
به نظر ميرسد «خشم»، «خشونت» و «پرخاشگري» واژههايي هستند كه با نزاع و درگيري در ارتباط بوده و به نوعي ميتوان گفت كه درهم تنيده شدهاند. خشم، يك هيجان كاملاً طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني است، اما هنگامي كه از كنترل خارج شده و تبديل به خشونت ميشود، ميتواند به يك حس مخرب و ويرانگر تبديل شود.
زمينه بسياري از آسيبپذيريهاي فردي مربوط به رفتارها و واكنشهايي كه فرد ممكن است در شرايط گوناگون از خود بروز دهد. پرخاشگري يكي از اختلالات رفتاري است كه با هدف دفاع از خود و صدمه رساندن به طرف مقابل صورت ميگيرد، اما گاهي فرد پرخاشگر براي دفاع از خود، به خود نيز صدمه ميرساند! پرخاشگري ميتواند از تندخويي و عصبانيت كنترل نشده و گستاخي تا خودزني، ديگر آزاري و حتي رفتارهاي تخريب گرايانه عليه اموال و اماكن خصوصي و عمومي بروز داده شود.
پرخاشگري ممكن است معلول هر موقعيت ناخوشايندي از قبيل درد، بيماري، دلتنگي، استرس، ناكامي و... باشد. گاهي ممكن است فرد به دليل فقط چند ثانيه توقف پشت چراغ قرمز يا ديررسيدن به اتوبوس، تاكسي، سرويس و... پرخاشگري كنند، اما مهمترين عامل در بروز پرخاشگري ناكاميها هستند. به عبارت ديگر وقتي فرد به هر دليل نتواند با استفاده از شيوههاي منطقي و معقول به هدف خود دست يابد يا از خود دفاع كند، ممكن است رفتاري پرخاشگرانه متناسب با سطح ناكامي از خود بروز دهد. البته اين بدان معنا نيست كه ناكامي همواره منجر به پرخاشگري ميشود يا اينكه تنها علت پرخاشگري است، اما ميتوان ناكامي و درد را از علل مهم پرخاشگري به شمار آورد.
از نظر افراد عصبي و پرخاشگر بروز رفتار پرخاشگرانه، باعث رسيدن به نوعي آرامش ميشود، اما متخصصان امر بر اين عقيدهاند كه پرخاشگري نه تنها از شدت عصبانيت نميكاهد بلكه خود مولد خشونت خواهد بود و ممكن است منجر به بروز رفتارهاي پرخطر تا حد خودكشي و ديگركشي شود. ضمن اينكه توجيه رفتارهاي پرخاشگرانه توسط افراد هميشه عصباني به اين معنا نيست كه اين افراد از اعمال خشونت لذت ميبرند؛ چراكه آثار و علائم پرخاشگري تنها به مظاهر بيروني و هيجاني خلاصه نشده و واكنشهاي غدد درونريز و تغيير در ميزان ترشح هورمونها را به دنبال خواهد داشت كه اين تغييرات منشا بروز بسياري از بيمارهاي جسمي و روان تني خواهند بود.
براي كنترل خشم و كاهش خشونت
- يكي از راههاي كنترل پرخاشگري، آموزش صحيح نحوه كنترل آن به كودكان و نوجوانان است. بايد به كودكان آموزش دهيم كه به زندگي اميدوار بوده و براي بهبود آن تلاش كنند، يأس و نااميدي را در خود راه ندهند و در شكستهاي خود به جاي برخورد انفعالي يا تصميم و اقدام به هرگونه كار خلاف، مقتضاي عقل و انديشه به علل شكست بينديشند و درصدد اصلاح رفتار خود و از بين بردن عوامل شكست برآيند، هيچ وقت هنگام خشم و عصبانيت تصميم نگيرند و اقدام به كاري نكنند.
- شرايط اجتماعي ممكن است هميشه بر وفق مراد ما نباشد و باید آمادگي لازم براي مواجهه با چنين شرايطي را داشته باشيم.
- باور داشته باشيم كه ممكن است همه خواستنيها دست يافتني نیستند و واقعيتهاي حاكم بر خويش و محيط زندگي را بپذيريم.
- ناكامي را نه پايان راه، بلكه پلهاي براي تلاش و شكيبايي بيشتر براي نيل به هدف خود بدانيم.
- عامل ناكامي خود را به درستي شناسايي كرده و براي رفع آن چاره انديشي كنيم.
- باور داشته باشيم كه رسيدن به راه حل منطقي و معقول مشكلات، تنها با آرامش و تأمل ممكن است و مطمئن باشيم در هنگام عصبانيت و پرخاشگري فعاليت عادي مغز نيز مختل ميشود.
- سريعاً موقعيتي را كه در آن عصباني شدهايم ترك كنيم و هرگز تصور نكنيم كه هميشه حق با ما است.
- تجربيات و پيامدهاي رفتارهاي پرخاشگرانه خود را به ياد داشتهباشيم و نتايج آن را ارزيابي كنيم.
- از خودمان دفاع نكنيم، وقتي با فردي روبهرو شديم كه به شدت خشمگين است، توهين ميكند، اشيا را پرت ميكند، فرياد ميكشد و قصد حمله به ما را دارد، بهترين راه، ترك موقعيت است.
- مرز را مشخص كنيم، وقتي با فردي روبهرو ميشويم كه تا حد زيادي خشمگين است، اما خطرناك به نظر نميرسد، در اين صورت ميتوانيم در موقعيت حضور داشته باشيم و به كمك تكنيك «مرز گذاشتن» با او مقابله كنيم.
- او را متوجه پيامد رفتارش كنيم، وقتي مرز بين خشم و پرخاشگري را روشن ساختيم، برايش روشن كنيم كه در صورت ادامه پرخاشگري با چه نتايج و پيامدهايي روبهرو خواهد بود.
- اگر با به كارگيري فنون بالا فرد پرخاشگر كمي آرام شد و رفتارهاي پرخاشگرانهاش را كنار گذاشت، بهتر است با احساس با او همدلي كنيم يعني اينكه خود را به جاي طرف مقابل بگذاريم و سعي كنيم از دريچه نگاه او به مسائل نگاه كنيم. براي اين كار بهتر است از جملاتي مانند: ميفهمم، متوجهام و حق با توست، استفاده كنيم. پس از همدلي كردن با فرد خشمگين و پس از اطمينان به اينكه به اندازه كافي آرام شده است، به كمك فن پرسو جو دلايل خشمگين شدنش را جويا شويم، بدون ترديد پاسخ مناسبي خواهد داد. - تشريك مساعي كنيم، در نهايت بايد به فرد پرخاشگر نشان دهيم كه با او همراه هستيم و تمايل داريم تا جايي كه در توان داريم به او كمك كنيم. ممكن است نتوانيم به اندازه كافي مفيد باشيم، اما بيان تشريك مساعي براي حل مشكلي كه طرف مقابل را تا اين حد خشمگين كرده، شيوهاي بسيار مفيد و مؤثر است.
* رئيس اداره آموزش و مشاركت عمومي معاونت اجتماعي فاتب