
بر كسي پوشيده نيست كه شرايط حال حاضر در حوزههاي اجتماعي ميتوانست بهتر از اين باشد، اما اين هم بر هيچ كنشگر و كارشناس منصفي پوشيده نيست كه انقلاب اسلامي ايران در 40 سالگي و در همين حوزههاي اجتماعي پيشرفت و بهبودی چشمگيرانه داشته است. نرخ سواد و رفع تبعيض آموزشي ايرانيان در مقايسه با 40 سال پيش گوياي خدمات بيبديل نظام جمهوري اسلامي است. بحرانها و نحوه مديريت آنها هم نشاندهنده تحول شگرف حاصل از انقلاب است. روز گذشته در سه حوزه بهداشت و درمان، محيطزيست و قوهقضائيه خدمات انقلاب را برشمرديم؛ امروز هم دو حوزه مديريت بحران و آموزشوپرورش را كنكاش كردهايم. دور از انصاف است كه با وجود اذعان به همه نواقص مديريتي موجود، خدمات چهار دههاي نظام اسلامي را ننگاريم.
فرصت برابر تحصيل ارمغان انقلاب
نفيسه ابراهيمزاده انتظام
براي بررسي اوضاع آموزشوپرورش در سالهاي قبل و بعد از انقلاب در دسترسترين شاخص، آمار بهرهمندي افراد از نعمت سواد است. برخي منابع تا سه چهارم جمعيت 9 تا 60 سال را در سالهاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، بيسواد گزارش كردهاند، در حالي كه اين شاخص در سالهاي 57 به بعد به پوشش 98درصدي رسيده است.
اگرچه ايدهآل برپايي جشن ريشهكني بيسوادي هر سال به تعويق ميافتد و با وجود انتظارات فراوان محقق نميشود، اما ارتقاي استانداردهاي آموزشي و مهارتهاي ارتباطي در قالب سوادآموزي كه امروز در دستور كار است، تا قبل از پيروزي انقلاب موردتوجه نبود.
همچنين برتري آماري دختران در ورود به دانشگاهها و مراكز آموزش عالي گزارش متقني از اقبال بانوان به تحصيل در سالهاي بعد از انقلاب و ايجاد امكان و افزايش ضريب دسترسي اين قشر از جامعه به آموزشهاي يكسان و برابر است.
علاوه بر اين مدارس و مراكز آموزشي در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب نمادي از فاصله طبقاتي بودند و آموزش يك فرآيند انحصاري در دسترس خانوادههاي مرفه بود، اما در چهار دهه گذشته آموزشوپرورش عمومي در بين آحاد مردم گسترش يافت و براساس قوانين و صرفنظر از تفاوتهاي اجتماعي، فرصتهاي برابر آموزشوپرورش را به مردم ارائه كرد.
همچنين در زمان رژيمپهلوي روستاها و بعضي از شهرها از داشتن مدرسه محروم بودند و تنها افرادي كه از وضعيت مالي خوبي برخوردار بودند، ميتوانستند براي تحصيل به بعضي از شهرها بروند. درحاليكه امروز در دور افتادهترين روستاهاي كشور مدرسه وجود دارد. همچنين روند مدرسهسازي در سالهاي پيش از انقلاب با وضعيت كنوني بسيار فاصله دارد؛ در آن زمان رژيمپهلوي به دليل حفظ منافع و جايگاه خود اقدام به ساخت مدرسه و دانشگاه ميكرد اما مدارس بعضي از شهرها در آن زمان به صورت كپر بود، اما درحالحاضر با نهضت مدرسهسازي و مشاركت خيران مدرسهساز، تمام مناطق محروم كشور داراي فضاهاي آموزشي شدهاند.
علاوه بر اين مديران آموزشوپرورش آن زمان براساس رابطه با مديران كل و وزير انتخاب ميشدند و بايد به حزب رستاخيز و شيوه حكومتي پهلوي اعتقاد ميداشتند، اما پس از پيروزي انقلاب ايمان و شايستگيهاي اخلاقي و حرفهاي افراد براي جذب نيروي انساني در آموزشوپرورش در نظر گرفته ميشود.
مسئله ديگر محتواي آموزشي و كيفيت كتابهاي درسي در دوران حكومت طاغوت بود كه در آنها استانداردهاي سبك زندگي غربي بيش از هر چيز ديگري مورد توجه بود. در آن زمان توجه صرف به آموزش و بيتوجهي به تربيت اخلاقي و انساني، دانشآموزان را افرادي تك بعدي بار ميآورد. اين افراد اغلب با فرهنگ خودي بيگانه و در برابر مسائل روز و مشكلات جامعه، صنعت و بازاركار منفعل بودند. اين در حالي است كه بنابر سند تحول بنيادين و سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري فارغالتحصيلان آموزشوپرورش جمهوري اسلامي بايد توانايي تحليل مسائل را داشته باشند و داراي مهارتهاي نسبي براي ورود به بازار كار باشند.
از كمك 100گرمي شكر تا احداث خانه براي زلزلهزدگان
بيژن يانچشمه
كشور ايران از ديرباز آبستن حوادث بسياري از جمله حوادث غيرمترقبه و بحرانهاي مختلف بوده كه جان و مال مردم را در معرض تهديد جدي قرار داده است. در سال 1337سازمان دفاع غيرنظامي به منظور حفظ جان و مال مردم از تعرضات هوايي، حوادث طبيعي و سوانح غيرمترقبه در وزارت كشور وقت تأسيس شد. با اين حال قوانين حوزه مديريت بحران در قبل از انقلاب به چند قانون مختصر خلاصه ميشدند و كارآيي چنداني نداشتند. اگرچه بحران اكنون هم وجود دارد و مديريت بحران در شرايط فعلي هم ضعفهايي دارد، ولي مقايسه مختصر نحوه مديريت بحرانها در دو برهه قبل و بعد از انقلاب، روسفيدي جمهوري اسلامي را در اين رابطه آشكار ميكند.
زمينلرزه كاخك و فردوس در شهريور سال۱۳۴۷، دو زمينلرزه پياپي بود كه در دو روز منطقه دشت بياض، كاخك و فردوس را ويران كرد. بزرگي اين زمينلرزه 7/1 ريشتر بود كه بر اثر آن حدود ١٢هزار نفر از مردم كشته شدند و حدود ٧٠هزار نفر بيخانمان شدند. آوارگي و نبود مايحتاج اوليه زندگي شرايط را براي آسيبديدگان بسيار دشوار كرده بود. كمكهاي ناچيز دولتي بسيار كم بود. حضرت آيتالله خامنهاي در خاطرات خود راجع به اين زلزله مينويسند: «در زلزله فردوس كه اين شهر بزرگ تقريباً با خاك يكسان شده بود، در طول دو ماه، تنها دوبار شير و خورشيد به مردم از نظر اجناس و موادغذايي كمك كرد؛ حالا چادر، پتو و اينها كه هيچ، آنكه خيليخيلي كم و غيرقابل ذكر بود.» ايشان ضمن بيان خاطرات خود از زلزله هولناك سال ۱۳۴۷ افزود: «من همان وقت منبر رفتم و سخنراني كردم و از مردم پرسيدم كه شير و خورشيد به شماها چه داده. به نظرم گفتند در طول اين دو ماه، 100گرم شكر دادند. به همين تناسب اجناس مختصري داده بودند، نه اجناس لازم زندگي. خب، ما آنجا رفتيم، ديديم و كار كرديم.»
پس از پيروزي انقلاي اسلامي طي دهههاي اول تا چهارم انقلاب كميته كاهش اثرات بلاياي طبيعي و پس از آن مديريت بحران تشكيل شد. در مقام قياس زلزله كاخك با زلزله كرمانشاه كه با 7/3 ريشتر رخ داد، وسعت آن به حدي بود كه چند شهر و دهها روستا را تخريب كرد و حدود 17هزار خانه به صورت كامل ويران شد كه در مجموع حدود 600 نفر از هموطنان جان خود را از دست دادند و چيزي حدود 12هزار نفر نيز مجروح شدند. در ساعت اوليه زلزله نيروهاي امدادي و حتي نيروهاي مسلح خود را به اين مناطق رساندند و كمكرساني آغاز شد. با توجه به وسعت زياد تخريب كه بيشتر خانههاي روستاي قديميساز را نابود كرده بود، در كمتر از دوماه بيشتر آسيبديدگان اسكان موقت يافتند و در چادر و سپس در كانكسها مستقر شدند و حالا هم بخشهاي مختلف با تقسيم وظايف مشغول ساخت منازل روستاييان و خانههاي مناطق زلزلهزده هستند.
در زمينه قوانين مديريت بحران هم پيش از انقلاب، چند متن معدود بود كه همانها هم اجرايي نميشد، اما الان مديريت بحران در كشورمان يك سازمان مستقل با قوانين جداگانه و بودجه در خور توجه است؛ هرچند كاستيها هم وجود دارد.