کد خبر: 1358587
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
‌حمیدرضا محمدی 
تسلیم اسم رمز صلح پس از آنکه بین دو کشور به هر دلیلی وضعیت جنگی به وجود می‌آید، این وضعیت ممکن است پیوسته ادامه پیدا کند

پس از آنکه بین دو کشور به هر دلیلی وضعیت جنگی به وجود می‌آید، این وضعیت ممکن است پیوسته ادامه پیدا کند و حتی توقفی در مورد آن وجود نداشته باشد؛ یعنی این جنگ ممکن است ده‌ها سال طول بکشد. با وجود اینها زمانی که قرار باشد این تخاصم تمام شود، حالت‌ها و صور مختلفی را می‌توانیم برای آن تصور کنیم. مثلاً یک عنوانی به نام آتش‌بس داریم. این آتش‌بس بسیار شکننده است؛ یعنی می‌گویند فعلاً کسی به سمت دیگری حمله نکند تا ببینیم چه می‌شود، اما به دلایل مختلفی ممکن است این آتش‌بس نقض شود. کما اینکه همین الان در تجاوز رژیم غاصب صهیونیستی به کشور‌های لبنان و فلسطین شاهدیم که آتش‌بس بسیار شکننده و در واقعیت در حال نقض است. از این جهت، آتش‌بس حالتی از اتمام درگیری است که نمی‌توانیم بگوییم درگیری تمام شده‌است.

یک حالت دیگر وضعیتی است که کشور‌ها به صلح می‌رسند، مثل آن چیزی که در مورد ایران و عراق اتفاق افتاد. این دو کشور قرن‌ها به عنوان ملت‌های مسلمان با هم برادر بودند، ولی حزب بعثی در عراق حاکم شد و به کشور ما حمله کردند. منتها بعد از گذشت مدت‌ها، بالاخره ما با عراق به حالت صلح رسیدیم و این صلح پایدار است. اکنون نه‌تنها بین دو کشور دشمنی نیست، بلکه برادری‌ها شکل گرفته و می‌بینیم مثلاً در ایام اربعین ایرانی‌ها آنجا حاضر می‌شوند و مورد پذیرایی قرار می‌گیرند یا برعکس در طول سال آنها به زیارت امام رضا (ع) می‌آیند؛ کلاً در حالت صلح و دوستی با هم هستیم و هیچ شکنندگی احساس نمی‌شود. این شرایط به ما نشان می‌دهد برای اینکه صلح مقرر و پایدار باشد، نیازمند این است که کشور‌ها هر دو به یک سری اصول و توافقی دست پیدا کنند. یعنی یکسری از اصول را برای خودشان قرار بدهند و هر دو طرف به این اصول پایبند باشند تا این صلح اتفاق بیفتد و منافع هر دو کشور تا اندازه‌ای که خودشان تبیین و تفسیر می‌کنند رعایت شود. به این وضعیت صلح می‌گویند.

اما واژه‌ی دیگری به نام تسلیم‌شدن نیز داریم. کشوری که در میدان نبرد، پیروز می‌شود و قدرت نظامی او به کشور دیگری می‌چربد، قوانینی برای کشور دیگر تعریف می‌کند. کشور پیروز به کشور مغلوب اعلام می‌کند که مثلاً تو باید از این قوانین تبعیت کنی و الا من به تهاجم ادامه می‌دهم و کلاً کشورت را نابود می‌کنم. تسلیم شدن به نوعی به معنای پذیرفتن تمام خواست‌های کشور دیگر و زمین گذاشتن منافع کشور خودی است.

اما تسلیم شدن به معنای پایان جنگ نیست. برخلاف صلح، در مورد تسلیم شدن نه‌تنها شرایط کشتار، قتل و غارت تمام نمی‌شود، بلکه شروع مرحله جدیدی از تهاجم است، چراکه در حالت تسلیم، یک کشور سلاح خود را زمین می‌گذارد و کشور دیگر انواع تهاجمات را به آن انجام می‌دهد. سوابق این تهاجمات بسیار مختلف است؛ از تهاجم فرهنگی گرفته تا تهاجم و تعرض نسبت به خانم‌ها و حتی آقایان سرزمین تسلیم‌شده وجود دارد، کشتار بی‌رحمانه ده‌ها و حتی صد‌ها هزار نفر در تاریخ وجود دارد، و هر آنچه که بخواهند در مورد کشور تسلیم‌شده انجام می‌دهند، مثلاً در عراق وقتی که به نوعی تسلیم امریکا شد؛ بعد از آن امریکایی‌ها میلیون‌ها نفر را کشتند، منابع‌شان را می‌برند، نفت‌شان را غارت می‌کنند و هر نوعی بخواهند که به آنها ظلم می‌کنند. کشوری که تسلیم شده، دیگر اراده و توانی ندارد که بخواهد کاری را انجام دهد، چون سلاحش را زمین گذاشته است. برای اینکه متجاوزان نقض قانون نکنند، دیگر ضمانت اجرایی هم وجود ندارد که آن کشور را با آن تهدید کند و مجبورش کند از قانون تبعیت کند. از این جهت، تسلیم نه‌تنها منجر به اتمام جنگ نیست، بلکه نوع جنگ را تغییر می‌دهد و از حالتی که برای کشتن افراد باید آتشبار وجود داشته‌باشد به شرایطی می‌رسد که حتی نیاز به آتش نیز نیست.

حال در مورد اتفاقات کشور ما و آن چیزی که امریکا پیشنهاد می‌کند نیز پیشنهاد آنها صلح نیست، بلکه آن چیزی که بین ما دارد اتفاق می‌افتد، این است که آنها از ما می‌خواهند تسلیم شویم تا بتوانند بدون آسیب به تهاجم خود به کشور ما ادامه دهند. از کجا می‌فهمیم این پیشنهاد، پیشنهاد تسلیم است؟ از اینکه آنها به ما می‌گویند شما ممکن است بخواهید از انرژی اتمی‌تان سلاح بسازید پس گفته‌تان را قبول نداریم و انرژی اتمی را زمین بگذارید. برد موشک‌هایتان را آنقدری کاهش دهید که نتواند به ما آسیب بزنید، حتی در دانشگاه‌هایتان این موارد را تدریس کنید و آن موارد را تدریس نکنید. یا در مورد پذیرش بعضی از قوانین مثل به رسمیت شناختن همجنس‌بازی اظهارنظر می‌کنند، یا می‌خواهند برای ما در خصوص تشکیل ائتلاف منطقه‌ای مقاومت با کشور‌هایی مثل عراق، یمن، لبنان، فلسطین و ... تعیین‌تکلیف کنند. می‌خواهند قدرت ما را بگیرند، چون بحث بحث تسلیم است و این کار را می‌کنند تا بتوانند حاکمیت خودشان را بر ما با زور قهر، غلبه و فشار بقبولانند و هیچ آسیبی هم نبینند. حال سؤال این است که اگر ما به این شکل تسلیم شویم، آیا منجر به این می‌شود که دیگر آسیب نبینیم و صلح برقرار می‌شود؟! اینگونه نیست، بلکه تازه جنگ به شکل یک‌طرفه شروع می‌شود، تماماً آسیب می‌خوریم و دیگر هیچ آسیبی نمی‌توانیم وارد بکنیم؛ و این فقط در مورد کشور ما نیست، در مورد هر کشوری است که تسلیم شود.

حال بعضی با مغالطه دو واژه صلح و تسلیم را با هم خلط می‌کنند و می‌گویند برویم در مورد درخواست صلح امریکایی‌ها مذاکره کنیم، در حالی است که درخواست مذاکره آنها درخواست برای تسلیم‌شدن ماست. اگر قصد ما تسلیم شدن یا امتیازگیری در تسلیم‌شدن است، خب مذاکره سودمند است، اما اگر قصدمان صلح باشد، خیلی بعید است در این وضعیت ما بتوانیم به صلح برسیم، چراکه قصد آنها اصلاً ایجاد صلح نیست، بلکه قصد آنها تسلیم کردن ماست.

حال چطور ما می‌توانیم وضعیت تسلیم را به صلح تغییر دهیم! یک حالت بیشتر ندارد، آن هم این است که در میدان برنده جنگ شویم و برنده است که قوانین را تصویب می‌کند. آن کسی که قدرتش در میدان چربید و توانست از نظر نظامی به دیگری خواسته‌اش را تحمیل کند، می‌تواند شرط بگذارد و قوانین پس از جنگ را تعریف کند و ما فقط در این یک حالت می‌توانیم از آنها امتیاز بگیریم و به صلح پایدار برسیم؛ بنابراین تنها راه رسیدن به صلح پایدار که بتوانیم منافع، آزادی عملکرد و عزت‌مان را داشته باشیم، این است که قدرتمان به قدرت آنها غلبه کند؛ حالا چه با جنگ مستقیم و چه از طریق اعمال قدرت، مثل همین بستن تنگه هرمز و آنها را به جایی برساند که متوجه شوند از طریق جنگ مستقیم نمی‌توانند امتیازات بیشتری از ما بگیرند و ما را به تسلیم برسانند.

برچسب ها: جنگ ، آتش بس ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار