانه از افراد سر مي‌زند و تجربه برخورد كردن با چنين افرادي، هم ممكن است در اجتماع باشد، هم در زندگي زناشويي و هم فرزند در خانواده. در بزرگسالان به اين دليل كه بايد توانايي ايجاد تعادل بين خواسته‌ها و نيازهاي خودشان و ديگران و اجتماع را داشته باشند، اگر چنين حالتي اتفاق بيفتد مي‌توان گفت چنين شخصي سلامت روان ندارد، چون لجبازي يك رفتار ناسازگارانه است و به صورت‌هاي مختلفي ممكن است بروز كند. از جمله شكستن وسايل، آسيب رساندن به ديگران، توهين كردن، فرياد كشيدن و...
بعضي افراد به دليل بهانه‌جويي دست به لجبازي مي‌زنند، به عنوان مثال اگر غذا را داغ جلويشان بگذاري مي‌گويند چرا داغ است؟‌و اگر قدري سردتر جلويشان بگذاري مي‌گويند چرا سرد است؟ گاهي سركوفت زدن و سرزنش كردن فرد باعث مي‌شود كه وي به خاطر جبران اين مسئله دست به لجبازي بزند. راحت‌طلبي هم موردي است كه شخص به خاطر اينكه مسئوليت كاري يا چيزي را به عهده نگيرد از زير بار آن شانه خالي مي‌كند و عملش لجبازي تلقي مي‌شود.

 

افراد لجوج را بشناسيد
افراد لجوج از دو حربه استفاده مي‌كنند؛ يكي دليل‌تراشي و ديگري فرافكني، يعني مدام براي درستي كار خود مدرك و دليل مي‌آورند يا دليل كار خود را به اطرافيان و ديگران نسبت مي‌دهند. افراد لجوج اعتماد به نفس‌شان پايين است، توقع‌شان بالاست و هميشه ديگران را بدهكار خود مي‌دانند. يكدنده هستند، حتي اگر بدانند حق با آنها نيست، به طور مطلق حرف و عمل خود را درست مي‌دانند و هرگز حاضر نيستند كوتاه بيايند و حق را به ديگري بدهند.
منزوي هستند، لجاجت باعث مي‌شود انسان درهاي قلبش را به روي ديگران باز نكند. آنها نمي‌توانند ارتباط اجتماعي مناسب با ديگر افراد برقرار كنند زيرا به محض اينكه راجع به آنان شناخت پيدا كنند به مرور ارتباط خود را با آنها كم مي‌كنند و حاضر به رفت و آمد، دعوت يا رفتن به مسافرت با آنان نيستند و سعي مي‌كنند با فرد لجوج قطع رابطه كنند.
گاهي انگيزه فرد لجباز قدرت‌طلبي است و از لجبازي به عنوان اهرم فشار براي رسيدن به مقصودش استفاده مي‌كند. لجبازي سبب ايجاد خُلق افسرده و مضطرب در فرد مي‌شود، افكارش پريشان مي‌شود و نمي‌تواند به خودباوري مثبت برسد و خود واقعي‌اش را بپذيرد. لجاجت مانع رشد شخصيت مي‌شود، آدم لجوج درجا مي‌زند و نمي‌تواند در مراحل زندگي پيشرفت كند، چون انسان در زندگي حتي مي‌تواند از كودكان هم ياد بگيرد و لجاجت مانع اين امر مي‌شود.
بدون شك محيطي كه فرد در آن بزرگ شده و زندگي كرده تأثير بسزايي در پرورش اين خصلت دارد. پدر و مادر و نحوه برخورد آنها با فرزندشان به طور مؤثر رفتارهاي آموخته شده و متقابل را ايجاد مي‌كند، دوران كودكي مبحث بسيار مهمي است چون ريشه بسياري از مشكلات بزرگسالي در اين دوره است. براي روشن‌تر شدن موضوع به طور خلاصه به دو مورد مهم لجبازي در زندگي زناشويي و دوران كودكي مي‌پردازيم.
مسابقه‌اي دو سر باخت در زندگي زناشويي
لجبازي در زندگي زناشويي بسيار خطرناك است و سلامت روان اعضاي خانواده را در معرض خطر قرار مي‌دهد. نكاتي كه زوجين به آن توجه نمي‌كنند اختلاف سليقه، غرور و نداشتن گذشت است. زن يا مردي كه به نظر ديگري احترام نمي‌گذارد و حاضر نيست خواسته منطقي را بپذيرد، قدرت تصميم‌گيري ندارد و چون استقلال فكري ندارد نمي‌تواند راه‌حل مناسب براي اختلافات‌شان پيدا كند.
بعضي زوجين هم زندگي زناشويي را با ميدان جنگ اشتباه گرفته‌اند و فكر مي‌كنند بايد فاتح مطلق و بدون چون و چراي عرصه زندگي مشترك باشند و با ادامه دادن بحث و جواب دادن و عكس‌العمل نشان دادن به طرف مقابل، مي‌خواهند بالاخره در اين ميدان پيروز شوند.
در واقع لجبازي در زندگي زناشويي يك مسابقه دو سر باخت است و عواقب آن مي‌تواند غير قابل جبران باشد. چون در اين بازي رقابت همسران به سوي نابودي پيش مي‌رود و وارد شدن در اين دور تسلسل روابط زن و مرد را تيره و تار مي‌كند و برگشتن به عقب خيلي سخت و تقريباً محال است. پس چه خوب است كه زوجين مهارت‌هايي را براي هر چه بهتر كردن زندگي مشترك‌شان بياموزند تا بتوانند احترام متقابل، گذشت، نداشتن غرور و اجراي راه‌حل‌هاي مناسب را در زندگي به كار ببندند.

آيا لجبازي كودكان بيماري است؟
در مورد لجبازي كودكان بايد گفت در اين دوره بايد توجه زيادي به اين مشكل شود چون زمينه ايجاد مشكلات پرخاشگري و اضطراب را در دوره نوجواني به وجود مي‌آورد و به شكل نوعي بيماري بروز مي‌كند. كودك با والدين خود به مقابله مي‌پردازد چراكه آنها را منبع قدرت مي‌داند پس با امتناع كردن از انجام خواسته‌هاي آنان لجبازي مي‌كند و مي‌خواهد از اين راه به اهدافي كه دارد برسد.
لجبازي در كودكان در سنين خاصي (حدود سه سالگي) طبيعي است و جاي هيچ نگراني نيست، چون كودك در اين سن مي‌خواهد اعلام استقلال و موجوديت كند ولي اگر شدت آن زياد باشد و تا سنين بالاتر ادامه پيدا كند اختلال است، پس ممكن است اين سؤال پيش بيايد آيا لجبازي بيماري است؟
اختلال گستاخي يا بي‌اعتنايي مقابله‌اي (لجبازي) عبارت است از الگوي رفتاري همراه با لجبازي و دشمني و منفي‌كاري كه هنجارهاي اجتماعي و سني را زير پا مي‌گذارد و مخالف با آنها گسترش مي‌يابد. مدت اين اختلال بايد حداقل شش ماه باشد، فرد در اين دوران زود عصباني مي‌شود، با بزرگ‌ترها بحث و جدل و كينه‌توزي و براي ديگران عملاً مزاحمت ايجاد مي‌كند.

آثار درست رفتار نكردن با كودك لجباز
ضمن توجه به تأثيرات وراثتي در بروز و به وجود آمدن اختلال بي‌اعتنايي (لجبازي)، شيوع اين اختلال در خانواده‌هايي كه حداقل يكي از والدين سابقه ابتلا به اختلال بي‌اعتنايي مقابله‌اي، اختلال سلوك، اختلال خلقي و اختلال شخصيت ضداجتماعي و اختلال مربوط به مواد دارد، بيشتر است. افسردگي مادر اين احتمال را بيشتر مي‌كند كه فرزندش به اختلال بي‌اعتنايي مقابله‌اي دچار شود. در صورت مزمن شدن، اثرات اين اختلال در عملكردهاي تحصيلي و روابط بين فردي نمود پيدا مي‌كند و سبب لذت نبردن از روابط در اجتماع و شكست در روابط دوستانه فرد مي‌شود و با وجود اينكه وي هوش مناسبي دارد در تحصيل، عملكرد پايين و ضعيفي نشان مي‌دهد. اين اختلال ممكن است قبل از سه سالگي بروز كند، اما معمولاً دوره آن از هشت سالگي تا نوجواني مي‌باشد و با بالا رفتن سن تعداد نشانه‌هاي مخالفت و لجبازي هم بيشتر مي‌شود.
اين اختلال قبل از بلوغ در دخترها كمتر از پسرها ديده مي‌شود ولي پس از آن اين آمار همساني بيشتري با هم پيدا مي‌كند. ديدگاه رفتاري، اين اختلال را نوعي رفتار ياد گرفته و تقويت‌شده مي‌داند و آن را محصول پيامدهاي محيطي مي‌داند كه فرد در آن رشد و پرورش يافته است. پدر و مادر با رفتارهايي كه دارند و نحوه برخورد با فرزندشان مي‌توانند باعث تقويت رفتار بد و تشديد لجبازي او شوند.
پس درست رفتار نكردن با كودك لجباز باعث مي‌شود كه اين خصيصه به دوران نوجواني و پس از آن تا دوران بزرگسالي ادامه پيدا كند. اين افراد علاوه بر عملكرد تحصيلي كه ذكر شد در حيطه شغلي خود هم نمي‌توانند رشد كنند و مدام آنها را تغيير مي‌دهند، حتي در زندگي مشترك خود نيز اين سبك رفتاري را ادامه مي‌دهند و نمي‌توانند در مورد مشكلات و مسائل زندگي به نظر مشترك برسند.

براي درمان و كنترل لجوج‌ها چه كنيم؟
در كاهش خصيصه لجاجت مي‌توان نكاتي را در نظر گرفت و به كار بست. اين نكات را به طور اجمالي بررسي مي‌كنيم. همان طور كه هيچ چيز يك‌شبه و ناگهاني به وجود نمي‌آيد به همين دليل هم سريع از بين نمي‌رود، پس بايد راه‌حل‌هاي درست را با صبر و تحمل به كار ببنديم. روانشناسان يكي از نيازهاي اساسي رواني در درمان لجاجت را نياز به پذيرفته شدن و تأييد اجتماعي مي‌دانند، از اين رو بايد نقاط قوت و مثبت فرد را بيان كنيم تا اعتماد به نفس فرد افزايش يابد و او را از افرادي كه صفات ناپسندش را تشويق مي‌كنند دور كرد تا مشوق و محرك منفي را خنثي كنيم.
از ملامت و سرزنش كردن وي بايد پرهيز كرد. فرد لجوج اغلب بدبين هم هست در اين صورت بايد غيرمستقيم يا توسط فردي معتمد به او راهكار داد. اگر فرد ناآگاهانه لجاجت كند بايد به آرامي و در فضايي دوستانه افكار غلط وي را تصحيح كنيم چراكه گاهي اصلاً فرد متوجه ضرر و زيان‌هاي رفتارش نيست و بايد وي را روشن كرد. بايد در صحبت با وي از كلمات و جملاتي استفاده كنيم كه بار هيجاني كمتري دارند تا عيب‌جويانه و سرزنش‌آميز تلقي نشود. نحوه بيان در لجبازي بسيار مهم است، گوينده بايد بتواند در شنونده احساس امنيت ايجاد كند. وي بايد بتواند اين اطمينان را به او بدهد كه بهبود رفتار هدف است و نه تحقير و تخريب شخصيت و زير سؤال بردن وي. حتماً گاهي در خانواده‌ها در بين زوجين يا والدين شنيده‌ايم كه مي‌گويند همسرشان يا فرزندشان لجباز است.
اگر موضوع را به درستي بررسي كنيم درمي‌يابيم دليل نه مقابله و مخالفت يا مبارزه‌طلبي بلكه قرار گرفتن در برابر لحن بد است. بايد تفاوت‌هاي فردي را در نظر گرفت و ديد كه شخص داراي چه ويژگي‌ها و الگوي سليقه‌اي است تا از راه صحيح بتوان با وي ارتباط برقرار كرد.
بايد متذكر شد كه با فرد لجوج به هيچ عنوان نبايد وارد بحث و مجادله شد ولي گاهي كه ممكن است حقي پايمال شود بايد با زبان قانون با وي صحبت كرد. راهكارهاي غلط هم باعث خراب شدن رابطه مي‌شود. افرادي كه مي‌خواهند فرد لجوج را محكوم كنند و به او بقبولانند كه كارش درست نيست نتيجه عكس مي‌گيرند ولي اگر جواب بدي با خوبي داده شود بسيار مؤثر واقع خواهد شد.
شناخت عوامل دخيل در لجبازي و نحوه درست برخورد كردن با اين عوامل بسيار ضروري است و چه خوب است اگر كسي را در اطراف‌مان مي‌شناسيم كه داراي چنين مشكلي است از همين الان براي بهبود وي بكوشيم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار