
زهرا چیذری
مرگ بر اثر بيماري يا حتي حوادث راهنمايي و رانندگي رخدادي تأسفبرانگيز ولي به هر حال قابل قبول است، اما مرگ بر اثر نزاع موضوعي است كه بازنگري جدي در فرهنگ و از آن مهمتر سلامت روان اعضاي جامعه را هشدار ميدهد. آنطور كه وزير بهداشت ميگويد انگار صداي زنگ هشدار درباره اوضاع فرهنگ و سلامت روان جامعه از مدتها قبل به صدا درآمده است، بهگونهاي كه دومين عامل مرگومير عمليات اورژانسهاي كشور نه تصادف است و نه بيماري بلكه نزاع است!
تغيير گزارههاي فرهنگي در يك جامعه بيترديد به زيربناهاي اقتصادي و اجتماعي بازميگردد. مردم ايران از ديرباز مردمي با فرهنگ و با گذشت شناخته ميشدند، اما واقعيتهاي امروزي جامعه نشان از آن دارد كه عنصر گذشت، تابآوري و تحملپذيري در ميان مردم ما به شدت كمرنگ شده است، بهگونهاي كه به گفته وزير بهداشت سال گذشته ۲۷ درصد فراخوان نيروهاي اورژانس به دليل نزاع و مصدوميت ناشي از آن بوده است.
اوضاع سلامت روان جامعه روي خط هشدار
آمارها حاكي از آن است كه اوضاع سلامت جامعه خوب نيست. هر چند تشتت آماري حتي در ميان آمارهاي منتشر شده از سوي وزارت بهداشت هم مشاهده ميشود، ميانگين آمارهاي ارائه شده نشان از آن دارد كه از هر چهار نفر يك نفر به يكي از اختلالات روحي - رواني مبتلا است.
از سوي ديگر 75 درصد سلامت افراد تحتتأثير عوامل اجتماعي و اقتصادي از جمله نوع شغل، سطح درآمد، دسترسي عادلانه به امكانات، سواد سلامت، فقر و بيكاري، آلودگيها و ترافيك تعيين ميكند. حسن فلاحپور، عضو انجمن علمي روانپزشكان ايران تأكيد ميكند: تحقيقات نشان ميدهد كه ارتباط مستقيمي بين متغير فقر و اختلالات شايع روان وجود دارد؛ به عبارتي اگر مؤلفه فقر و افزايش روزافزون آن در برخي جوامع ناديده گرفته شود، هر چقدر هم كه اقدامات مطلوبي در راستاي درمان اختلال روان صورت گيرد، در نهايت درمان كامل صورت نگرفته است. از نگاه حسن عليجاني زماني، نماينده مردم در مجلس دهم هم معتقد است فشارهاي كاري، بيكاري، تأخير در ازدواج و حتي نظامهاي بوروكراتيك فشارهاي اجتماعي را به دنبال دارد و بالطبع اين فشارها به بيماريهاي رواني، اضطرابي و افسردگي ختم ميشود. بنابراين سايه بيماريهاي روحي - رواني در كمين 7 ميليون بيكار و خانوادههاي آنهاست.
ثبت 33 هزار نزاع در پزشكي قانوني در شش ماه
حالا بياييد به جامعه بازگرديم و ببينيم مؤلفههاي اجتماعي نشانگر سلامت روان افراد در چه وضعيتي قرار دارد. مطابق گزارشات سازمان پزشكي قانوني، تا پايان تيرماه ماه امسال 33 هزار و 362 نفر به دليل آسيبهاي ناشي از نزاع به مراكز پزشكي قانوني استان تهران مراجعه كردهاند. اگرچه اين عدد در مقايسه با مدت مشابه سال قبل كه تعداد مراجعان به دليل نزاع به مراكز پزشكي قانوني 36 هزار و30 نفر اعلام شده بود 7درصد كاهش يافته است، اما مراجعه 33 هزار تن به پزشكي قانوني حكايت از آمار بالاي نزاع در كشور دارد. بديهي است آمار اصلي نزاع خيلي بيشتر از اينهاست؛ چراكه بسياري از نزاعها هم ممكن است به پزشكي قانوني ختم نشود.
تصادف و نزاع در صدر عوامل مرگ
آنطور كه سيدحسن هاشمي، وزير بهداشت ميگويد بيشترين آمار مصدومان در ايران ناشي از تصادفات و نزاع است كه نزاع انواع مختلف شخصي، صنفي و خانوادگي دارد.
وي با اشاره به اينكه آمار نزاع در كشور پيشرونده است، ميافزايد: تنها راه پيشگيري از اين مسئله ارتقاي فرهنگ بوده تا هم تحمل مردم افزايش يابد و هم مشكلات از مسير صحبت كردن حل شود.
بنا به تأكيد وزير بهداشت كاهش تلفات ناشي از حوادث تنها وظيفه اورژانس نيست؛ چراكه اگر فرهنگسازي نباشد هرچقدر هم خدمات درماني را توسعه دهيم، جوابگو نخواهد بود.
هاشمي ميافزايد: وقتي كه روابط شخصي را تعريف نميكنيم يا فرهنگ رانندگي ما درست نيست، طبيعي است كه نقش تصادفات و نزاعها در عملياتهاي اورژانس افزايش پيدا ميكند. البته توجه به فرهنگ، مسئوليت دستگاههاي مختلف مانند وزارت صنعت، راه و پليس را نفي نميكند، اما بخشي كه در دست ما مردم است موضوع فرهنگي است كه بايد آن را حل كنيم. وي تصريح ميكند: خيلي از اين مسائل را بايد در مدرسه و در مقاطع پايه آموزش بدهيم و بايد ببينيم حجم آموزشهاي فرهنگي كه در كشور داده شده، چقدر است و آيا منجر به كاهش آسيبها شده است يا خير؟ اگر آسيبها كاهش پيدا نكرده باشد حتماً يك جاي كار ايراد دارد و بايد بازگرديم و آسيبشناسي كنيم. قاسم جان بابايي، معاون درمان وزارت بهداشت هم با اشاره به حوادث تلخي كه طي هفتههاي گذشته در جادههاي كشور رخ داد، تأكيد ميكند: نياز است سلامت جسمي و رواني رانندگان بررسي و بازنگري شود.
يكسوم مأموريتهاي اورژانس برای نزاع
حتي مرگ بر اثر بيماريهاي قلبي - عروقي هم قابل پيشبيني و قابل پيشگيري است. بديهي است جامعه امروز تشنه ارتقاي فرهنگ و بازگشت به توصيههاي اسلامي درباره كنترل خشم و سلامت روان است. جامعهاي كه زيبنده آن نيست حتي يك مرگ بر اثر نزاع در آن ثبت شود و اگر چنين رخدادي چيزي حدود يك سوم مأموريتهاي اورژانس كشور را به خود اختصاص داده مسئولان بايد ورود کنند و ببينند آيا سلامت روان مردم در حال از دست رفتن است يا تغييرات گسترده سبك زندگي ما را به چنين شرايطي كشانده است؟